●جزئیات زلزله ۳.۸ ریشتری شرق تهران ●سپاه: سوپرنفتکش متخلف در تنگه هرمز با اصابت به دو مین دریایی متوقف شد ●لاهوتی: عبور بنزین به نرخ ۱۰ هزار تومانی مشروط به جهش اعتبار کالابرگ متناسب با تورم است ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●ابراهیمی: طرح کارور گاز ناترازی را با اهرمِ بورس مهار میکند
جریان آنلاین | مسعود پزشکیان، رئیس جمهور کشورمان امروز دوشنبه (9 شهریور 1405) دقایقی پیش وارد قرقیزستان شد.
رئیسجمهور در این سفر دو روزهاش به بیشکک، علاوه بر حضور و سخنرانی در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای و نشست شانگهایپلاس با شماری از سران کشورهای شرکتکننده دیدار و گفتوگو میکند.
بر اساس اعلام رسمی اجلاس امسال در شرایطی برگزار میشود که دستورکار آن تنها به مسائل سیاسی و امنیتی محدود نیست و موضوعاتی همچون اقتصاد، حملونقل، انرژی، محیطزیست، هوش مصنوعی و گسترش همکاریهای منطقهای نیز در دستور کار سران قرار دارد.
فارس در گزارشی آورد: در چنین شرایطی یکی از ظرفیتهایی که میتواند در حاشیه اجلاس بیشکک مورد توجه رئیسجمهور قرار گیرد توسعه همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی ایران و قرقیزستان است؛ دو کشوری که با وجود فاصله جغرافیایی، ظرفیتهای مکملی برای توسعه تجارت، حملونقل و اتصال ایران به آسیای مرکزی دارند.
قرقیزستان برای ایران صرفاً یک شریک تجاری دوجانبه نیست. موقعیت این کشور در آسیای مرکزی میتواند زمینهای برای گسترش حضور اقتصادی ایران در بازارهای منطقه و توسعه ارتباطات تجاری با کشورهای همسایه قرقیزستان فراهم کند.
یکی از مهمترین ظرفیتهای همکاری توسعه مسیرهای حملونقل زمینی و ریلی میان ایران و آسیای مرکزی است. ایران از طریق شبکه حملونقل خود میتواند به عنوان مسیر دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به بنادر جنوبی و آبهای آزاد ایفای نقش کند و در مقابل، قرقیزستان نیز میتواند به بازار و مسیر ورود کالاهای ایرانی به آسیای مرکزی تبدیل شود.
از این منظر یکی از محورهای مهم مذاکرات ایران و قرقیزستان میتواند عبور از توافقهای کلی و حرکت به سمت تعیین پروژههای مشخص برای افزایش حجم مبادلات، کاهش زمان و هزینه حملونقل، توسعه زیرساختهای لجستیکی و تسهیل امور گمرکی باشد.
نبود دسترسی مستقیم قرقیزستان به آبهای آزاد، اهمیت مسیرهای ترانزیتی منطقهای را برای این کشور افزایش داده است. ایران میتواند از این ظرفیت استفاده کرده و مسیر دسترسی کالاهای قرقیزستان به بنادر جنوبی کشور و بازارهای خلیج فارس را تقویت کند.
در مقابل توسعه مسیرهای حملونقل از ایران به آسیای مرکزی میتواند صادرات کالاهای ایرانی به قرقیزستان و کشورهای پیرامون آن را تسهیل کند.
فعال شدن این ظرفیت البته نیازمند هماهنگی میان دستگاههای حملونقل و گمرکی، ایجاد مسیرهای منظم، کاهش موانع مرزی و حضور جدیتر بخش خصوصی دو کشور است.
ظرفیت همکاری ایران و قرقیزستان تنها به ترانزیت محدود نمیشود. ساختار اقتصادی دو کشور نیز در برخی حوزهها میتواند مکمل یکدیگر باشد.
قرقیزستان در حوزههایی مثل کشاورزی، دامداری، مواد غذایی و برخی مواد اولیه ظرفیت دارد و ایران نیز در زمینههایی مانند محصولات پتروشیمی، مصالح ساختمانی، تجهیزات صنعتی، دارو، مواد غذایی و خدمات فنی و مهندسی توانمندیهای قابل توجهی دارد.
از این منظر ایجاد سازوکارهای پایدار برای تجارت محصولات کشاورزی و غذایی، توسعه صادرات کالاهای صنعتی ایران، سرمایهگذاری مشترک و استفاده از ظرفیت شرکتهای خصوصی میتواند سطح مبادلات دو کشور را افزایش دهد.
حرکت از تجارت مقطعی به سمت قراردادهای بلندمدت و سرمایهگذاری مشترک نیز میتواند روابط اقتصادی تهران و بیشکک را از سطح ظرفیتهای بالقوه به همکاریهای پایدار تبدیل کند.
انرژی و زیرساخت نیز از دیگر حوزههایی است که میتواند در همکاری ایران و قرقیزستان مورد توجه قرار گیرد. شرکتهای ایرانی در حوزههای فنی و مهندسی، ساخت نیروگاه، تجهیزات انرژی، آب و زیرساخت ظرفیت قابل توجهی دارند و میتوانند در پروژههای توسعهای قرقیزستان حضور بیشتری پیدا کنند.
این ظرفیت بهویژه در چارچوب سازمان همکاری شانگهای اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه این سازمان بستری برای توسعه همکاریهای اقتصادی، انرژی، حملونقل و زیرساختی میان کشورهای عضو فراهم کرده است.
نکته مهم درباره اجلاس بیشکک حضور همزمان کشورهای مهم منطقهای و فرامنطقهای است. سازمان همکاری شانگهای بستری برای گفتوگو و همکاری میان ایران، چین، روسیه، هند، قرقیزستان و دیگر کشورهای اوراسیا فراهم کرده و نشست شانگهایپلاس نیز دامنه این همکاریها را گستردهتر میکند.
به همین دلیل ارزش سفر رئیسجمهور به بیشکک را نباید صرفاً در سخنرانی در نشست سران جستوجو کرد. حاشیه اجلاس و دیدارهای دوجانبه میتواند فرصتی برای تبدیل ظرفیتهای سیاسی به پروژههای اقتصادی باشد.
برای ایران یکی از خروجیهای مطلوب این سفر میتواند تعریف یک نقشه راه اجرایی با قرقیزستان باشد؛ نقشه راهی که به جای کلیگویی، چند پروژه مشخص در حوزه ترانزیت، حملونقل، تجارت، سرمایهگذاری، انرژی و خدمات فنی و مهندسی را هدف قرار دهد.
ایران و قرقیزستان از نظر اقتصادی و منطقهای ظرفیتهایی دارند که هنوز بهطور کامل فعال نشدهاند. عضویت هر دو کشور در سازمان همکاری شانگهای نیز یک بستر نهادی مشترک برای پیشبرد همکاریها ایجاد کرده است.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا تهران و بیشکک میتوانند از این بستر چندجانبه برای تعریف پروژههای مشخص استفاده کنند؟
شاید مهمترین انتظار از دیدارهای دوجانبه در حاشیه شانگهای همین باشد؛ اینکه روابط ایران و قرقیزستان از فهرست بلندبالای ظرفیتها عبور کند و به چند پروژه روشن، زمانبندیشده و قابل پیگیری برسد.
بیشکک میتواند برای ایران تنها محل برگزاری یک اجلاس دیپلماتیک نباشد؛ بلکه فرصتی برای تقویت حضور اقتصادی کشورمان در آسیای مرکزی و ایجاد مسیرهای جدید تجاری باشد؛ ظرفیتی که اگر بهموقع فعال شود، میتواند جایگاه ایران را در شبکه ترانزیت و تجارت اوراسیا تقویت کند.