جریان آنلاین | سرانجام در لحظات پایانی روز گذشته اعلام شد که نرخ سوم بنزین در جایگاههای سوخت به 10 هزار تومان افزایش یافته و تغییری هم در سهمیه یا نرخ بنزین اول ودوم داده نمیشود. رویکردی که با واکنشهای بسیاری در این باره همراه شد. فقدان تجهیزات لازم برای رصد میزان مصرف و تخصیص بنزین بیشتر به برخی از خودروها چون فعال در در بخش حملونقل، بیتأثیربودن افزایش قیمت بنزین مذکور در درآمدهای دولت، تبعات روانی واقتصادی در جامعه بهخصوص در شرایط کنونی از جمله مسائلی است که در گفتوگو با ناصر رئیسیفر، عضو هیئتمدیره انجمن جایگاهداران سوخت استان تهران سعی کردهایم مورد بررسی قرار دهیم.
بنزین موضوعی نیست که بتوان آن را با یک سؤال یا رویکرد کوتاهمدت جمعبندی کرد. بنزین یک کالای مصرفی است و پیش از هرگونه تصمیمگیری درباره گران یا ارزان کردن آن باید جامعه و رفتار شهروندی و اجتماعی دقیقاً شناخته شود. تجربه نشان داده ایجاد هر نوع محدودیت، فرد نیازمند را وادار میکند به هر طریقی نیازش را رفع کند که نتیجه آن آلودهشدن محیطهای کاری، تخریب جامعه و شکلگیری فساد از مسیرهای مختلف نظیر تانکرها و کارگران است. من پس از بیش از ۵۰سال جایگاهداری، معتقدم برای یافتن راهکار درست باید با صاحبنظران مناظره و گفتوگو کرد، اما متأسفانه در حال حاضر جای مشارکت دراین خصوص وجود ندارد و در حقیقت من بر این باورهستم که باید نیازسنجی در باره هرطرحی پیش از اجرا انجام شود که اینگونه نبوده است.
درباره گازسوزکردن هم باید گفت اگرچه طرحی مناسب است اما در عین حال این را باید درنظر گرفت که همهجا امکان اجرای آن وجود ندارد، اجرای این طرح به شکل مطلوب نیازمند ساخت ایستگاههای متعدد است و خود سوخت گاز چالشهای فنی و خطرات خاص خود را دارد. اگر این فرآیند از پایه توسط شرکتهای خودروسازی صورت گیرد قابل دفاع است، در غیر این صورت، تبدیل دستی و غیراستاندارد خودروها خطرات شدیدی به همراه دارد. در حال حاضر ما چندین بار در صدد اجرای گسترده این طرح برآمدیم که در نهایت با توقف، تعلیق و... مواجه شدیم باید کارشناسی شود که چرا اینگونه شد و در ادامه به رفع نواقص ومشکلات پیش روبرگردیم .
موضع بنده کاملاً مشخص است، ابتدا باید خودروسازها از پایه، خودرو را گازسوز تولید کنند. اصلاح باید از خط تولید خودروساز شروع شود و پس از آن به سراغ توسعه زیرساخت جایگاهها رفت. اجرای ناقص طرحها به هیچ نتیجهای نمیرسد. درنظرگرفتن سیاستهای تشویقی یا حتی محدودکننده برای تولید خودروهای گازسوز در کشور میتواند نقش مؤثری در کاهش مصرف بنزین داشته باشد. هرچند در حال حاضر بحث خودروهای گازسوز تحتالشعاع موضوع خودروهای برقی قرار گرفته است و تا زمانی که زیرساخت لازم مهیا نشود نمیتوان آمار قطعی داد. نکته اساسیتر این است که در همین تصمیمات مربوط به بنزین، بدون آمادهسازی زیرساختهای جایگاهی اقدام به تغییر نرخ میشود؛ تا جایی که حتی تلمبهها و نمایشگرهای جایگاهها برای نمایش ارقام جدید تجهیز و آماده نشده بودند.
هر تصمیمی در حوزه سوخت باید بر پایه پژوهش علمی و شناخت دقیق جامعه هدف باشد. آیا تصمیمگیران حاضر شدهاند ۲۴ ساعت در جایگاههای شمال، مرکز، شرق، غرب و جنوب تهران بایستند و رفتار، نیاز و واکنش مردم را از نزدیک و بهصورت میدانی بررسی کنند؟ رفتار و نیاز مصرفکننده در نقاط مختلف شهر یکسان نیست. متأسفانه یکی از علل شکست برنامهها این است که پیش از تصمیمگیری به شناخت جامعه و تحقیق میدانی اعتقادی ندارند و این زنجیره مهم فراموش شده است.
این رقم در مقایسه با تورم موجود، اصلاً رقمی به حساب نمیآید. وقتی نرخ ارز ظرف چند ساعت تغییر میکند یا قیمت لبنیات و شیر در طول یک شبانهروز دو بار افزایش مییابد، افزایش نرخ بنزین در این مقیاس نمیتواند مشکل درآمدی دولت را حل کند. برای حل مسئله سوخت باید تفکر اساسی حاکم شود.
پیشنهاد مشخص ما این است که دولت فضا را باز کند و خوراک لازم را بدهد تا بنزین در پالایشگاههای کوچک داخلی تولید شود. ما حاضریم در جایگاههای تحت پوشش خود، بنزین را با قیمت تمامشده واقعی و بدون دریافت یارانه دولتی عرضه کنیم تا عملکرد بخش خصوصی سنجیده شود و در صورت موفقیت به کل کشور تعمیم یابد. بخش خصوصی بسیار کارآمدتر از بخش دولتی عمل میکند، اما دولت بهشدت فربه شده و حاضر نیست اختیارات خود را واگذار کند. بخش خصوصی صددرصد پای کار است. شرکتهای ما این توانایی و آمادگی کامل را دارند که مدیریت و عملیات نظارتی ۴ تا ۵ ناحیه از جایگاههای سوخت تهران را با یکسوم هزینهای که اکنون دولت صرف میکند برعهده بگیرند؛ مشروط بر اینکه دولت دست از دخالتها و چانهزنیهای اضافه بردارد و حمایت کند. بدنه مدیریت دولتی در این حوزه بهشدت فربه است و باید کوچکسازی شود.