●هدف ایرانخودرو؛ افزایش داخلیسازی [اینووی] به ۶۰ درصد در یک سال ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین: این پرسش که «چه زمانی میتوان رسماً با تروما کنار آمد؟» این روزها بیش از همیشه مطرح است؛ پرسشی که پاسخ سادهای به آن وجود ندارد. برخلاف باور عمومی تروما تاریخ مصرف ندارد و مسیر عبور از آن، نه مستقیم و نه قابل پیشبینی است. در جامعهای که تمایل به نادیده گرفتن درد و تشویق به «زودتر فراموش کردن» رواج یافته بسیاری از بازماندگان با فشار مضاعفی روبهرو میشوند که خود نوعی آسیب ثانویه به شمار میآید.
مطابق گزارش سایکولوژی تودی؛ یکی از بنیادیترین ترسهای افرادی که تروما را تجربه کردهاند این است که مبادا واکنشهایشان «اغراقآمیز» تلقی شود؛ ترسی که بهویژه در میان کسانی رایج است که سالها در محیطهای خانوادگی یا رابطههای ناسالم حضور داشتهاند و تجربههایشان با بیاعتنایی یا «گسلایتینگ» تضعیف شده است. همین انکار مداوم باعث میشود حتی یک جمله ساده از سوی یک غریبه زخمهای قدیمی را دوباره فعال کند.
عباراتی مانند «دیگر باید فراموش کرده باشی» یا «دیگران شرایط بدتری داشتهاند» صدایی آشنا برای بسیاری از این افراد است؛ جملاتی که نهتنها کمکی به درمان نمیکنند، بلکه آنها را دوباره وادار به توضیح دادن و توجیه کردن رنج خود میسازند.
اما پاسخ علمی به اینکه «کی با تروما کنار میآییم؟» این است: " بستگی دارد ". زمان بهتنهایی درمانگر نیست. برای برخی افراد دههها طول میکشد تا حتی بتوانند سراغ جعبه سیاه خاطرات گذشته بروند. بسیاری با مکانیسمهای دفاعی مانند کار بیشازحد، مصرف مواد، بیحسی عاطفی یا رفتارهای اجباری سالها زنده میمانند تا زمانی که امنیت نسبی یا حمایت درمانی به آنها اجازه مواجهه با حقیقت را بدهد. سکوت طولانی نشانه بهبودی نیست؛ نشانه دفن درد برای ادامه زندگی است.
در مقابل، کسانی که شبکه حمایتی قوی، دسترسی به درمان خانوادهای امن یا گروههای حمایتی داشتهاند ممکن است سریعتر بتوانند تجربهها را پردازش و «هضم» کنند. پژوهشها نشان میدهد آثار تروما میتواند دههها باقی بماند، بهویژه اگر حادثه عمیق و فاجعهبار بوده باشد.
با این حال تعریف «کنار آمدن» نیز اغلب با کلیشهها آمیخته است. کنار آمدن نه به معنای فراموشی کامل است، نه توقف همیشگی محرکها. تروما در ساختار روانی فرد حک میشود و انتظار پاک شدن کامل آن غیرواقعی است؛ همانطور که نمیتوان از یک سرباز یا کودک جنگزده انتظار داشت گذشته را محو کند. برخی تجربهها چنان بنیادیاند که حتی واژه «تروما» برایشان کوچک است؛ از جمله زخمهایی که ناشی از رها شدن توسط کسانی است که باید مأمن اصلی فرد میبودند.
در سالهای اخیر واژه «تروما» بیش از گذشته در زبان روزمره به کار میرود و گاهی معنای علمیاش را از دست میدهد، اما این سوءاستفادهها نباید مشروعیت رنجهای واقعی را زیر سؤال ببرد. همیشه کسانی هستند که درد دیگران را کوچک بشمارند و این بخشی از مسیر بازماندگان است.
حقیقت این است که بهبودی از تروما فرآیندی دایرهای است. روزهایی هست که فرد احساس رهایی میکند و روزهایی دیگر یک بو یا صدا او را به گذشته دور برمیگرداند. این عقبگرد نیست؛ ماهیت حافظه آسیبزاست.
به گزارش فرارو؛ آنچه اهمیت دارد نه سرعت درمان بلکه مهربانی با خود در طول این مسیر پرپیچوخم است. زمان تنها زمانی اثرگذار است که با پردازش آگاهانه، حمایت و احساس امنیت همراه شود؛ آنگاه است که تلخی خاطرات کمکم قدرت خود را از دست میدهد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین