●اربعین حسینی پیشگام تقابل با تفکر جزیره اپستین است ●آخرین وضعیت شهرهای جنوبی کشور پس از مقاومت برابر تهاجم دشمن ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●قاچاق، تار و پود صنعت نساجی را از هم گسست ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | صنعت نساجی و پوشاک ایران این روزها مانند بسیاری از حوزههای دیگر درگیر رکود ناشی از جنگ، تحریمها و... شده و این در حالی است که این صنعت همواره بهعنوان یکی از ستونهای اشتغالزایی و تولید ملی در کشور محسوب میشده که در حال حاضر گرفتار وضعیت متناقضی شده است. از یک سو زیرساختهای تولیدی با چالشهای انباشته از جمله هزینههای فزاینده انرژی، نوسانات ارزی و کمبود مواد اولیه مواجه هستند و از سوی دیگر با کاهش چشمگیر قدرت خرید خانوارها، تقاضا در بازار داخلی به حداقل رسیده است. هرچند صاحبنظران در این صنعت بر این باورهستند که مشکلات این صنعت پیش از شرایط جنگی نیز با چالشهایی چون قاچاق، کمبود منابع ارزی برای تولید و... مواجه بود اما جنگ باعث افزایش مشکلات برای واردات برخی مواد اولیه، گرانی حمل ونقل قطعات مورد نیاز دستگاهها، افزایش قیمت انرژی و... شده است. به اعتقاد این افراد ریشه اصلی این بحران در ضعفهای ساختاری اقتصاد کلان ایران نهفته است. از یارانههای غیرهدفمند انرژی گرفته تا چندنرخی بودن ارز و فقدان سازوکارهای شفاف در اقتصاد آزاد که همگی رکود را تشدید کرده است. در این میان ورود بیرویه پوشاک قاچاق که از مزیت قیمت تمامشده پایینتر (به دلیل نبود هزینههای رسمی تولید و مالیات) برخوردار است، عرصه را بر تولیدکننده داخلی تنگ کرده و این وضعیت، تولیدکنندگان را در تنگنای هزینههای سربار تولید و فقدان بازار تقاضا قرار داده و آیندهای غبارآلود را برای این صنعت ترسیم کرده است. در این باره با شجاعالدین امامی رئوف، دبیر انجمن صنعت نساجی گفتوگو کردهایم که میخوانید:

ضعیت فعلی صنعت پوشاک را نمیتوان تکبعدی تحلیل کرد. صنعت نساجی و پوشاک مانند بسیاری از صنایع دیگر امروز زیر فشار همزمانِ عوامل بیرونی و درونی است. ما با شرایط جنگی و تحریمها روبهرو هستیم که بهطور طبیعی هزینههای واردات مواد اولیه، ریسکهای دریایی و هزینههای حملونقل را افزایش داده است. علاوه بر این افزایش قیمتهای جهانی نفت، هزینه مواد پتروشیمی مورد نیاز ما (مانند گرانولهای پلیاستر و پلیپروپیلن) را گرانتر کرده است اما این فقط بخشی از مسئله است، هزینههای داخلی مثل دستمزد نیروی کار، قیمت برق و انرژی هم رشد کردهاند و نتیجهاش این شده که تولیدکننده ما با راندمان پایینتر و قیمت تمامشده بالاتر دست و پنجه نرم میکند.
نکته مهم همینجاست. با وجود اینکه تولید کاهش یافته و کارخانهها با ظرفیت کامل کار نمیکنند، اکثر تولیدکنندگان برای حفظ نیروی انسانی و جلوگیری از بحران بیکاری تلاش کردهاند تا پرسنل خود را حفظ کنند. این یک حرکت انسانی و اجتماعی است اما از نظر اقتصادی، هزینه سنگینی روی دست تولیدکننده میگذارد و این هزینه در نهایت به قیمت تمامشده کالا اضافه میشود اما قدرت خرید خانوارها بهشدت افت کرده است. در اولویتبندی سبد خانوار، پوشاک دیگر در اولویت نیست. مردم الان نگران تأمین هزینههای دارو، خوراک و نیازهای ضروریشان هستند. برآوردهای ما نشان میدهد که تقاضا در این بازار حداقل ۴۰ درصد کاهش یافته است. این یعنی تولیدکننده تولید میکند اما خریدار کافی در بازار وجود ندارد.
در حقیقت از سالهای پیش قاچاق مثل یک خوره به جان تولید افتاده است. بازار پوشاک ایران حدود ۱۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. طبق دادهها حدود ۳ میلیارد دلار آن قاچاق است و تنها ۷ میلیارد دلار سهم تولید داخلی است. نکته تلخ اینجاست که انتظار میرفت با محدودیتهای ناشی از جنگ و تحریم، واردات قاچاق کاهش یابد و فرصتی برای تولید داخلی ایجاد شود اما متأسفانه قاچاق همچنان با قدرت ادامه دارد. پوشاک قاچاق بهویژه محصولات چینی بدون اینکه هزینههای سربار تولید، مالیات، عوارض گمرکی، هزینه انرژی و بیمه را بدهند، وارد بازار میشوند و با قیمتهای پایینتر عملاً تولیدکننده شناسنامهدار ما را از رقابت خارج میکنند.
این یک زنگ خطر است. استفاده از پوشاک دستدوم، جدا از مخاطرات بهداشتی که به همراه دارد با شأن و جایگاه مصرفکننده ایرانی سازگار نیست. البته باید یک تفکیک قائل شویم مردم نباید پوشاک استوک را با پوشاک دست دوم اشتباه بگیرند. پوشاک استوک لزوماً دستدوم نیست. ممکن است کالای برند باشد که خارج از فصل فروخته شده یا مدلهای سال قبل باشد که در انبار مانده و با قیمت پایینتر عرضه میشود اما چیزی که بهعنوان دستدوم وارد میشود و ماهیت نامشخص دارد هم تهدیدی برای سلامت جامعه است و هم بازاری را که باید متعلق به تولیدکننده داخلی باشد، اشغال میکند.
راهکارها باید ساختاری باشند. جنگ و تحریم فقط وضعیت موجود را تشدید کردهاند اما ریشههای اصلی به ضعفهای ساختاری اقتصاد ما برمیگردد. تا زمانی که ما با ارز چندنرخی بازی میکنیم، یارانههای انرژی به جای مصرفکننده به تولیدکننده ناکارآمد میرسد و فضای اقتصاد آزاد و رقابتی فراهم نباشد، تولیدکننده ما هرگز نمیتواند با کالای خارجی - چه قانونی و چه قاچاق - رقابت کند. ما بهجای مسکنهای کوتاهمدت، نیاز داریم که از سازوکارهای دستوری فاصله بگیریم و به سمت بازاری شفاف حرکت کنیم. پوشاک یک صنعت با ارزش افزوده بالاست و اگر موانعِ دستوپاگیر دولتی برداشته شود، پتانسیل بالایی برای بازگشت به روزهای اوج دارد. در حال حاضر تولیدکنندگان مواد اولیه را با دشواری و قیمت بالاتر تأمین میکنند و با ظرفیت پایینتری فعالیت دارند. از سوی دیگر قدرت خرید مردم کاهش یافته و مصرف نیز افت کرده است. اگر در چنین شرایطی حمایت مؤثری از تولید انجام نشود، احتمال تعطیلی بخشی از واحدهای تولیدی صنعت نساجی وجود خواهد داشت.
پایگاه خبری جریان/ جریانآنلاین