●وعده قرعهکشی یک جشن عروسی در پنجاب را به عزا تبدیل کرد + عکس ●زمان قطعی انتخابات شوراها در هالهای از ابهام / پرونده روی میز شورای عالی امنیت ملی ●گاز و مازوت نفس صنعت سیمان را برید؛ تاوان جهش ۶۰ درصدی انرژی از جیب سهامداران میرود ●پشتپرده بدعهدی خودروسازان و بنبست واردات / انحصار را برداشتیم درها باز نشد ●سرلشکر رضایی: به نامه ونس پاسخ ندادهام/تغییر دکترین هستهای مطالبه مردمی است
جریان آنلاین | در حالیکه بحران انرژی این روزها سختترین شرایط در سالهای گذشته را تجربه میکنند، بهنظر میرسد باید در انتظار روزهای دشوارتری در این زمینه در صنایع دیگر هم باشیم . در سالهایی که با مشکل جنگ و حملات به زیرساختهای انرژی کشور روبهرو نبودیم یکی از معضلاتی افزایش مصرف مازوت در بخش صنایع به خصوص صنایع باعث چالشهای جدی در بخش آلودگی هوا، خاموشی مقطعی این صنعت، تعطیلی مراکز آموزشی، اداری و... میشد. این در حالی است که بازار مسکن نیز از این محل آسیبپذیر شده است و به این ترتیب بحران کمبود گاز و انرژی در ابعاد مختلفی باعث مشکلات در کشور شده است. در این باره با علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنعت سیمان گفتوگو کردهایم تا درباره ابعاد تکاندهنده جایگزینی مازوت، قیمتگذاریهای شناور، چالشهای حملونقل و تبعات این تصمیمات بر این صنعت مادر را بررسی کنیم.
واقعیت این است که ما با یک روند فرساینده روبهرو هستیم. از ابتدای سال جاری گاز کارخانههای سیمان بهصورت جدی سهمیهبندی شد و عملاً ما را از مدار مصرف گازِ پایدار و پاک خارج کردند. این به آن معناست که کارخانهها برای حفظ حداقلیِ جریان تولید، چارهای جز جایگزین کردن سوخت آلاینده مازوت ندارند. این جایگزینی آغازِ چرخهای از مشکلات است؛ چرا که صنعت سیمان برای کارکرد مستمر خود به انرژی پایدار و مطمئن نیاز دارد، نه سوختی که هر بخش از فرآیند تهیه و مصرف آن خود یک چالش بزرگ مهندسی و لجستیکی است.
ظاهراً قیمت هر لیتر مازوت برای کارخانجات رقمی بین دو هزار تا 2هزار و ۵۰۰ تومان تمام میشود که روی کاغذ تقریباً معادل قیمت گاز به نظر میرسد. اما این تمام ماجرا نیست! هزینه حملونقل مازوت تا درب کارخانهها، قیمت تمامشدهی سوخت را تا حدود 2 برابر بالا میبرد. وقتی هزینه ترابری به نرخ پایه اضافه میشود، آن معادله ظاهراً برابری از بین میرود و فشار مالی سنگینی به واحد تولیدی تحمیل میگردد. بحران لجستیک، گلوگاه دوم ماست. کمبود شدید ناوگان حملونقل جادهای سبب شده است که سوخت مازوت در بسیاری از مواقع به موقع به کارخانجات نرسد. کورهامان نیازمند استمرار حرارت و انرژی هستند؛ وقتی سوخت به موقع تخلیه نشود، ناگزیر برنامه تولید بههم میریزد، کورهها سرد یا با ظرفیت ناقص کار میکنند که این خود خسارت سنگینی به تجهیزات و نسوزِ کورهها وارد میکند. افزون بر این حملونقل جادهای مازوت، عملاً امکان دخل و تصرف در سوخت تحویلی را بهوجود آورده است. کیفیت متغیرِ مازوتی که بهدست کارخانهها میرسد نیز فاکتور منفی دیگری است؛ سوختی با مشخصات فنی ناپایدار که راندمان احتراق را پایین میآورد و هزینههای مضاعفی را به تولیدکنندگان تحمیل میکند.
البته گرفتاریهای ما به کیفیت و حملونقل ختم نمیشود، بزرگترین چالش ما ماهیتِ قیمتگذاری مازوت است. قیمت مازوت مقطوع نیست، بلکه شناور است و دولت آن را به صورت «علیالحساب» با تولیدکنندگان محاسبه میکند. فاجعه از همینجا آغاز میشود: تولیدکننده در زمان عرضه محصول، قیمت قطعی مازوت مصرفی را در اختیار ندارد و سیمان را با همان نرخهای علیالحسابِ قبلی میفروشد اما مدتی بعد، دولت ارقام سرسامآوری تحت عنوان «مابهالتفاوت قیمت مازوت» طلب میکند و کارخانهها با بدهیهای چند دهمیلیاردتومانی مواجه میشوند. این روش محاسبهی رو به عقب، عملاً امنیت مالی واحدها را نابود کرده است.
از جیب سهامداران! از آنجا که این مابهالتفاوتهای کلانِ قیمت مازوت بههیچ عنوان در فرمول قیمت فروش سیمان و درآمدهای رسمی کارخانهها لحاظ نمیشود، تولیدکنندگان راهی برای جبران آن از محل درآمد فروش ندارند. در نتیجه، بار سنگین این زیان تحمیلی مستقیماً از محل سود سهامداران کارخانجات پرداخت میشود. این یعنی تنبیه سرمایهگذارانی که به امید رونق تولید وارد این صنعت شدهاند، به خاطر ناکارآمدیهای ساختاری در زنجیرهی تأمین انرژی کشور.
بله، دولت از دو ماه پیش، ۶۰ درصد قیمت گاز تحویلی به صنایع را افزایش داده است. نکته نگرانکنندهتر اینجاست که قیمت مازوت نیز مستقیماً بر اساس نرخ گاز تعیین و متناسب با آن تعدیل میشود. یعنی با یک سیاستِ همافزا در گرانیِ انرژی مواجهیم که از هر سو فشار بر هزینههای تولید را تشدید میکند.
خب ما در یک قیچیِ بیرحمانه گرفتار شدهایم. از یک سو افزایش هزینهی تولید سیمان ناشی از ناترازی سوخت، تورم مزمن و مدام فزایندهای را رقم زده که قیمت تمامشدهی کالا را بالا برده است. از سوی دیگر، رکود ساختوساز و کاهش قدرت خرید مصرفکنندگان، بازار نهایی تولیدکنندگان را کوچکتر کرده است. ادامهی این روند، به معنای فرسایش کامل بدنهی تولید، کاهش جذابیت سرمایهگذاری در صنعت سیمان و در نهایت بهخطر افتادن زیرساختهای عمرانی کشور خواهد بود. امیدواریم تصمیمگیرندگان کلان اقتصادی پیش از آنکه دیر شود، صدای بخش مولد اقتصاد را بشنوند.