●لندکروزر کوچک تویوتا متولد شد؛ توانایی فوقالعاده FJ در آفرود ●حسینی: مدیریت داخلی و دیپلماسی فعال هزینه تحریمها را کاهش میدهد ●کلاهدوزان: زیست عفیفانه هویتی مستقل از مسائل جنسی به زن میدهد/با بیحجابی سازمان یافته باید مقابله کرد ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●پازوکی: پایان هرچه سریعتر جنگ بهنفع منافع ملی ایران است
جریان آنلاین | در شرایطی که صنعت انرژی ایران زیر فشار همزمان تحریم، حمله به زیرساختها در جنگ، محاصره دریایی، محدودیت سرمایهگذاری و... قرار دارد، عقبماندگی در برداشت از میادین مشترک راهبردی بهویژه پارس جنوبی با قطر به دلیل فشارافزایی، معضلی است که باعث عقب ماندن ایران از بهره گیری از منابع ملی در رقابت با کشورهای دیگر بهخصوص قطر میشود. صاحبنظران با اشاره به اینکه ایران توسعه این پروژهها را دیرتر از رقبای منطقهای آغاز کرده است، معتقدند همین تأخیر اولیه زنجیرهای از مشکلات تولید، توسعه و تأمین مالی را بهدنبال داشته است. در حالیکه بارها طرحهایی برای فشارافزایی در این میدان اعلام شده اما هنوز عملیاتی نشده است. این در حالی است که در وضعیت کنونی هر روز تأخیر به معنای واگذاری بیشتر سهم ایران از منابع مشترک، کاهش قدرت مانور در بازار انرژی و تشدید وابستگی به تصمیمهای فوری و پرهزینه است. در این باره و چالشها و راهکارهای مناسب در شرایط فعلی با هدايت الله خادمی، نماینده ادوار مجلس گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
قطعا این فقط یک خطای مقطعی نبوده و نیست، بلکه ریشه در یک ناهماهنگی ساختاری داشت. وقتی کشوری توسعه میدان مشترک را دیرتر از طرف مقابل آغاز میکند، در واقع از همان ابتدا در موضع ضعف قرار میگیرد. در پارس جنوبی، ما با تأخیر وارد شدیم، بعد هم در اجرا، تأمین مالی، تصمیمگیری و استمرار پروژهها مشکل داشتیم. نتیجه این شد که بخشی از فرصت تاریخی کشور از دست رفت. مسئله اصلی این است که در حکمرانی انرژی ما بهجای تصمیمگیری بلندمدت زیاد اسیر ملاحظات کوتاهمدت شدیم. بدیعی است داشتن منابع بهتنهایی کافی نیست. مسئله این بود که منابع بهموقع به پروژه تزریق نشد، قراردادها پیوست اجرایی مؤثر نداشتند و اراده اجرایی هم در بسیاری مقاطع ضعیف بود. وقتی پروژهای ملی است، نباید هر بار با تغییر شرایط سیاسی یا مالی متوقف شود. ما در عمل، هزینه تعلل را با کاهش برداشت، افزایش عقبماندگی و رشد ریسک امنیت انرژی پرداخت کردیم.
خب در حقیقت کار از کار نگذشته اما زمان بسیار محدود است. در جنگ یا حتی در فضای تهدید امنیتی، انرژی فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ یک ابزار قدرت ملی است. کشوری که نتواند تولید پایدار، ذخیرهسازی، انتقال و صادرات مطمئن داشته باشد در معادلات بحرانزده دست پایین را خواهد داشت. ایران هنوز ظرفیت دارد، اما باید تصمیمهای سخت بگیرد؛ یعنی اولویتدادن به پروژههای کلیدی، حذف بروکراسی فرساینده و تمرکز بر بازده سریع. در حقیقت هر چقدر این امر کندتر پیش برود ما در پیشرفت و توسعه در تمام حوزهها در مقایسه با دیگر کشورها عقب خواهیم ماند.
آسیب اصلی، محدودشدن امکان مانور است. وقتی مسیرهای دریایی ناامن شود، کشوری مثل ایران که بخشی از درآمد و تجارت انرژیاش به صادرات وابسته است با فشار چندلایه روبهرو میشود از جمله کاهش درآمد، افزایش هزینه حملونقل، تأخیر در تحویل و افت اعتبار تجاری. بههمین دلیل تنوعبخشی به مسیرهای انتقال، توسعه زیرساختهای داخلی و کاهش وابستگی به یک مسیر واحد یک ضرورت حیاتی است نه یک انتخاب غیرالزامی. قطعا جبران کامل سهم از دسترفته بسیار دشوار است، چون برداشت امروزِ طرف مقابل، عملاً از ذخیره مشترک کم میکند اما میشود از این پس فاصله را مهار کرد و اجازه نداد شکاف بیشتر شود. راهش این است که توسعه فازهای باقیمانده با سرعت، دقت و مدیریت واحد پیش برود. اگر ما هر سال تأخیر کنیم عملاً به نفع طرف مقابل عمل کردهایم. پس اولویت دیگر بحث و شعار نیست؛ اولویت اقدام واقعی و مستمر است.
خب، باید واقعبین بود. در شرایط تحریم مدلهای سنتی تأمین مالی بهسختی جواب میدهند بنابراین باید از ترکیبی از منابع داخلی، صندوقها، سرمایهگذاری صنعتی، اوراق پروژه و سازوکارهای مشارکت بخش خصوصی استفاده کرد اما مهمتر از پول، اطمینان سرمایهگذار است. وقتی سرمایهگذار بداند پروژه متوقف نمیشود و تصمیمها هر ماه عوض نمیشوند، پول هم جذب میشود.
دولت باید نقش سیاستگذار و تضمینکننده را ایفا کند، نه اینکه خودش همهچیز را اجرا کند. بخش خصوصی اگر احساس کند قواعد بازی روشن است، میتواند بسیار مؤثر باشد. اما دولت باید چند کار اساسی انجام دهد: تضمین قرارداد، کاهش ریسک، تسهیل مجوزها و ایجاد امنیت سرمایهگذاری. اگر اینها نباشد، بخش خصوصی هم نمیماند. البته ریشه اصلی در سیاستگذاری است. فناوری و مهندسی مهم هستند اما وقتی تصمیم درست وجود نداشته باشد، بهترین فناوری هم زمینگیر میشود. ما امروز با انباشت مشکل روبهرو هستیم. مشکلاتی چون عقبماندگی در توسعه، ضعف سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساخت و البته فشارهای سیاسی بیرونی. علاج آن هم یک بسته جامع است، نه یک مُسکن موقت.
تمرکز فوری بر میادین مشترک و پروژههای با بازده سریع اصلاح سازوکار تأمین مالی و ایجاد اطمینان برای سرمایهگذار، مدیریت یکپارچه و پرهیز از تصمیمهای مقطعی و سیاسیکاری از جمله راهکارهایی است که چنانچه به آن توجه نشود، هر بحران بیرونی از جنگ گرفته تا اختلال دریایی و... فشار بیشتری بر اقتصاد انرژی ایران وارد خواهد کرد.