جریان آنلاین | تشدید تحریمهای هوایی علیه ایران و تبعیت شماری از کشورها و شرکتهای خارجی از این محدودیتها، فعالیت صنعت هوانوردی کشور را با چالشهای تازهای مواجه کرده است که علاوه بر تأمین قطعات و... به امکان انجام پروازهای بینالمللی و استفاده از مسیرهای هوایی نیز کشیده شده است. همزمان با تأکید مجلس بر ضرورت دیپلماسی برای حل این مشکل بسیاری معتقدند این رویکرد شاید تلنگری برای صنعت هوایی برای پیشرفت براساس استانداردهای بینالمللی و پیشرفت در مسیر خودکفایی باشد.
براساس گزارش «جریان آنلاین» مسدودشدن مسیر هوایی ایران با بسیاری از کشورهای همسایه از جمله عراق باوجود اشتراکات فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و... مسئلهای که موجب واکنشهای بسیاری در این باره شد. تکذیب تعلیق پروازهای ایران بهدلیل اِعمال تحریمهای هوایی آمریکا از سوی ایران در روزهای نخست تا در نهایت تأیید ضمنی این مسئله از سوی مسئولان ایرانی ازجمله پردههای نمایشی است که این روزها در پلتفرمهای مختلف قابل مشاهده و استناد است. هرچند هنوز برخی از مسئولان در حاکمیت از هرگونه اظهارنظر شفاف دراین باره خودداری میکنند اما در نهایت آنچه که بهنظر میرسد و بر آن توافق شده است؛ در پیش گرفتن دیپلماسی مناسب برای حلکردن این چالش به دور از برخورد نظامی یا ... است. مسئلهای که حتی مصطفی نخعی، نماینده و عضو کمیسیون انرژی مجلس نیز در گفتوگوی کوتاه با خبرنگار ما بر آن صحه گذاشت و تأکید کرد استفاده از ابزار یا سیاستهای متقابلی مانند قطع صادرات گاز به عراق یا ترکیه بهدلیل مسدود ساختن آسمان این کشورها به روی ایران مدنظر ایران نیست و سعی بر این است تا با دیپلماسی راهی مناسب یافته تا مشمول جرایم احتمالی قطع صادرات گاز و تخلف در اجرای قراردادهای بینالمللی نیز نشود.
اما پرسش اینجاست که آیا دیپلماسی میتواند راهی برای کاهش فشارهای هوایی ایجاد کند و اساساً صنعت هوانوردی ایران تا چه اندازه توان عبور از این شرایط را دارد؟ در این راستا سعی کردهایم که در گفتوگویی مبسوط با محمد معمار، کارشناس صنعت حملونقل هوایی چالشهای و موانع پیشرو در این زمینه را بررسی کنیم که در ذیل مشاهده میکنید.
واقعیت این است که صنعت هوانوردی ایران پیش از این نیز در شرایط مطلوبی قرار نداشت و فشارهای جدید قطعاً مشکلات موجود را بیشتر خواهد کرد. هوانوردی اساساً صنعتی نیست که بتوان آن را بهسادگی از جهان جدا کرد. شما نمیتوانید دور صنعت هوانوردی دیوار بکشید و بگویید با دنیا کاری نداریم. پرواز، ذاتاً یک فعالیت بینالمللی است و ارتباط مستقیم با کشورهای دیگر دارد. به همین دلیل، نخستین حوزههایی که تحت فشار قرار میگیرند، همین حوزههای مرتبط با حملونقل هوایی هستند. ما از گذشته نیز با تحریمهای هوانوردی مواجه بودهایم، اما شرایط جدید نشان میدهد که آسیبپذیری این صنعت بیش از گذشته آشکار شده است. با این حال من فقط نیمه منفی ماجرا را نمیبینم. تجربه تاریخی کشور نشان داده است که وقتی فشارها به نقطهای میرسند که ادامه وضعیت موجود امکانپذیر نیست، ناچار میشویم به سمت تغییر اصلاح ساختار و استفاده بیشتر از ظرفیتهای تخصصی حرکت کنیم. شاید این فشارها در نهایت به یک نقطه عطف تبدیل شود.
دقیقاً. صنعت هوانوردی کشور نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاری و مدیریت است. بخش مهمی از مشکلات ما داخلی است و فقط نمیتوان همه مسائل را به تحریم نسبت داد. ما در این حوزه به کار تخصصی بیشتری نیاز داریم. هوانوردی صنعتی کاملاً تخصصی است و باید بخش مهمی از تصمیمگیریها و مدیریت آن در اختیار افراد متخصص باشد. شاید اگر فشارها بیشتر شود، در نهایت این ضرورت بیشتر مورد توجه قرار گیرد. این اتفاق در کشورهای مختلف نیز رخ داده است؛ یعنی در مقاطعی که یک صنعت به مرحله حساس میرسد، ضرورت دارد مدیریت آن از فضای صرفاً سیاسی فاصله بگیرد و تصمیمگیری تخصصی پررنگتر شود.
با توجه به اظهارات چین درباره تبعیت نکردن از تحریمهای ایران آیا از نظر فنی امکان استفاده از ظرفیت شرکتهای چینی برای کاهش اثر تحریمها وجود دارد؟
از نظر فنی، بله، چنین ظرفیتهایی میتواند وجود داشته باشد. مثلاً اگر یک شرکت هواپیمایی چینی با هواپیما و مجوزهای خودش فعالیت کند ازنظر فنی موضوع با استفاده از هواپیمای یک شرکت ایرانی متفاوت است. اما مسئله اصلی اینجا فنی نیست، مسئله، تصمیم اقتصادی و سیاسی کشورهاست. منافع چین و آمریکا بسیار گسترده و درهمتنیده است و موضوع ایران در مقایسه با حجم روابط اقتصادی میان آنها، موضوع بسیار کوچکی محسوب میشود؛ بنابراین اینکه چین در یک مقطع موضع سیاسی متفاوتی بگیرد، الزاماً به این معنا نیست که در عمل حاضر است منافع اقتصادی خود را به خاطر ایران به خطر بیندازد. به همین دلیل من بعید میدانم چین بخواهد وارد تقابلی جدی با آمریکا شود. در حوزه هوانوردی نیز تاکنون با وجود ظرفیتهای فنی، شاهد همکاری گستردهای از این جنس نبودهایم و دلیل آن هم تا حد زیادی همین ملاحظات اقتصادی و تحریمی بوده است. بنابراین باید میان «امکان فنی» و «امکان عملی و اقتصادی» تفاوت قائل شد. ممکن است از نظر فنی راههایی وجود داشته باشد، اما اینکه یک کشور حاضر شود برای اجرای آن هزینه و ریسک قابل توجهی بپردازد بحث دیگری است.
بهنظر من دیپلماسی باید جدیتر و تخصصیتر دنبال شود. همزمان باید در داخل نیز اصلاحات جدی انجام شود. نمیتوان همه امید را به این داشت که یک کشور خارجی بیاید و مشکل صنعت هوانوردی ایران را حل کند. باید توان داخلی را تقویت کنیم، ساختارها را اصلاح کنیم و متخصصان را در تصمیمگیریها بیشتر دخالت دهیم. ما حتی در زمینه پروازهای عبوری نیز آسیب دیدهایم. با تغییر شرایط منطقه، بخشی از الگوی ترافیک هوایی تغییر کرده و پروازهایی که پیشتر از فضای ایران عبور میکردند، به مسیرهای دیگری منتقل شدهاند. این موضوع علاوه بر کاهش درآمدهای ارزی یک پیام مهم دارد و آن اینکه مسیرهای هوایی و الگوهای ترافیکی وقتی تغییر میکنند، الزاماً بهسرعت به شرایط قبلی بازنمیگردند؛ بنابراین راهکار فقط این نیست که منتظر باشیم تحریمها برداشته شود. باید کاری کنیم که صنعت هوانوردی کشور از نظر ساختاری، مدیریتی و تخصصی توان بیشتری برای مواجهه با چنین بحرانهایی داشته باشد.
من به این بخش ماجرا امیدوارم. فشار و بحران اگرچه هزینه دارد، اما گاهی کشورها را مجبور میکند تغییراتی را انجام دهند که در شرایط عادی حاضر به انجام آن نیستند. صنعت هوانوردی ایران سالهاست به توجه جدی، سرمایهگذاری، مدیریت تخصصی و یک بازنگری اساسی نیاز دارد. شاید شرایط فعلی یک تلنگر جدی باشد تا این موضوع بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. اگر قرار باشد صنعت هوانوردی کشور از این مرحله عبور کند، باید همزمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ از یک سو دیپلماسی فعال برای کاهش محدودیتهای بینالمللی و از سوی دیگر اصلاحات داخلی و تقویت توان تخصصی. فشار خارجی هرچقدر هم زیاد باشد، اگر در داخل ساختارها را اصلاح کنیم و از ظرفیت متخصصان استفاده کنیم، میتوانیم آسیبپذیری صنعت را کاهش دهیم اما قطعاً در نهایت هیچ کشوری منتظر ایران نمیماند. اگر مسیرهای هوایی تغییر کند، دیگران مسیرهای جایگزین پیدا میکنند؛ بنابراین ما نیز باید متناسب با شرایط جدید، سیاستها و ساختار صنعت هوانوردی خود را بازتعریف کنیم.