●فرصت دوباره به دیپلماسی در گروی اراده واقعی آمریکا / جزئیات طرح 7 روزه بازگشایی تنگه هرمز ●وضعیت اضطراری اف ۳۵ آمریکا در تنگه هرمز ●زمان واریز معوقات اردیبهشت ماه بازنشستگان تأمین اجتماعی ●آمادگی ایران برای تقابل و جنگ بلندمدت با آمریکا / پرونده هستهای دیگر موضوع مذاکره نیست ●ضرورت اتحاد ملی در روزهای خطیر؛ میانجیها فرصتی برای دیپلماسی اقتصادیاند
جریان آنلاین | رفتوآمد میانجیها به تهران درحالیکه زمزمههای بسیاری درباره احتمال وقوع جنگی دوباره در منطقه شدت گرفته است، واکنشهایی را بهدنبال داشته است که حضور میانجیها میتواند بهگونهای بخشی از سیاست ترامپ برای مدیریت قیمت نفت در روند صعودیشدن آن باشد. هرچند کارشناسان بر این باورند که ایران همواره آماده مذاکرات باتوجه به منافع ملی کشور در سطح خرد و کلان است. به اعتقاد این افراد در شرایط کنونی حفظ اتحاد ملی همه جبههها در عرصه اقتصادی و سیاسی تحت لوای یک پرچم و خارج از اختلافنظرها با هدف آشتیدادن ایران و جمهوری اسلامی ایران، ضرورتی است که نباید قربانی منافع سلیقهای شود. از سوی دیگر افزایش قیمت انرژی در اروپا و احتمال تأثیرگذاری آن بر افکار عمومی و سیاستهای آمریکا این ضرورت را مطرح میکند که آیا ایران میتواند از پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ به نفع خود استفاده کند یا با خطر شکلگیری اجماع گستردهتری علیه خود مواجه خواهد شد؟ در این باره با عبدالعلی مظفری، نماینده ادوار مجلس گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
رفتوآمدهای دیپلماتیک اخیر را نمیتوان صرفاً اقدامی برای پایینآوردن قیمت نفت ارزیابی کرد. به گفته او تنشها جدی است و کشورهای منطقه نیز به این نتیجه رسیدهاند که در صورت گسترش جنگ، ایران تنها کشوری نخواهد بود که در معرض آسیب و پیامدهای آن قرار میگیرد. آمریکا طبیعتاً بهدنبال آن است که با فضاسازی و رفتوآمدهای سیاسی و دیپلماتیک بر قیمت نفت اثر بگذارد، اما تشدید این رفتوآمدها در روزهای اخیر را نمیتوان صرفاً اقدامی رسانهای برای کاهش قیمت نفت دانست. تنش جدی است، بهصورت جدی وارد نبرد شدهایم و ما هم همانطور که آنها شرایط را سخت میکنند مجبوریم در کنار بُعد نظامی، در بُعد اقتصادی هم مبارزه کنیم. بخشی از این تقابل به تلاش برای اعمال کنترل بیشتر بر تنگه هرمز و در نهایت تأثیرگذاری بر قیمت نفت مربوط میشود. طرف مقابل از همه ابزارهای خود برای اعمال فشار استفاده میکند و ایران نیز در چنین شرایطی ناگزیر است از ابزارهای در اختیار خود بهره بگیرد.
مسئله اصلی شکلگیری درک مشترک میان نهادهای مسئول از شرایط جنگی است. به گفته او تصمیمگیری در این وضعیت باید بر مبنای محدودیتها و ضرورتهای موجود انجام شود و دستگاههای اجرایی، نظارتی و قضایی نیز هنگام بررسی اقدامات، شرایط ویژه کشور را لحاظ کنند. او معتقد است چنین رویکردی میتواند به افزایش هماهنگی و پیشبرد امور کمک کند.
نتیجه این تحولات وابسته به نحوه برخورد ایران با شرایط، عملکرد کشور در عرصههای مختلف و چگونگی پیشبرد جنگ رسانهای است. صرف افزایش قیمت انرژی در اروپا لزوماً به معنای تغییر افکار عمومی به سود ایران نیست و چگونگی مواجهه با تحولات میتواند در شکلگیری برداشتهای سیاسی و رسانهای نقش تعیینکنندهای داشته باشد. ایران باید بتواند در کنار اقدامات نظامی، مسیر دیپلماسی و فعالیت رسانهای خود را نیز دنبال کند. نتیجه نهایی به این بستگی دارد که کشور چگونه از ظرفیتهای خود استفاده کند و چه تصویری از تحولات و مسئولیت طرفهای درگیر به افکار عمومی ارائه دهد.
اختلافات و چندصدایی داخلی را از موضوعات مهمی است که باید در شرایط جنگی مورد توجه قرار گیرد. ضرورت اعتماد به مسئولان در همه سطوح در چنین وضعیتی مهم است و باید تصمیمگیریها از سوی نهادهای مسئول دنبال شود و هماهنگی در مواضع داخلی مورد توجه قرار گیرد. اینکه بخواهیم چندصدایی داخل کشور نباشد، نکته اول است. وقتی چندصدایی داخل کشور نباشد و صدای واحدی مخابره شود، میتوانیم با یک صدای واحد، مسیر خودمان را نشان بدهیم. هماهنگی داخلی میتواند به پیشبرد همزمان مسیر نظامی و دیپلماتیک کمک کند. ایران باید بتواند ضمن پیگیری اهداف خود در میدان نظامی، از ظرفیت دیپلماسی نیز استفاده کند و مواضعش را در عرصههای مختلف به شکلی منسجم بیان کند؛ بهگونهای که میان این مسیرها توازن برقرار شود و زمینه برای شکلگیری اجماع گسترده علیه کشور فراهم نشود.