●لندکروزر کوچک تویوتا متولد شد؛ توانایی فوقالعاده FJ در آفرود ●حسینی: مدیریت داخلی و دیپلماسی فعال هزینه تحریمها را کاهش میدهد ●کلاهدوزان: زیست عفیفانه هویتی مستقل از مسائل جنسی به زن میدهد/با بیحجابی سازمان یافته باید مقابله کرد ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●پازوکی: پایان هرچه سریعتر جنگ بهنفع منافع ملی ایران است
جریان آنلاین/ فرزانه جدیدی؛ باوجود وجود قوانین لازم، بروکراسی اداری، محدودیتهای اقتصادی و نبود مشوقهای مالی، مسیر نوسازی از اتوبوسهای فرسوده تا تاکسیها با موانعی دشوار روبهروست. در گفتوگوی اختصاصی با علیرضا نثاری، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی به بررسی چرایی شکست در نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی پرداختهایم که در ادامه میخوانید.
موضوع حملونقل عمومی فراتر از یک نیاز ساده شهری برای جابهجایی افراد است. ما وقتی روی اتوبوسرانی و سیستمهای عمومی سرمایهگذاری میکنیم، در واقع داریم سه هدف بزرگ را دنبال میکنیم؛ اول کاهش مصرف سوخت، دوم کاهش آلایندگیهای زیستمحیطی و سوم ارتقای سلامت عمومی جامعه. نکته مهمتر اینجاست که اگر این بخش را بهینه کنیم، در واقع داریم منابع مالی کشور یا همان بیتالمال را حفظ میکنیم؛ چرا که با کاهش مصرف سوخت و هزینههای سلامت، بودجههای عظیمی آزاد میشود که میتوان آنها را در حوزههای حیاتی مثل بهداشت و آموزش تخصیص داد.
ما با دو چالش بسیار جدی روبهرو هستیم. اول، سرعت بسیار پایین خروج ناوگان فرسوده از چرخه؛ فرآیند اسقاط و جایگزینی اتوبوسها و تاکسیهای قدیمی بسیار کند پیش میرود که پیامدهای زیستمحیطی سنگینی دارد. دوم، ضعف مطلق در تأمین ناوگان جدید است. هم در بخش واردات و هم در بخش تولید داخلی، عملکرد ضعیف است. برای مثال، ظرفیت تولید داخلی ما در سال حدود ۱۵۰ دستگاه است که هم از نظر کمبود تعداد و هم از نظر کیفیت، با استانداردهای روز دنیا فاصله فاحشی دارد.
موانع متعددی وجود دارد که یک زنجیره را تشکیل دادهاند. اول، محدودیتهای اقتصادی و تحریمها است؛ تحریمها باعث شده مبادلات تجاری محدود شود و ما عملاً به سمت چین سوق پیدا کنیم که همین موضوع سرعت نوسازی را پایین آورده است. دوم، پیچیدگیهای اداری؛ بروکراسیهای وزارت صمت و فرآیندهای ثبت سفارش، مانع از ترخیص سریع ناوگان وارداتی میشود.
نکته دیگرمسئله قیمت یارانهای سوخت است. وقتی سوخت بسیار ارزان باشد، شرکتها و سازمانها هیچ انگیزهای ندارند که ناوگان قدیمی را با مدلهای پیشرفتهتر مثل برقی یا هیبریدی جایگزین کنند. در کنار اینها، کمبود تسهیلات بانکی برای بخش خصوصی و پیمانکارانی که قصد خرید مستقیم ناوگان برقی را دارند، کار را برای آنها تقریباً غیرممکن کرده است.
معتقدم مشکل ما کمبود قانون نیست، بلکه مشکل در اجرا و نظارت است. قوانین فعلی کاملاً برای الزام شهرداریها به نوسازی ناوگان کفایت میکند. آنچه نیاز داریم، استفاده بهینه از ابزارهای نظارتی مجلس است. نمایندگان باید از نطق، تذکر، استیضاح و مطالبهگری رسانهای برای فشار بر دستگاههای اجرایی و سازمان شهرداریها استفاده کنند. همچنین باید این تصور غلط را کنار بگذاریم که دولت فقط باید جاده بسازد؛ دولت باید در توازن میان نگهداری جادهها و توسعه حملونقل عمومی حرکت کند.
اقداماتی که در سال های اخیر انجام شد از جمله واردات اتوبوس و تاکسیهای برقی، قدمهای مثبتی هستند، اما به هیچ عنوان کافی نیستند. ما به یک سرعت بسیار بالاتر نیاز داریم. راه حل نهایی، یک رویکرد چندجانبه است؛ یعنی باید همزمان واردات را تسهیل کنیم، از تولید باکیفیت حمایت کنیم، قیمت سوخت را اصلاح کنیم، تسهیلات به بخش خصوصی بدهیم و نظارت بر شهرداریها را سختگیرانه کنیم. در کنار اینها، نباید از حملونقل ریلی غافل شد. توسعه قطارهای شهری و سیستمهای ریلی درونشهری به دلیل سرعت بالا و هزینههای پایین در بلندمدت، برای کلانشهرها یک ضرورت انکارناپذیر است.
به اعتقاد بنده اراده سیاسی و نظارت عملیاتی حلقه مفقوده ما است. زیرساختهای قانونی داریم اما بروکراسی و نبود مشوقهای اقتصادی مانع پیشرفت شده است. در حالی که نوسازی ناوگان عمومی یک هزینه نیست بلکه یک سرمایهگذاری ملی است که سود آن مستقیم به جیب و سلامت مردم برمیگردد.