●علی آبادی: قطع برق نباید منجر به قطع آب شود/ پایان بحرانِ تأمین برق تأسیسات آبرسانی تا سال آینده ●اکتشاف تازه در خوزستان؛ چشمه تووه میزبان گونههای نادر زیرزمینی ●دریاچه چیتگر موتور محرک ارزشگذاری زمینهای اطراف بهبهای مرگ درختان ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●افقه: نفت ونزوئلا سهم موثر تنگه هرمز را کمرنگ نمیکند
جریان آنلاین | همزمان با اوجگیری دور جدید تنشها میان ایران و آمریکا و درگیریهای منطقهای قیمت نفت مجدداً روند صعودی در پیش گرفته است، رویدادی که نشان میدهد معادلات ترامپ برای مهار بازار انرژی باوجود قرارداد اخیر ترامپ با ونزوئلا برای دراختیار گرفتن نفت این کشور همچنان با چالش جدی مواجه است. از سوی دیگرتشدید نوسانات ارزی که از پیش از این دور از حملات آغاز شده بود، همچنان با تأکید رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر ذخائر مطلوب ارزی و مدیریت بر این بازار و فاصله با ابرتورم، باوجود شرایط کنونی اقتصادی همراه است. اما ابهامات در باره وضعیت اقتصادی، امنیتی پیشِ رو پرسشهای مهمی را درباره آینده امنیت انرژی و چگونگی تقابلهای اقتصادی وجود دارد. در این باره با با مرتضی افقه، تحلیلگر اقتصادی به گفتوگو نشستهایم که در زیر آمده میخوانید:
اگرچه دولت آمریکا با امضای توافقنامهای کلان با حاکمیت فعلی ونزوئلا تلاش کرده است تا از طریق مشارکت شرکتهای آمریکایی در بخشهای بالادستی به ذخایر عظیم این کشور دسترسی پیدا کند، اما این اقدام نیز هنوز از توانِ تأمین نیازهای بنیادین ایالات متحده عقب مانده است. این قرارداد که بر بهرهبرداری از منابع نفتی این کشور متمکر است، اگرچه گامی برای تلطیف شرایط انرژی محسوب میشود، اما از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران اقتصاد انرژی، پاسخگوی نیازهای در حال رشد و بسیار حساسِ ایالات متحده نیست. در حقیقت واقعیت این است که گذار تکنولوژیک به سمت عصر هوش مصنوعی و پیشرانهای دیجیتال نیاز آمریکا به انرژی را به سطحی فراتر از نفت سنتی سوق داده است. در واقع امنیت انرژی در دوران جدید، تنها با نفت تأمین نمیشود؛ بلکه تمرکز اصلی واشینگتن بر تسلط بر زنجیره تأمین عناصر حیاتی، گاز طبیعی و بهویژه استخراج مواد معدنی استراتژیک نظیر «لیتیوم» است که رکن اصلی صنایع نوین محسوب میشوند. بهنظر میرسد دولت ترامپ با درک این واقعیت که قراردادهای انرژی با ونزوئلا نمیتواند تسلط کامل بر منابع کلیدی جهان را تضمین کند، استراتژی خود را همچنان بر اعمال فشار بیشتر بر تنگه هرمز متمرکز کرده که در نهایت با تشدید تنشهای علیه ایران منتهی شده است.
درباره تحولات ژئوپلیتیک انرژی و تلاش برخی کشورها برای کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی انتقال انرژی باید گفت تغییرات در بازار جهانی انرژی یک روند طبیعی است و کشورها همواره بهدنبال متنوعکردن مسیرهای انتقال و منابع تأمین انرژی خود هستند. با این حال موقعیت ایران در منطقه و جایگاه تنگه هرمز همچنان از اهمیت بالایی برخوردار است و این ظرفیت میتواند در مناسبات اقتصادی و انرژی کشور مورد استفاده قرار گیرد. بهنظر نمیرسد که به این زودی بتوان از اهمیت استراتژیک این تنگه در حوزههای مختلف غافل شد و قطعاً امریکا هم بر این واقف است.
مهمترین مسئله در شرایط فعلی، استفاده درست از ظرفیتهای موجود و اتخاذ تصمیماتی است که بتواند ثبات اقتصادی را افزایش دهد. بازار ارز، درآمدهای نفتی، سیاست خارجی و کنترل تورم به یکدیگر مرتبط هستند و نمیتوان هر یک را بهصورت جداگانه مورد بررسی قرار داد. اگر سیاستگذاران بتواند بازار ارز را مدیریت کند از شکلگیری نوسانات شدید جلوگیری شود و منابع ارزی نیز به شکل هدفمند مورد استفاده قرار گیرد، میتوان فضای اقتصادی را تا حد قابل توجهی آرامتر کرد. در چنین شرایطی فاصله اقتصاد با سناریوهای بسیار شدید تورمی نیز حفظ خواهد شد.
اقتصاد ایران با مشکلات جدی مواجه است، اما این مشکلات به معنای قرار گرفتن کشور در آستانه ابرتورم نیست. همچنان امکان مدیریت شرایط وجود دارد و سیاستگذاری صحیح در بازار ارز، کنترل انتظارات، استفاده مناسب از منابع ارزی و ایجاد ثبات در فضای اقتصادی میتواند نقش مهمی در جلوگیری از تشدید بحران داشته باشد. برایناساس اگرچه کنترل بازار ارز بهتنهایی نمیتواند همه مشکلات اقتصاد ایران را برطرف کند، اما مدیریت صحیح این بازار میتواند یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگذار برای کاهش نوسانات، کنترل انتظارات تورمی و ایجاد ثبات بیشتر در اقتصاد باشد؛ رویکردی که در کنار سایر سیاستهای اقتصادی میتواند به حفظ فاصله اقتصاد ایران از سناریوهای تورمی شدید و فراهمکردن زمینه برای بازگشت آرامش به بازارها کمک کند.