جریان آنلاین | در حالیکه این روزها بلوفهای آمریکا مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران طی فقط دو هفته بهدلیل کمبود منابع ارزی و شرایط دشوار اقتصادی هستیم، ولی شاهد اجرای طرح فروش 10 هزار دلار به هر کارت ملی هستیم که این اقدام خود پاسخی در خور به ادعاهای آمریکا، اینبار در میدان ارز و جنگ به تمام معنای اقتصادی است. درباره اجرای سیاستهای ارزی بانک مرکزی و ارزیابی از وضعیت اقتصادی کشور با مهدی دارابی، دستیار رئیس کل بانک مرکزی در امور ارزی گفتوگو کردهایم که در زیر میخوانید:
آنچه امروز در حوزه ارزی کشور مشاهده می شود با تصویری که برخی طرفهای خارجی از وضعیت منابع ارزی ایران ارائه میکنند، فاصله دارد. ما از مدتها قبل میدانستیم که آمریکا چنین سیاستها و برنامههایی را دنبال میکند بر همین اساس در حوزه اقتصادی پیشبینیها و تمهیدات لازم را در نظر گرفتیم. در این راستا ما از دی ماه مشغول تأمین ارز مناسب از طرق مختلف شدیم و در این میان منابع ارزی مناسبی را در اختیار گرفتیم بهگونهای که برای تأمین کالا در بازار تحت فشار قرار نگرفتیم و به این ترتیب کنترل خوبی را در بازار هم داشتیم. در حقیقت مسئله اصلی در شرایط فعلی کمبود منابع نیست، بلکه بخش مهمی از نوسانات از فضای روانی و انتظارات تورمی ناشی میشود. وقتی تصور منفی نسبت به آینده تقویت میشود، تقاضای احتیاطی و حتی خروج سرمایه افزایش پیدا میکند و همین مسئله میتواند به بازار ارز فشار وارد کند. بنابراین بهنظر میرسد که به منظور مقابله با این امر باید همگی به خصوص رسانه ها در جلوگیری از ایجاد جو ملتهب در رسانه ها، یعنی آنچه که مدنظر آمریکاست آگاهانه رفتار کنند تا در این عرصه نیز بتوانیم پیروز میدان باشیم.
از ابتدای سال تا نیمه مهرماه، حدود ۲۴.۹ میلیارد دلار ارز برای تأمین نیازهای وارداتی تخصیص داده شده است. درست است که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش داشته، اما باید توجه داشت که بخشی از این کاهش در مصارف بخش صنعت اتفاق افتاده است. مهم این است که تخصیص ارز برای نیازهای واقعی اقتصاد همچنان در جریان است و فرآیند تأمین کالا متوقف نشده است. بنابراین نمیتوان صرفاً با مقایسه دو عدد، نتیجه گرفت که کشور با انسداد منابع ارزی مواجه شده است.
تعیین سقف ۱۰ هزار دلار از یک سو به ضوابط قانونی مربوط به نگهداری ارز و مقررات مبارزه با قاچاق ارتباط دارد و به این معنا نیست که منابع کشور فقط در همین سطح وجود دارد. اگر محدودیتهای قانونی وجود نداشت، امکان واگذاری مقادیر بالاتر نیز وجود داشت. در حقیقت این امر به نوعی پاسخی به بلوفهای آمریکا در باره شرایط ارزی و اقتصادی ایران است .
ما از دی ماه جمعآوری و تأمین منابع ارزی را با جدیت دنبال کردیم و برای سناریوهای مختلف آماده شدیم. یکی از محورهای اصلی نیز درآمدهای حاصل از فروش نفت بود. حتی در دوره جنگ و با وجود محدودیتهای ناشی از تحریم و دشواریهای انتقال پول، روند فروش نفت ادامه داشت و درآمدهای ارزی مناسبی حاصل شد. طبیعتاً تحریمها هزینه و محدودیتهای خاص خود را ایجاد میکنند، اما این به معنای توقف جریان درآمدهای ارزی کشور نیست. قطعاً برنامهریزی ما فقط برای یک مقطع کوتاه نبوده است. از مدتها قبل سیاستهایی را برای تأمین و مدیریت منابع ارزی طراحی کردهایم و این سیاستها همچنان ادامه دارد. بنابراین آنچه امروز در بازار مشاهده میشود، نتیجه یک تصمیم مقطعی نیست، بلکه حاصل مجموعهای از برنامهریزیها و اقداماتی است که طی ماههای گذشته انجام شده و استمرار آن نیز در دستور کار قرار دارد.
بله. منابع تأمین ارز وجود دارد و در ماههای گذشته نیز برای تقویت این منابع برنامهریزی شده است. مسئله اصلی، مدیریت انتظارات و جلوگیری از شکلگیری رفتارهای هیجانی است. تجربه نشان داده هر زمان سیاستگذار با شناخت درست از شرایط و حضور مؤثر در بازار عمل کرده، امکان بازگرداندن تعادل وجود داشته است.