●نبرد فرانسه و اسپانیا در نیمهنهایی؛ رکورد کلینشیت در برابر حملات سریع ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین/ صدیقه بهزادپور؛ به دنبال انتشار اخبار متعدد درخصوص چگونگی احتمال افزایش رقم کالابرگ الکترونیکی سخنگوی دولت در بخشی از سخنان صبح امروز خود تاکید کرد دولت تمایل به افزایش تغییر رقم کالابرگ دارد، اما تا زمانی که محلی برای تأمین منابع آن پیدا نشود، نمیتواند اقدامی انجام دهد. به این ترتیب به نظر می رسد پس از تک نرخی شدن ارز و تلاشی که دولت برای بهبود حداقلی معیشت مردم با کالابرگ و یارانه میخواست انجام دهد، به بن بست منتهی شده است و قطعاً در این راستا با توجه به تورم فزاینده این امر فقط به بدتر شدن وضعیتی معیشتی و سفره مردم منتهی خواهد شد. در این باره با حسین راغفر، کارشناس ارشد اقتصادی گفتوگو کردهایم که میخوانید.
اصلاً کلاً این روش اشتباه است، چون هزینههای اصلی زندگی بسیار فراتر از مبلغ یارانه رشد کرده است. خانوارها فقط با هزینه خوراک روبهرو نیستند، اجاره مسکن، درمان، آموزش، حملونقل، پوشاک، انرژی و سایر هزینههای روزمره نیز افزایش یافتهاند. از طرف دیگر، تورم مواد غذایی برای دهکهای پایین بسیار سنگینتر احساس میشود، چون سهم خوراک در سبد هزینه آنها بالاتر است. بنابراین حتی اگر کالابرگ بخشی از مواد غذایی را پوشش دهد، سایر هزینهها همچنان فشار سنگینی به خانوار وارد میکند. از طرف دیگر، باید میان افزایش اسمی و افزایش واقعی تفاوت گذاشت. یعنی ممکن است یارانه از نظر عددی چند برابر شود، اما اگر ارزش پول ملی کاهش یافته و قیمت کالاها چندین برابر شده باشد، حمایت واقعی کمتر از گذشته باشد. برای مثال، اگر در گذشته مبلغی از یارانه با نرخ ارز آن زمان ارزش قابل توجهی داشت، امروز ممکن است مبلغی بسیار بالاتر از نظر ریالی، از نظر قدرت خرید و ارزش واقعی بسیار کمتر باشد. بنابراین صرفاً بالا رفتن عدد یارانه نشاندهنده بهبود وضعیت معیشتی نیست بلکه به مثابه تیغ دولبه ای است که از یک سو باعث تشدید کسری بودجه و از سوی دیگر افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم می شود.
مدیریت زندگی در شرایط کنونی با این مبالغ بسیار دشوار است. وقتی قیمتگذاری در اقتصاد از نرخ ارز اثر میگیرد، اما حمایتهای دولت به ریال پرداخت میشود، ارزش واقعی این حمایتها مدام کاهش پیدا میکند. به همین دلیل است که گفته میشود اقتصاد دلاری شده، اما درآمد مردم ریالی مانده است. در چنین وضعیتی هر شوک ارزی میتواند قیمتها را بالا ببرد، اما یارانه و حقوق مردم با تأخیر و بهصورت ناقص تعدیل میشود. نتیجه این روند، کاهش مداوم سطح رفاه و کوچکتر شدن سفره خانوار است. مسئله اصلی این است که مردم حقوق و درآمد خود را به ریال دریافت میکنند، اما بخش بزرگی از هزینههای زندگی عملاً بر اساس نرخ ارز یا تحت تأثیر آن تعیین میشود. وقتی قیمت کالاهای اساسی، خوراکیها، مسکن، خدمات، حملونقل و حتی کالاهای تولید داخل از نرخ دلار اثر میپذیرد، اما حقوق و دستمزد مردم متناسب با این افزایشها رشد نمیکند، نتیجه چیزی جز سرکوب دستمزد و کاهش مداوم قدرت خرید نیست. در چنین شرایطی، کالابرگ یا افزایش یارانه نقدی ممکن است در ظاهر بهعنوان کمک بزرگ دولت به مردم معرفی شود، اما در عمل اگر تورم، نرخ ارز و ساختار بودجه کنترل نشود، اثر واقعی آن بسیار محدود خواهد بود. دولت ممکن است عدد یارانه را بالا ببرد، اما همزمان قیمت کالاها چند برابر میشود و شکاف میان درآمد و هزینه خانوار بیشتر میشود. از طرف دیگر، اگر منابع افزایش کالابرگ یا یارانه از محل کسری بودجه، استقراض یا خلق پول تأمین شود، همین سیاست حمایتی میتواند خودش به عامل جدیدی برای تورم تبدیل شود. یعنی سیاستی که قرار است فشار معیشتی را کم کند، در نهایت ممکن است دوباره از مسیر افزایش قیمتها همان فشار را به مردم برگرداند. بنابراین مشکل اصلی این نیست که کالابرگ داده شود یا نشود؛ مشکل این است که بدون مهار تورم، کنترل نرخ ارز، افزایش واقعی دستمزدها و اصلاح منابع مالی دولت، کالابرگ فقط یک مُسکن کوتاهمدت است. در ظاهر کمک محسوب میشود، اما در زندگی واقعی مردم تغییر مؤثری ایجاد نمیکند؛ چون هزینهها سریعتر از حمایتهای دولت بالا میرود.
راهحل اصلی فقط افزایش کالابرگ یا یارانه نیست، بلکه مجموعهای از سیاستهای هماهنگ لازم است. نخست باید تورم مهار شود و رشد نقدینگی کنترل شود. در سالهای اخیر، طبق آمارهای رسمی، قیمت اقلام خوراکی رشد حدود دویست تا چهارصد درصد رشد داشته است، در چنین شرایطی، پرکردن شکاف قدرت خرید مردم صرفاً با یارانه نقدی یا کالابرگ امکانپذیر نیست، بهخصوص اگر منابع این حمایتها از مسیرهایی تأمین شود که خود باعث افزایش پایه پولی، کسری بودجه یا تورم بیشتر شود. از طرفی، در سال ۱۳۹۸ یارانه ۴۵ هزار تومانی با نرخ ارز آن زمان ارزشی برابر چهل دلار داشت، ولی امروز حتی یارانه یکمیلیونتومانی نیز با نرخ ارز فعلی ارزش واقعی محدودی حدود هفت دلار دارد. وقتی بخش مهمی از اقتصاد عملاً تحت تأثیر نرخ ارز قیمتگذاری میشود، افزایش اسمی یارانه الزاماً به معنای افزایش واقعی قدرت خرید نیست.