●وحشت در مکه؛ ادعای بازداشت «عامل انتحاری» در مسجد الحرام ●دروغ بزرگ تنگه هرمز؛ اختلاف ۳۰ دلاری قیمت نفت پس از ادعای آمریکا ●فیلمی از میان هوتکهای بلوچستان که تا جشنوارههای ایتالیا گام برداشته است ●نباید هنرمندان را از بازگشت به وطن محروم کرد/ بازگشت هنرمندان به وطن سلیقهای نیست ●سه راهکاری که اقتصاد ایران را نجات میدهد
جریان آنلاین | وقتی صحبت از تورم، رکود و تنگناهای تجاری میشود، پرسش اصلی این است که دقیقا کجای کار حکمرانی اقتصادی ما ایراد دارد؟ در سالهای اخیر ضرورت بازنگری در نقش دولت و چگونگی بهکارگیری دیپلماسی برای نجات اقتصاد به یکی از مباحث داغ محافل کارشناسی تبدیل شده است؛ مباحثی که حالا بیش از هر زمان دیگری بر یک پرسش کلیدی تمرکز دارند: چطور میتوان از اقتصاد جزیرهای و ایزوله فاصله گرفت و ساختارهای کلان را به سمت کارآمدی هدایت کرد؟ پاسخ به این پرسش به بازنگری در استراتژیهای اجرایی نیاز دارد و این موضوع در گفتوگو با مسعود دانشمند، کارشناس اقتصاد ایران به آن پرداخته شده است. در این گفتوگو همچنین ابعاد پنهان دخالتهای دولتی، چالشهای تجارت خارجی و الزامات یک اقتصاد مدرن و تعاملگرا به بحث گذاشته شد.
ببینید ما باید در ابتدا به یک توافق بر سر تعاریف برسیم. در حال حاضر نگاهی سنتی و البته کماثر در کشور وجود دارد که تصور میکند وزارت خارجه باید محور و متولی اصلی اقتصاد باشد. این دیدگاه باعث شده وزارت خارجه کشورمان بار مسئولیتهای اجرایی اقتصادی را به دوش بکشد که در تخصص و ذات وظایف آن نیست. به باور من وزارت خارجه نباید بازیگر اصلی باشد. جایگاه آن باید به یک تسهیلگر تغییر کند. وزارت خارجه باید بسترساز توسعه باشد؛ یعنی تمام ظرفیتهای دیپلماتیک باید در خدمت بخشهای اقتصادی قرار بگیرند تا راه برای تجار و سرمایهگذاران باز شود. در واقع دیپلماسی ابزاری است که باید موانع را از سر راه تجارت بینالملل بردارد نه اینکه خودش به جای بنگاههای اقتصادی تصمیمگیری کند.
دولت باید از بنگاهداری دولتی فاصله بگیرد و انرژیاش را صرف سه محور اصلی متمرکز کند: هدایت، حمایت و نظارت. نخست اینکه دولت باید هدایتگر باشد؛ یعنی مسیرهایی که توسط سازمان برنامه و بودجه برای توسعه کشور ترسیم شده است را در سطح کلان هدایت کند و اجازه ندهد قطار اقتصاد از ریل خارج شود. دوم، حمایت است؛ این حمایت نباید صرفاً در قالب شعار باشد. تولیدکننده و سرمایهگذار در ایران با موانع عجیبی مثل نظام پیچیده تخصیص ارز روبهرو هستند. دولت باید با اصلاح این سازوکارها محیط کسبوکار را برای تولیدکننده امن و قابل پیشبینی کند و سوم نظارت است؛ دولت نباید مجری باشد بلکه باید ناظر سختگیر بر اجرای قانون باشد که ما با خلاء نظارتی روبهرو هستیم؛ فساد از همین خلاءها تغذیه میکند و تا زمانی که نظارت دقیق و سیستماتیک وجود نداشته باشد، ساختار اقتصادی از آسیبهای ناشی از فساد در امان نخواهد بود.
ما سالهاست که با یک فقدان بزرگ روبهرو هستیم و آن نبود تبادل اندیشه است. دانشگاههای ما در یک جزیره جداگانه فعالیت میکنند و صنعت ما نیز در جزیرهای دیگر. این دو پیوند ارگانیک با هم ندارند و برای اینکه بتوانیم اقتصاد را بازسازی کنیم باید ابتدا ساختار علمی خود را اصلاح کنیم. ما نیازمند ایجاد بسترهایی هستیم که تکنولوژی را نه به شکل واردات صرف، بلکه از طریق تبادل دانش فنی با کشورهای پیشروی جهانی جذب کنیم. اقتصاد نوین بر پایه دانش میچرخد. اگر نتوانیم بین ظرفیتهای آکادمیک و نیازهای واقعی صنعت یک پل مستحکم ایجاد کنیم هر تلاشی برای نوسازی در سطح باقی میماند و به نتیجه مطلوب نمیرسد. در واقع شروع بازسازی واقعی از همین پیوند دانش و صنعت و بهروزرسانی متدهای مدیریتی است.
سؤال آخر اینکه با توجه به مجموع چالشها و راهکارهایی که به آن اشاره کردید رسیدن به یک اقتصاد کارآمد و تعاملگرا را چقدر به واقعیت نزدیک است و آیا این مسیر نیاز به یک جراحی بزرگ دار یا با اصلاحات تدریجی مسئله حل میشود؟
این مسیر بیشتر از آنکه به جراحی دردناک نیاز داشته باشد، نیازمند یک تغییر رویکرد شجاعانه است. ما در ایران از نظر ظرفیتهای انسانی و مزیتهای ژئوپلیتیک چیزی کم نداریم؛ مشکل اصلی ما در نحوه مدیریت این داشتههاست. من به آینده اقتصاد ایران بدبین نیستم اما باید بپذیریم که دوران آزمون و خطا به پایان رسیده است و راهکار نهایی در سه جمله خلاصه میشود: باور واقعی به بخش خصوصی و واگذاری میدان به آنها؛ ایجاد پیوند استراتژیک بین صنعت و دانش برای خلق ارزش افزوده و در نهایت تنشزدایی در سیاست خارجی برای بازگشت به جریان اصلی تجارت جهانی. اگر دولت بپذیرد که مهمان اقتصاد باشد، نه صاحبخانه، بسیاری از گرههای فعلی به دست خود بازار و فعالان اقتصادی باز میشود. گذار به اقتصاد مدرن، انتخابی است که باید امروز انجام دهیم؛ چرا که فردا ممکن است برای جبران این فاصلهها هزینه بسیار سنگینتری پرداخت شود.