●پژمانفر: حکم یک ساله برای فساد کلان کرسنت بازدارنده نیست ●آمادگی کامل آموزش درسی با سناریوهای مختلف در زمان جنگ/ آغاز سال تحصیلی قابل تعویق نیست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●دست ایران نه در جنگ نه در مذاکره بسته نیست/ آمریکا درصدد فشار روانی با حملات است ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | در حالیکه بسیاری تصور میکردند همزمان با بازی فینال جام جهانی فوتبال در آمریکا موج حملات متوقف شده است، بار دیگر حملات گسترده آمریکا به شهرهای مختلف کشور از سر گرفته شد و در این میان تبریز و شماری از شهرهای جنوبی نیز در اهداف این حملات قرار گرفتند. ترامپ این حملات را در واکنش به کشته شدن سه سرباز آمریکایی اعلام کرد که البته ایران در پاسخ به حمله آمریکا به خوابگاه سربازان ایرانی در بمپور صورت گرفته بود. با این حال واکنش تهران نیز بهسرعت دنبال شد و حملات متقابل به منافع آمریکا در کشورهایی مانند بحرین و کویت انجام گرفت. تداوم این حملات و پاسخهای متقابل از نگاه برخی ناظران نشاندهنده تلاش ایران برای ایجاد بازدارندگی و جلوگیری از تکرار حملات است که به باور شماری از مسئولان میتواند در چارچوب فشار روانی و زمینهسازی برای امتیازگیری در مذاکرات احتمالی نیز ارزیابی شود که این مذاکرات تا این لحظه به نتیجهای نرسیده است. از سوی دیگر برخی تحلیلگران با اشاره به اظهارات اخیر آمریکا این مواضع را فراتر از یک پیام نظامی میدانند و معتقدند بخشی از این رفتارها میتواند در راستای مدیریت بازار نفت و کنترل قیمتهایی باشد که امروز به مرز ۹۰ دلار رسیده است. درباره چشمانداز ادامه این درگیری و احتمال گسترش یا مهار آن با وحید احمدی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، گفتوگو کردهایم که میخوانید:
بهنظر میرسد آمریکا بیش از آنکه در پی یک تصمیم راهبردی برای نابودی زیرساختهای ایران باشد درحال اجرای یک جنگ روانی و فرسایشی است؛ یعنی تلاش میکند با ایجاد ناامنی، القای بیثباتی و فشار بر افکار عمومی فضای داخلی ایران را تحتتأثیر قرار دهد اما واقعیت این است که اینگونه حملات حتی اگر خسارتهایی هم ایجاد کنند از جنس ضربههای تعیینکننده نیستند، چراکه ایران نشان داده که بلافاصله پس از هر حمله توان پاسخ و همچنین بازسازی دارد و از ظرفیتهای جبرانی خود استفاده میکند؛ بنابراین آمریکا اگر تصور میکند با زدن برخی زیرساختها میتواند مسیر ایران را تغییر ده، دچار محاسبه غلط است و ایران هیچگاه در دام نوسانات تصمیمگیری ترامپ نخواهد شد.
ایران بارها نشان داده که دستبسته نیست و پاسخهایش متناسب حسابشده و بعضاً فراتر از انتظار بوده است. هیچیک از حملات آمریکا بیپاسخ نمانده و این نکته را خود آمریکاییها هم بهخوبی میدانند. آنها میدانند که ایران ابزارهای مختلفی در اختیار دارد که تاکنون همه آنها را بهکار نگرفته است. از سوی دیگر آمریکا هم میداند که پایگاههایش در منطقه در معرض آسیب قرار دارند و هر اقدام ماجراجویانه میتواند دایره تنش را از مرزهای ایران فراتر ببرد و کل منطقه را وارد یک بحران طولانیمدت کند.
آمریکا هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی در موقعیتی نیست که بخواهد وارد یک درگیری پرهزینه و فرسایشی شود. تجربه هم نشان داده که این کشور در جنگهای فرسایشی نهتنها دستاوردی نداشته، بلکه معمولاً با فرسایش اعتبار منابع و توان میدانی روبهرو شده است. بههمین دلیل است که میگوییم هدف اصلی شاید بیش از جنگ مستقیم، مدیریت بحران و حفظ فشار باشد؛ فشاری که بتواند ایران را پای میز مذاکرهای بکشاند که امتیازدهی یکطرفه در آن رخ دهد. اما ایران تا امروز نشان داده که چنین سناریویی را نمیپذیرد. پاسخ ایران روشن است مقاومت همراه با بازدارندگی. یعنی نهتنها برابر حمله منفعل نمیماند، بلکه بهگونهای عمل میکند که طرف مقابل هزینه تکرار را بهخوبی احساس کند. ایران بهدنبال آن نیست که با هر تحرکی، فضای منطقه را فوراً به سمت انفجار ببرد اما اگر حملهای صورت بگیرد، پاسخ متناسب و بعضاً چندبرابر خواهد بود. این همان چیزی است که بازدارندگی را معنا میکند. آمریکا باید بداند که با حمله به زیرساختها، نهتنها به هدف سیاسی خود نمیرسد، بلکه ممکن است خود را درگیر بحرانی کند که مدیریت آن بسیار دشوارتر از آغازش باشد.
واقعبینانه اگر نگاه کنیم اعتماد به آمریکا در این حوزه تقریباً از بین رفته است. تجربههای گذشته نشان داده که واشنگتن در مذاکرات قابل اتکا نیست و بارها از مسیر دیپلماسی برای فشار بیشتر استفاده کرده است. با این حال ایران هیچگاه میز مذاکره را ترک نکرده اما تفاوت مهم اینجاست که این حضور از موضع ضعف نیست. تهران سعی کرده همزمان با حفظ کانالهای دیپلماتیک در موضع قدرت بایستد؛ یعنی نه تسلیم فشار شود و نه اجازه دهد آمریکا تصور کند با تهدید نظامی میتواند امتیاز بگیرد.
ایران باید و میتواند در موضع قدرت باقی بماند. مهم این است که آمریکا تصور نکند با افزایش فشار و حملات زیرساختی، میتواند طرف ایرانی را به عقبنشینی وادار کند. چنین تصوری خطاست. ایران اگرچه مسیر دیپلماسی را بهطور کامل نبسته اما مذاکرهای را میپذیرد که بر پایه احترام متقابل و منافع متوازن باشد نه فشار و تحمیل. تا زمانی که آمریکا بخواهد از تهدید بهعنوان ابزار امتیازگیری استفاده کند نتیجهای نخواهد گرفت.
این احتمال وجود دارد اما باید دید آمریکا تا چه اندازه حاضر است هزینه تشدید را بپردازد. بهویژه با توجه به شخصیت و رفتار ترامپ پیشبینی دقیق مسیر بعدی دشوار است. او اساساً سیاستی غیرقابل پیشبینی دارد و همین موضوع نگرانیها را بیشتر میکند. البته برخی سناریوهای افراطی از جمله حمله گستردهتر یا حتی گزینههایی که در ادبیات سیاسی بهعنوان حمله هستهای مطرح میشود در حد فرضیههای بسیار دور از ذهن است، اما نباید فراموش کرد که حتی طرح چنین احتمالاتی نشان میدهد طرف آمریکایی با بحران عقلانیت راهبردی مواجه است. در هر صورت، هر اقدامی از این جنس، پیامدهای بسیار سنگینی برای خود آمریکا خواهد داشت.