●قائمپناه: تداوم وضع فعلی بنزین غیرممکن است / دولت اصلاح نظام توزیع را کلید میزند ●قالیباف: شراکت راهبردی ما نیازی به اجازه هیچکس ندارد ●معصومی: سقف مهریه تغییر نکرده است؛ حذف زندان پس از پرداخت ۱۴ سکه برای معسرین ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●حسینی: مدیریت داخلی و دیپلماسی فعال هزینه تحریمها را کاهش میدهد
جریان آنلاین | همزمان با تشدید تحریمهای آمریکا و اِعمال فشار بیشتر بر فعالیتهای بانکهای ایرانی در خارج از کشور گروهی بر این باورند که این دیگر به معنای تحریم علیه ایران نیست، بلکه مداخله در امور داخلی دیگر کشورهایی است که درصدد مدیریت فعالیتهای اقتصادی خود هستند. در این راستا بسیاری از کشورها نیز از پیروی از تحریمهای جدید سرپیچی کرده و اعلام کردهاند که از آنها تبعیت نمیکنند. درباره وضعیت جدید تحریمها و پیشبینی آینده اقتصادی و فعالیتهای بانکها و مبادلات مالی و... با محمد حسینی، نماینده ادوار مجلس گفتوگو کردهایم که در زیر میخوانید:
بحث تحریمهای آمریکا موضوع امروز و دیروز نیست. اقتصاد ایران حدود چهار دهه است که با اشکال گوناگون تحریم و محدودیت مواجه بوده و طبیعتاً شدت و شکل این فشارها در مقاطع مختلف متفاوت بوده است. هر بار نیز متناسب با شرایط اقتصادی و میزان بحران، آثار خاص خود را بر اقتصاد کشور گذاشته است. در سالهای اخیر همزمان با فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و فضای جنگی نیز مطرح بوده و این مجموعه عوامل آثارش را بر شرایط معیشتی مردم و فضای عمومی اقتصاد گذاشته است. با این حال تجربه نشان داده کشور با اتکا به زیرساختهای موجود، مدیریت دولتها در دورههای گوناگون و البته تحمل و صبوری مردم از مقاطع دشوار عبور کرده است. البته نباید همه مشکلات را صرفاً به تحریمها نسبت داد. بخشی از تورم و دشواریهای اقتصادی ریشه در سیاستگذاریها و شیوه مدیریت داخلی دارد. اگر امروز مردم با افزایش قیمت کالاهای اساسی و فشارهای معیشتی روبهرو هستند، نمیتوان همه این وضعیت را نتیجه تحریم دانست. سیاستهای یارانهای و برخی تصمیمات اقتصادی نیز در شکلگیری شرایط موجود نقش داشتهاند و واقعیت این است که مردم اکنون تحت فشار اقتصادی قرار دارند.
اینکه خزانهداری آمریکا براساس دستور رئیسجمهور این کشور تحریمها را تشدید کرده و نام بانکها یا افراد جدیدی را در فهرست خود قرار داده است، اتفاق دور از انتظاری نیست. سالهاست که بانک مرکزی ایران و بخش مهمی از شبکه بانکی کشور در معرض تحریم قرار دارند و مراودات بانکی ایران با هزینههای سنگین و از مسیرهای مختلف انجام میشود. وقتی ساختار بانکی کشور چندین سال است با محدودیتهای جدی بینالمللی روبهروست، اضافهشدن نام چند بانک دیگر به فهرست تحریم، بهتنهایی نمیتواند تغییری بنیادین در وضعیت ایجاد کند. البته این به معنای بیاثر بودن تحریم نیست، چراکه هر محدودیت تازهای میتواند هزینه مبادلات، تجارت و انتقال پول را افزایش دهد. اما نباید تصور کرد که این تحریمها لزوماً یک بحران کاملاً جدید و پیشبینینشده برای اقتصاد ایران ایجاد میکنند.
نکته مهم دقیقاً همینجاست. دشمن از مسیرهای گوناگون برای اعمال فشار استفاده میکند و یکی از اصلیترین مسیرها تحریم اقتصادی است. بنابراین در چنین شرایطی نقش مدیریت داخلی بسیار تعیینکننده است. دولت باید بتواند بازار و شرایط اقتصادی را کنترل کند و اجازه ندهد هر خبر یا تصمیم خارجی به موجی از نگرانی و افزایش قیمت در داخل تبدیل شود. وزارت اقتصاد در این زمینه باید بستههای سیاستی مشخص و قابل اجرا داشته باشد. بانک مرکزی نیز باید فعالتر از گذشته وارد عمل شود. بخشی از افزایش قیمتها و نوساناتی که در روزهای اخیر در بازار ارز دیدهایم، صرفاً ناشی از واقعیتهای اقتصادی نیست؛ بلکه تحتتأثیر فضای روانی موجود در بازار قرار دارد. این فضای روانی باید مدیریت شود. در حقیقت اگر مردم و فعالان اقتصادی احساس کنند سیاستگذار برای کنترل بازار، تأمین کالاهای ضروری، ثبات ارزی و حمایت از معیشت برنامه روشنی ندارد، طبیعی است که هر خبر تحریمی به افزایش تقاضای احتیاطی، رشد نرخ ارز و در نهایت افزایش قیمتها منجر شود. مدیریت انتظارات، اطلاعرسانی شفاف و اقدام بهموقع بانک مرکزی در چنین فضایی اهمیتی دوچندان دارد.
قطعاً تحریم واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت اما تکیه صرف بر تحریم بهعنوان توضیح همه مشکلات، راهحل نیست. امروز مردم با مسئله معیشت، تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی مواجهاند. در چنین شرایطی، سیاستگذار باید هم آثار تحریم را کاهش دهد و هم به اصلاح ضعفهای داخلی بپردازد. بخشی از تورم ناشی از سیاستها و مدیریتهاست؛ بنابراین دولت باید با تدبیر، کنترل بازار، مدیریت نقدینگی، تنظیم سیاستهای ارزی و اصلاح شیوه حمایتهای یارانهای از تبدیل فشار خارجی به بحران گسترده داخلی جلوگیری کند. مردم انتظار دارند نتیجه سیاستها را در سفره و زندگی روزمره خود ببینند، نه فقط در آمارها و وعدهها.
یکی از مسیرهای مهم برای عبور از وضعیت فعلی دیپلماسی است. ایران همواره اعلام کرده که آغازگر جنگ نبوده و علاقهای نیز به جنگ ندارد، اما اگر در هر میدانی، چه اقتصادی و چه نظامی، مورد تعرض قرار بگیرد، وظیفه دارد با تمام توان از کشور و منافع خود دفاع کند.در حوزه دیپلماسی نیز باید واقعبین بود. تجربههای گذشته نشان داده که آمریکا و برخی کشورهای متخاصم، در مواردی به تعهدات خود پایبند نبودهاند. این مسئله باید در هر گفتوگو و مذاکرهای مورد توجه قرار گیرد. با وجود این مذاکره و دیپلماسی همچنان یکی از راههای شناختهشده جهان برای کاهش مناقشات و عبور از بحرانهاست. بدیهی است که دیپلماسی نباید به معنای نادیدهگرفتن تجربههای گذشته یا چشمپوشی از منافع ملی باشد. مذاکره زمانی میتواند مفید باشد که با شناخت دقیق از طرف مقابل، استفاده از ظرفیتهای داخلی و توجه همزمان به منافع اقتصادی، سیاسی، اقتدار و عزت کشور دنبال شود.
دقیقاً. امید این است که مسئولان اعضای تیمهای مذاکرهکننده و دولتمردان با بهرهگیری از تجربهها، شناخت توانمندیهای کشور و آگاهی از رفتار طرف مقابل بتوانند در این مسیر موفق باشند. یعنی هدف باید این باشد که در کوتاهترین زمان ممکن، شرایطی فراهم شود که هم از نظر معیشتی وضعیت مردم بهبود پیدا کند، هم جایگاه سیاسی و اقتدار کشور حفظ شود و هم جامعه بتواند در فضایی آرامتر زندگی کند. مردم شایسته زندگی قابلقبول، ثبات اقتصادی و آرامش هستند و همه سیاستها چه در حوزه اقتصاد و چه در عرصه دیپلماسی باید در نهایت به تأمین همین هدف منتهی شود.