جریان آنلاین ؛ پایگاه خبری تحلیلی جریان
جستجو ● درباره ما ● پیوندها
گزدرازی: تصور جایگزینی کامل بنادر جنوب با مسیرهای شمالی واقع‌بینانه نیست

رئیس اتاق بازرگانی بوشهر در گفت‌و‌گو با «جریان آنلاین» تأکید کرد؛

گزدرازی: تصور جایگزینی کامل بنادر جنوب با مسیرهای شمالی واقع‌بینانه نیست

28 تیر 1405 - 12:29:26 اقتصاد نظر (0) لینک کوتاه: https://jarianonline.ir/s/N3AE چاپ خبر
رئیس اتاق بازرگانی بوشهر با انتقاد از حاکمیت نگاه‌های اداری در شرایط بحرانی نسبت به تبعات تأخیر در تصمیم‌گیری‌ها برای چرخه تولید هشدار داد و با تأکید بر اینکه مسیرهای شمالی توان جایگزینی کامل بنادر جنوبی را ندارند تصریح کرد اصرار بر روندهای عادی به تشدید بحران در تأمین کالاهای...

جریان آنلاین |  با توجه به حملاتی که اخیراً از سوی آمریکا علیه ایران به‌ویژه در نوار ساحلی جنوب و مشخصاً استان بوشهر انجام شده، برخی این‌طور تحلیل می‌کنند که هدف صرفاً واردکردن یک خسارت مقطعی نبوده، بلکه برنامه‌ای برای قطع ارتباط این استان‌ها با سرزمین اصلی و حتی فراهم‌کردن زمینه فشار زمینی یا تسلط بیشتر بر جزایر و در نهایت اعمال نفوذ بر تنگه هرمز در پشت این حملات وجود دارد. در عین حال روایت‌های میدانی از این حکایت می‌کند که بسیاری از پل‌ها و جاده‌هایی که هدف قرار گرفته بودند، در کمتر از ۱۲ ساعت بازسازی یا برای آن‌ها مسیر جایگزین حتی به‌صورت خاکی ایجاد شده است. اما اینکه آیا حملات به تونل‌ها، زیرساخت‌ها و... کلاً ادامه جنگ به صورت فرسایشی چه پیامدهایی برای کشور به همراه خواهد داشت با خورشید گزدرازی، رئیس اتاق بازرگانی استان بوشهر گفت‌و‌گو کرده‌ایم که می‌خوانید:

بر اساس اخبار منتشره حملات به پل‌ها، جاده‌ها و ... توسط شبکه راهداری کشور به سرعت احیاء یا جایگزین شده است. در این راستا حملات آمریکا به راه‌های مواصلاتی در جنوب کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آنچه امروز باید با دقت به آن نگاه کرد صرفاً تخریب یک پل یا یک جاده نیست. مسئله این است که کشور در یک وضعیت فرسایشی قرار گرفته و این شرایط آثار خود را به‌تدریج بر بدنه اقتصاد، تولید، اشتغال، تجارت و زندگی روزمره مردم نشان می‌دهد. اینکه در مدت کوتاهی یک مسیر جایگزین ایجاد می‌شود قطعاً نشانه توان اجرایی و واکنش سریع در مدیریت بحران است و باید هم از این ظرفیت تقدیر کرد اما نباید تصور کنیم که صرف ایجاد یک جاده خاکی یا بازگشایی موقت یک محور به معنای حل کامل بحران است. وقتی مسیرهای اصلی مورد تهدید مداوم قرار می‌گیرند، نااطمینانی در حمل‌ونقل، جابه‌جایی کالا، تأمین مواد اولیه و حتی تصمیم‌گیری فعالان اقتصادی گسترش پیدا می‌کند. بنابراین ممکن است دشمن در تحقق همه اهداف خود موفق نشده باشد اما این‌طور هم نیست که بگوییم تهدید از میان رفته است. تهدید همچنان وجود دارد فقط شکل آن از یک تخریب فیزیکی ساده فراتر رفته و به حوزه اخلال در نظام اقتصادی و لجستیکی کشور کشیده شده است.

یعنی از نگاه شما مسئله فقط تخریب زیرساخت حمل‌ونقل نیست و ابعاد اقتصادی آن مهم‌تر از خود حادثه است؟

دقیقاً همین‌طور است. راه، پل، تونل و مسیر ارتباطی بسیار مهم‌ هستند، اما این‌ها فقط بخشی از ماجرا هستند. وقتی یک مسیر آسیب می‌بیند، اثر آن فقط در رفت‌وآمد مردم خلاصه نمی‌شود؛ زنجیره تأمین دچار اختلال می‌شود، مواد اولیه به‌موقع به کارخانه نمی‌رسد، صادرات با تأخیر یا توقف مواجه می‌شود، هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود و در نهایت فشار به تولیدکننده، تاجر، کارگر و مصرف‌کننده منتقل می‌شود. در چنین شرایطی باید واقع‌بین باشیم. اقتصاد کشور از مدت‌ها قبل با مشکلات متعددی روبه‌رو بوده و حالا شرایط جنگی و تهدید مستمر آن مشکلات را چند برابر کرده است؛ بنابراین اگر فقط روی ظاهر قضیه یعنی ترمیم راه تمرکز کنیم از دیدن عمق مسئله بازمی‌مانیم.

باوجود اینکه دیده می‌شود مسیرها به سرعت بازسازی یا جایگزین شده  شده‌اند این پرسش پیش می‌آید آیا می‌تواند از لطمات حاصل از حملات بکاهد؟

این امر مبتنی بر تجربه و واقعیت‌های میدان است. بازسازی فوری یک مسیر، پاسخ به نیاز لحظه‌ای و مطلوب است اما ما با شرایطی روبه‌رو هستیم که هیچ‌چیز در آن قابل پیش‌بینی نیست. وقتی طرف مقابل راه‌های ارتباطی را هدف قرار می‌دهد، طبیعی است که فعال اقتصادی نگران باشد که مرحله بعد چه خواهد بود. آیا فقط جاده‌ها هدف‌اند یا صنایع و بنادر هم در معرض تهدید هستند؟ اگر این تهدید گسترش پیدا کند، آن وقت دیگر با یک بازسازی ۱۲ ساعته نمی‌توان مشکل را حل کرد.  

با‌توجه به اینکه بخش مهمی از ورودی و خروجی کالای کشور از جنوب انجام می‌شود، اگر این فشارها ادامه یابد، آیا کشور در تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه با بحران جدی روبه‌رو می‌شود؟

بخش عمده واردات و صادرات کشور از مسیر دریا و از طریق بنادر جنوبی انجام می‌شود. وقتی این مسیرها با نااطمینانی روبه‌رو شوند، اولین اثر آن بر تأمین مواد اولیه تولید و کالاهای اساسی ظاهر می‌شود. الان هم یکی از مشکلات مهم ما این است که بخشی از کالاها مدت‌ها در گمرکات کشور مانده‌اند و به‌دلیل موانع بانکی، ارزی و اداری امکان ترخیص آن‌ها فراهم نشده است. ما بارها گفته‌ایم در چنین شرایطی باید نگاه مدیریت اقتصادی کشور از حالت عادی خارج شود و تصمیمات متناسب با شرایط بحرانی گرفته شود. وقتی مواد اولیه پشت در گمرک بماند و کارخانه در داخل با کمبود مواجه شود، نتیجه آن کاهش تولید، افزایش قیمت و فشار بیشتر بر بازار است. این فقط یک نگرانی تئوریک نیست؛ یک خطر عملی و ملموس است.

یعنی از نگاه شما بخشی از فشار موجود نه صرفاً ناشی از حملات، بلکه ناشی از ضعف در تصمیم‌گیری داخلی است؟

واقعیت این است که در شرایط بحران، هر میزان تأخیر در تصمیم‌گیری یا اصرار بر روندهای عادی، خودش به تشدید بحران منجر می‌شود. ما بارها در جلسات مختلف تأکید کرده‌ایم که کالاهای مانده در گمرک، به‌ویژه آن بخش که مواد اولیه تولید است، باید با سرعت بیشتری تعیین تکلیف شود. اما متأسفانه گاهی اولویت‌گذاری‌ها همچنان با همان نگاه قبلی انجام می‌شود؛ یعنی ملاحظات بانکی، ارزی و اداری آن‌قدر پررنگ می‌شود که نیاز فوری تولید و معیشت در حاشیه قرار می‌گیرد. من نمی‌گویم این ملاحظات بی‌اهمیت‌اند، اما وقتی کشور در شرایط خاص قرار دارد، اولویت‌ها باید بازتعریف شوند. بخش خصوصی بارها اعلام کرده که آماده کمک است، تجربه دارد، میدان را می‌شناسد، اما وقتی اختیار اجرایی و امکان تصمیم‌سازی مؤثر در اختیارش قرار نمی‌گیرد، طبیعی است که ظرفیتش هم به‌طور کامل استفاده نمی‌شود.

به گفته برخی کارشناسان اگر مسیر جنوب دچار مشکل شود، می‌توان از مسیرهای شمالی از اوراسیا یا از خاک کشورهای همسایه برای تأمین نیازهای کشور استفاده کرد. آیا این راه‌حل عملی است یا بیشتر شبیه یک حرف امیدوارکننده است؟

باید صادقانه گفت که این راه‌حل‌ها در حد محدود می‌توانند کمک‌کننده باشند، اما جایگزین کامل جنوب نیستند. حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد واردات کشور از مسیرهای دریایی جنوب، یعنی خلیج فارس و دریای عمان، انجام می‌شود. زیرساخت‌های بنادر جنوبی، عمق آبخور، ظرفیت پهلوگیری کشتی‌های بزرگ و شبکه حمل‌ونقل پیرامونی آن‌ها قابل مقایسه با بسیاری از مسیرهای جایگزین نیست. در بنادر شمالی محدودیت‌های جدی وجود دارد و همه انواع کشتی و همه حجم کالا را نمی‌توان از آن مسیرها جابه‌جا کرد. ضمن اینکه استفاده از این مسیرها هزینه تمام‌شده کالا را به‌مراتب بالاتر می‌برد. بنابراین بله، شاید بتوان بخشی از فشار را مدیریت کرد، اما اینکه تصور کنیم شمال یا مسیرهای غیرجنوبی می‌توانند تمام بار جنوب را به دوش بکشند واقع‌بینانه نیست.

درباره کشورهای حوزه خلیج فارس چطور؟ آیا آن‌ها می‌توانند در این شرایط یک مسیر تنفسی برای تجارت ایران باشند یا تحت‌تأثیر جنگ این پتانسیل هم از بین رفته است؟

در مقاطعی نشانه‌هایی از همکاری و رویکرد مثبت دیده شد. برخی شناورها میان ایران و کشورهای منطقه از جمله قطر و امارات در رفت‌وآمد بودند و هم صادرات انجام می‌شد و هم بخشی از نیازهای تولید تأمین می‌شد. اما واقعیت این است که در شرایط ناامن، تجارت عادی بسیار سخت می‌شود. وقتی امنیت مسیر دریایی زیر سؤال برود فقط مسئله تمایل کشورها نیست؛ بحث بیمه، ریسک حمل، هزینه جابه‌جایی و نگرانی صاحبان کالا و کشتی نیز مطرح است. حتی اگر کالا در مبدأ آماده باشد، انتقال آن در شرایط ناامن کار ساده‌ای نیست. این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد ناامنی در تنگه هرمز و آب‌های پیرامونی، صرفاً یک موضوع سیاسی یا نظامی نیست، بلکه مستقیماً نبض تجارت را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پس در این میا، تنگه هرمز فقط یک اهرم ژئوپلیتیک نیست، بلکه یک مسئله حیاتی اقتصادی هم هست؟
دقیقاً. تنگه هرمز فقط برای ایران اهمیت ندارد؛ برای کل منطقه و حتی برای بازار جهانی انرژی یک گذرگاه تعیین‌کننده است. اگر در این مسیر اختلال جدی ایجاد شود، قیمت انرژی و حامل‌های انرژی در جهان افزایش شدیدی پیدا می‌کند. اما برای ایران ماجرا فقط اثر جهانی آن نیست. ما علاوه بر این تبعات بین‌المللی با اثرات مستقیم داخلی هم مواجه می‌شویم؛ یعنی دشواری در ورود کالاهای اساسی، مواد اولیه، نیازهای بازار و اقلام مورد نیاز تولید. به‌همین دلیل است که هر نوع ناامنی در این مسیر برای ما یک موضوع کاملاً حیاتی و فوری است. 
 
 آیا هنوز می‌توان به مدیریت بحران امیدوار بود؟

امید همیشه باید وجود داشته باشد اما امید بدون تصمیم درست و اقدام به‌موقع کافی نیست. ما امروز با شرایطی روبه‌رو هستیم که اگرچه در برخی نقاط، واکنش‌های سریع و مؤثری به آن داده شده، اما اصل تهدید همچنان پابرجاست و اثرات اقتصادی آن عمیق‌تر از چیزی است که در نگاه اول دیده می‌شود. اگر قرار باشد فقط به بازسازی‌های مقطعی دل‌خوش باشیم و برای پایداری تولید، ترخیص کالا، حفظ اشتغال، تقویت مسیرهای حمل‌ونقل و استفاده از ظرفیت بخش خصوصی برنامه نداشته باشیم، هزینه‌های این وضعیت بیشتر خواهد شد. بنابراین باید هم واقع‌بین بود، هم سریع‌تر تصمیم گرفت و هم اجازه داد همه ظرفیت‌های کشور، به‌ویژه ظرفیت بخش خصوصی، در مدیریت این شرایط به‌کار گرفته شود.

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین

تازه ها