جریان آنلاین ؛ پایگاه خبری تحلیلی جریان
جستجو ● درباره ما ● پیوندها
فرسایش کارت «تنگه هرمز» در سایه انفعال دیپلماتیک / ترامپ در باتلاق گلوگاه انرژی؛ آیا ایران فرصت طلایی چانه‌زنی را می‌سوزاند؟

خادمی در گفت‌وگو با «جریان آنلاین» مطرح کرد؛

فرسایش کارت «تنگه هرمز» در سایه انفعال دیپلماتیک / ترامپ در باتلاق گلوگاه انرژی؛ آیا ایران فرصت طلایی چانه‌زنی را می‌سوزاند؟

18 مرداد 1405 - 13:21:24 سیاست نظر (0) لینک کوتاه: https://jarianonline.ir/s/N3Jjt چاپ خبر
خادمی، نماینده ادوار مجلس گفت: آمریکا و کشورهای منطقه درحالی درصددند تا با دور زدن تنگه هرمز از طرق جایگزین، اقدام کنند، که ایران باید قبل از هر اتفاقی در «زمان طلایی کنونی» برای کسب امتیازهای دیپلماتیک اقدام کند.

جریان آنلاین |  حملات مکرر آمریکا به ایران تاکنون به باور اکثر کارشناسان داخلی و بین‌المللی علاوه بر اینکه تاکنون هیچ دستاوردی برایش نداشته است، بلکه باعث شده تا ترامپ در باتلاقی گیر کند که مهمترین دغدغه او باز‌کردن تنگه‌ای باشد که پیش از این باز بوده است و در این مسیر مجبور به واگذاری امتیازهایی خواهد شد که اصلاً در برنامه های پیشین او نبوده است. در عین حال صاحبنظران بر این باور هستند ایران باید با دیپلماسی صحیح از امتیاز و کارت تنگه هرمز در زمان طلایی کنونی بدون هدررفت زمان به‌نحو مناسب برای کسب امتیازهای مطلوب استفاه کند  در غیراین‌صورت با راهکارهای جایگزین انتقال انرژی در این منطقه‌ کارآمدی تنگه هرمز در میدان دیپلماسی کاهش خواهد یافت. در این باره با هدایت الله خادمی، نماینده ادوار مجلس گفت‌و‌گو کرده‌ایم که در زیر آمده می‌خوانید:

آمریکا اخیراً اعلام کرده است که کشورهای منطقه و آمریکا در حال اجرای پروژه بزرگ انتقال نفت از طریق لوله با مشارکت کشورهای منطقه است و به این ترتیب تنگه هرمز اهمیت استراتژیکی خود ازاین نظر را از دست خواهد داد. ارزیابی شما از این ادعا چیست؟

البته همگان بر این باور هستند که در حال حاضر تنگه هرمز همچنان یک گذرگاه حیاتی در نظام انرژی جهان است اما شدت وابستگی جهان به آن نسبت به گذشته کاهش یافته است. در دهه‌های قبل هرگونه تهدید نسبت به انسداد این تنگه می‌توانست شوک بسیار بزرگ‌تری به بازار وارد کند، زیرا بخش مهم‌تری از نفت جهان از این مسیر عبور می‌کرد اما امروز اقتصاد جهانی و به‌ویژه بازیگران اصلی بازار انرژی‌ به‌صورت فعال برای کاهش آسیب‌پذیری خود اقدام کرده‌اند. توسعه خطوط لوله، تنوع مسیرهای انتقال، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های جایگزین، باعث شده «اثر بازدارندگی» تنگه هرمز نسبت به گذشته ضعیف‌تر شود. بنابراین اصل اهمیت تنگه از بین نرفته‌ اما ابزار فشار ناشی از آن دیگر مانند قبل انحصاری و تعیین‌کننده نیست.

آیا می‌توان گفت بازدارندگی ایران با استفاده از بسته‌شدن تنگه هرمز کاهش یافته است؟

خیر، چنین برداشتی دقیق نیست. جهان هنوز هم از هرگونه اختلال در تنگه هرمز نگران می‌شود، چون این آبراه همچنان یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی دنیاست. اما تفاوت مهم اینجاست که ترس امروز، ترس از «فروپاشی کامل» نیست؛ ترس از افزایش هزینه، نوسان قیمت و اختلال کوتاه‌مدت است. کشورها یاد گرفته‌اند که حتی اگر یک مسیر استراتژیک دچار مشکل شود، نباید کل نظام تأمین انرژی‌شان را بر آن مسیر بنا کنند. به همین دلیل، واکنش جهان به تهدید تنگه هرمز، بیشتر مدیریتی و پیشگیرانه است تا بحران‌زده و منفعل. از سوی دیگر ایران در تقابل و مواجهه نظامی با آمریکا به عنوان یک ابرقدرت تاکنون خوب عمل کرده است و همگان بر این باور هستند که ایران برنده میدان بوده است و این یک مزیتی است که با درایت و سیاست‌گذاری خوب ایران به‌دست آمده است. 

به گفته رسانه‌ها و تأیید ضمنی آمریکا، عربستان و امارات مسیرهای لوله‌ای ایجاد کرده‌اند که به نوعی تنگه هرمز را دور بزنند.  این موضوع چه پیامی برای آینده تنگه هرمز و ابزار چانه‌زنی ایران دارد؟

درهرحال کشورهای منطقه هم به‌خوبی فهمیده‌اند که اتکای مطلق به یک آبراه، یک ریسک راهبردی است. عربستان و امارات با توسعه خطوط لوله، عملاً بخشی از ظرفیت صادراتی خود را از وابستگی مستقیم به تنگه هرمز خارج کرده‌اند. این یعنی حتی در صورت بروز بحران همه صادرات انرژی آن‌ها لزوماً متوقف نمی‌شود. این تحولات نه‌فقط از نظر فنی، بلکه از نظر ژئوپلیتیکی هم اهمیت دارند، چون نشان می‌دهند بازیگران اصلی منطقه به‌جای تکیه بر تهدید، روی کاهش اثر تهدید سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در نتیجه، کارت تنگه هرمز برای ایران هنوز وجود دارد اما وزن آن در معادلات آتی احتمالاً کمتر خواهد بود. البته نمی‌توان گفت کاملاً بی‌اثر شده است. هر تهدیدی درباره تنگه هرمز هنوز هم سیگنال منفی به بازار می‌دهد و می‌تواند موجب افزایش قیمت، تشدید نااطمینانی و بالا رفتن هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل شود اما کارکرد این تهدید دیگر فلج‌کننده نیست واحتمالاً اقتصاد جهانی برابر شوک‌های انرژی انعطاف‌پذیرتر شده و ابزارهای مختلفی برای واکنش سریع در اختیار دارد. به‌همین دلیل، تهدید بستن تنگه بیشتر می‌تواند یک ابزار فشار مقطعی باشد تا یک اهرم تعیین‌کننده و بلندمدت یعنی اگر کشوری بخواهد فقط بر این کارت تکیه کند، باید بداند که طرف مقابل هم برای خنثی‌سازی آن برنامه‌ریزی کرده است.

بر اساس صحبت‌های شما ایران باید به وقت و در فرصت طلایی از کارت‌های خود در تنگه هرمز به‌نحو احسن برای امتیازگیری استفاده کند؟

بله . ایران در برخی از مواقع دیگر هم با پیش بینی نامناسب کارت‌های خود را از دست داد. مثلاً در مواجهه با جنگ روسیه و اوکراین و بحران کمبود گاز، ایران گمان می‌کرد که اروپا به‌دلیل ناترازی گاز به ایران روی خواهد آورد، اما اروپا به‌سرعت برای جایگزینی مسیرهای تأمین اقدام کردند. آلمان یکی از نمونه‌های روشن این موضوع بود؛ کشوری که سال‌ها به گاز روسیه وابسته بود، اما پس از بحران اوکراین، ظرف مدت نسبتاً کوتاهی به سمت زیرساخت‌های LNG و تنوع‌بخشی به منابع انرژی رفت. این نشان می‌دهد وقتی منافع اقتصادی و امنیت انرژی در خطر قرار می‌گیرد، کشورها حتی اگر هزینه‌بر باشد، مسیر جایگزین پیدا می‌کنند؛ بنابراین اگر قرار باشد یک بازیگر بر «انسداد» به‌عنوان ابزار فشار تکیه کند، باید انتظار داشته باشد که طرف مقابل به‌جای تسلیم، سازوکارهای جدیدی برای دور زدن آن طراحی کند.

آیا می‌توان این روند را نشانه‌ای از تغییر ساختار اقتصاد جهانی دانست؟

اقتصاد امروز دیگر مانند اقتصادهای سنتی نیست که یک نقطه یا یک مسیر، همه‌چیز را تعیین کند. اقتصاد جهانی به‌شدت زنجیره‌ای، چندلایه و وابسته به شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان، تولیدکنندگان و مسیرهای حمل‌ونقل است. همین ساختار باعث می‌شود که اختلال در یک گلوگاه مهم، البته دردناک باشد، اما الزاماً به فروپاشی منجر نشود. کشورها می‌توانند بخشی از زنجیره را تغییر دهند، جایگزین پیدا کنند و از منابع مالی و فناورانه خود برای تطبیق با بحران استفاده کنند. این همان نکته‌ای است که در این راستا جهان امروز به‌صورت سیستماتیک برای «حذف وابستگی‌های پرریسک» حرکت می‌کند. البته این به معنای پایان اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز نیست، بلکه تغییر شکل اهمیت است. تنگه هرمز هنوز یک نقطه بسیار مهم در معادلات انرژی و امنیت بین‌الملل است، اما دیگر تنها ابزار تعیین‌کننده نیست. در گذشته، تصور عمومی این بود که بسته‌شدن تنگه می‌تواند اقتصاد دنیا را به هم بریزد. امروز این تصور تا حد زیادی تعدیل شده است. جهان یاد گرفته که باید از قبل برای سناریوهای بدتر آماده باشد. بنابراین اهمیت هرمز از یک «اهرم مطلق» به یک «عامل مهم اما قابل‌مدیریت» تغییر کرده است.

با این حساب، اگر ایران بخواهد در معادلات منطقه‌ای از موقعیت هرمز بهره ببرد، چه ملاحظاتی باید داشته باشد؟

مهم‌ترین ملاحظه این است که استفاده از هر ابزار ژئوپلیتیکی باید همراه با درک دقیق از واکنش طرف مقابل باشد. اگر یک کارت راهبردی فقط در سطح تهدید به‌کار گرفته شود، اما طرف مقابل برای خنثی‌سازی آن آماده باشد، نتیجه می‌تواند کاهش اثر همان کارت در بلندمدت باشد. بنابراین بهره‌برداری از موقعیت هرمز نیازمند محاسبه دقیق هزینه و فایده است. باید دید آیا یک اقدام واقعاً قدرت چانه‌زنی را افزایش می‌دهد یا فقط موجب تسریع در جایگزین‌سازی مسیرها توسط دیگران می‌شود. در دنیای امروز هر ابزار فشار اگر بیش از حد تکرار یا نمایان شود، ممکن است به‌جای تقویت موقعیت از اثرگذاری آن بکاهد. قطعاً تنگه هرمز هنوز مهم است اما جهان امروز نسبت به گذشته آماده‌تر و مقاوم‌تر شده است. عربستان، امارات و دیگر بازیگران بزرگ نشان داده‌اند که برای کاهش وابستگی به گلوگاه‌های انرژی سرمایه‌گذاری می‌کنند. در نتیجه «کارت تنگه هرمز» را باید به درستی و در زمان طلایی از آن استفاده کرد.  هر تهدیدی در این حوزه هنوز هم اثر می‌گذارد اما اثر آن بیشتر کوتاه‌مدت و مدیریتی است تا ساختارشکن. به بیان ساده هرمز همچنان مهم است اما دیگر نمی‌تواند به‌تنهایی سرنوشت بازار جهانی انرژی را تعیین کند. 

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین

تازه ها