جریان آنلاین ؛ پایگاه خبری تحلیلی جریان
جستجو ● درباره ما ● پیوندها
مکی: اعتبار نظامی آمریکا فرسوده شد/ واشینگتن دیگر کارتی برای بازی در جنگ ندارد

گزارش تحلیلی «جریان آنلاین» از تغییر موازنه تهدید و فرسایش اهرم‌های آمریکا؛

مکی: اعتبار نظامی آمریکا فرسوده شد/ واشینگتن دیگر کارتی برای بازی در جنگ ندارد

09 شهریور 1405 - 14:22:02 سیاست نظر (0) لینک کوتاه: https://jarianonline.ir/s/N3Rxt چاپ خبر
پس از درگیری‌های اخیر در منطقه و پاسخ‌های بازدارنده ایران تحلیلگران معتقدند ابهت نظامی آمریکا در تقابل با ایران آسیب جدی دیده است؛ وضعیتی که در آن واشینگتن نه توان خروج آبرومندانه دارد و نه توان تشدید تنش.

جریان آنلاین | خبر درگیری‌های مجدد در منطقه و حمله آمریکا به چند لانچر در جزیره لارک و پاسخ کوبنده ایران و حمله به منافع آمریکا در چند کشور از جمله کویت، امارات، اردن و... بار دیگر نگاه‌ها را به سوی کانون بحران در خاورمیانه معطوف کرد و باعث شده قیمت نفت پس از یک آرامش نسبی مجدداً رو به افزایش بگذارد. رویکردی که به باور بسیاری از کارشناسان به‌نظر نمی‌رسد که باعث نمی‌شود که درهای دیپلماسی بسته بماند. هرچند ترامپ در روزهای اخیر بر عدم تمایل به تفاهمنامه پاکستان تأکید کرده است اما رفت‌وآمدهای برخی از میانجی‌ها از کشورهای پاکستان و قطر از ادامه مذاکرات بین دو کشور و بازبودن باب مذاکره حکایت می‌کند. تحلیلگران معتقدند باتوجه‌به تلاش ترامپ برای آرام جلوه دادن منطقه و امن‌بودن تردد در تنگه هرمز به‌نظر می‌رسد باعث شود تا باز هم ترامپ از اظهارنظرهای خود دراین خصوص تجدید‌نظر کند. در گفت‌و‌گو با مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل به واکاوی این مسئله پرداختیم که در ادامه آن را دنبال می‌کنیم.

تحلیل و پیش‌بینی  شما از حمله آمریکا به لارک با بهانه تلاش ایران برای حمله موشکی از این جزیره برای مین‌گذاری تنگه هرمز و پاسخ کوبنده ایران به منافع آمریکا در منطقه از ادامه این وضعیت چیست؟ آیا به‌نظر شما حملات ایران می‌تواند در این راستا بازدارنده باشد؟

آنچه امروز در میدان می‌بینیم، نه یک  جنگ تمام‌عیار و نه یک صلح پایداراست؛ بلکه ما در فضای ملتهب نه جنگ، نه مذاکره محبوس شده‌ایم. آمریکا پس از ادعاهایش درباره کشتی‌ها با رویکردی که مدعی پاسخ نظامی بود، حملاتی را در جنوب ایران انجام داد اما ایران نیز با رویکردی بازدارنده، پاسخ‌های متقابلی به منافع و پایگاه‌های آمریکا در کشورهای همسایه داد. نکته کلیدی اینجاست، اعتبار نظامی آمریکا که قبلاً به‌عنوان اصلی‌ترین اهرم فشار در منطقه عمل می‌کرد در این تقابل‌ها به‌شدت آسیب دیده است. امروز در محافل سیاسی خود آمریکا نیز این تردید وجود دارد که آیا رویکرد ترامپ، منجر به امنیت شده یا فقط تنش‌زایی کور است. آمریکا در موقعیتی گرفتار شده که نه توان خروج آبرومندانه از این تقابل را دارد و نه توان تشدید آن را و این یعنی بازدارندگی آمریکا دچار فرسایش شده و در مقابل ایران نشان داده که برای سناریوهای مختلف آمادگی عملیاتی دارد.

البته  ترامپ همچنان بر طبل فشار حداکثری می‌کوبد و معتقد است محاصره دریایی و تحریم‌های اقتصادی، تهران را به زانو درمی‌آورد. آیا واقعاً ابزار تحریم به انتهای مسیر خود رسیده است یا باید منتظر فاز جدیدی از فشارهای اقتصادی باشیم؟

این برداشت ترامپ که فشار اقتصادی صرف می‌تواند ایران را از مواضع اصولی خود کوتاه بیاورد، یک خطای تحلیلی استراتژیک است. ایران با حفظ پایداری برابر این فشارهای بی‌سابقه، ثابت کرده که محاسبات واشینگتن بر پایه فروپاشی درونی اشتباه بوده است. به‌نظر می‌رسد که آمریکا تمام ظرفیت‌های خود را در سبد تحریم گذاشته و دیگر کارت جدیدی برای بازی ندارد. تداوم این وضعیت، ایران را به این نتیجه رسانده که باید از برگه‌های برنده خود در میدان دیپلماسی و حتی قدرت بازدارندگی منطقه‌ای بهره ببرد. در واقع این آمریکا است که وضعیت تنگه هرمز را برای جامعه جهانی به یک معمای امنیتی تبدیل کرده و از کانال دیپلماسی برای حل بحران انرژی که همه جهان را تحت‌الشعاع قرار داده، اجتناب می‌کند.

تحلیلگران بر این باورند که ماه‌های آینده و به‌ویژه پس از انتخابات آمریکا، ممکن است شاهد تغییری در این موازنه باشیم. آیا باید نگران یک درگیری گسترده‌تر باشیم یا مسیر برای بازگشت به میز مذاکره هموار است؟

خب در این باره دو جریان فکری در این زمینه وجود دارد. امکان دارد پس از انتخابات با یک فضای تهاجمی‌تر یا درگیری‌های وسیع‌تر مواجه شویم اما در مقابل واقعیت‌های نظامی گویای آن است که توان نظامی آمریکا دیگر آن ابهت پیشین را ندارد. برای خود آمریکا هم عاقلانه‌ترین گزینه پایان‌دادن به این وضعیت است. ایران بارها اعلام کرده که آمادگی بازگشت به تفاهمنامه‌ها و مسیرهای دیپلماتیک را دارد، مشروط بر آنکه عزت، حکمت و مصلحت حفظ شود. ایران اکنون به یک سیاست دیپلماسی فعال نیاز دارد تا این بن‌بست فرساینده را به فرصتی برای خنثی‌سازی فشارهای اقتصادی تبدیل کند.

به اعتقاد شما آیا باز هم می‌توان از نقش دولت‌های عربی منطقه به‌عنوان ترمز رفتارهای تهاجمی ترامپ یاد کرد که بتوانند با نقش میانجی تلاش کنند تا تنش‌ها کاهش یابند؟

یکی از متغیرهای مهم که باعث شده صدای جنگ‌طلبی در آمریکا تا حدی فروکش کند، فشار پنهان کشورهای عربی منطقه است. این دولت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که امنیت یک کالای همگانی است؛ اگر منطقه در آتش بسوزد، تجارت و سرمایه‌گذاری آن‌ها نیز از بین می‌رود. سفرهای اخیر دیپلماتیک از سوی مقاماتی از پاکستان و قطر، نشان‌دهنده همین پیام است: منطقه به ثبات نیاز دارد، نه تنش، از این رو، این کشورها در وضعیتی هستند که می‌خواهند آمریکا را قانع کنند که از لبه پرتگاه جنگ عقب‌نشینی کند. این یک اهرم فشار دیپلماتیک است که اگر درست مدیریت شود، می‌تواند به یک ثبات پایدار کمک کند.

باور همه بر این است که فضای نه جنگ و نه صلح به نفع ایران نیست و می‌تواند امتیازات بیشتری به ترامپ دهد؛ به نظر شما ایران در این فضای خاکستری «نه جنگ، نه مذاکره» چه اولویتی باید داشته باشد؟

اولویت قطعی خروج از این بن‌بست فرساینده از طریق دیپلماسی هوشمندانه است. ایران باید با استفاده از کارت‌های برنده‌اش و با تکیه بر دیپلماسی چندجانبه‌گرایانه، به‌گونه‌ای عمل کند که هزینه‌ تداوم وضعیت فعلی برای آمریکا بیشتر از سود آن باشد. زمانی که ترامپ بفهمد که فشار حداکثری نه تنها به نتیجه نرسیده بلکه امنیت متحدانش را در منطقه نیز به خطر انداخته است، آنگاه میل به مذاکره جایگزین میل به تهاجم خواهد شد و در حقیقت این هنر دیپلماسی است که قدرت نظامی را به اقتدار سیاسی تبدیل کند.

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین

تازه ها