●بررسی حمله سایبری به چهار بانک کشور در سازمان بازرسی ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | تهدیدات اخیر ترامپ درباره انفجار چاهها و تأسیسات نفتی ایران همزمان با محاصره دریایی آمریکا در منطقه تنگه هرمز با گمانهزنیها و اظهارنظرات مختلفی همراه شده است. گروهی بر این باورند که این امر تهدیدی مشابه آنچه که در جنگ تحمیلی نخست از سوی صدام علیه ایران میشد قابل ارزیابی است که فرصت عملیاتیشدن نیافت. اما برخی از تحلیلگران نیز معتقدند بهدلیل قطع صادرات نفت ایران همزمان با تشدید محاصره دریایی، امکان برداشت و ذخیرهسازی نفت را نیز نخواهند داشت و در نهایت با انفجار چاهها به دلایل فنی روبهرو خواهند شد. بهمنظور پاسخگویی به این ابهامات با علی بختیار، نماینده ادوار مجلس در گفتوگو کردهایم که در ذیل مشاهده میکنید.
این نوع اظهارات بیش از آنکه بر مبنای یک برنامه عملیاتی مشخص باشد، معمولاً در چارچوب فشارهای سیاسی و روانی مطرح میشود که طی جنگ رمضان نیز نمونههای مشابهی از این تهدیدها دیده شده است. حتی در دوران جنگ ایران و عراق، رژیم صدام نیز با هدف تضعیف اقتصاد ایران تلاش میکرد تولید و صادرات نفت کشور را مختل کند، اما در عمل نتوانست به هدف خود برسد. البته در هر جنگی احتمال آسیب به زیرساختها وجود دارد، اما بیان اینکه میتوان تمام چاهها و تأسیسات نفتی ایران را از کار انداخت یا منفجر کرد، بیشتر یک ادبیات تهدیدآمیز است تا سناریویی که اجرای آن بهسادگی ممکن باشد.
صنعت نفت ایران طی دهههای گذشته به یک ساختار گسترده و چندلایه تبدیل شده است، از این رو، این صنعت تنها به چند میدان یا یک منطقه خاص محدود نیست، بلکه از مرحله اکتشاف و استخراج تا انتقال، پالایش و صادرات در مناطق مختلف کشور پراکنده است. همین پراکندگی جغرافیایی و تنوع زیرساختها باعث میشود از کار انداختن کامل این سیستم بسیار دشوار یا حتی غیرممکن باشد. حتی اگر بخشی از این شبکه آسیب ببیند، سایر بخشها میتوانند تا حد زیادی فعالیت را ادامه دهند. به این ترتیب میتوان گفت که این امر بیشتر تهدیدی است که امکان عملیاتی شدن را ندارد.
ایران در طول دهههای گذشته با شرایط سختی مانند جنگ و تحریمهای گسترده مواجه بوده و همین موضوع باعث شده تجربه قابل توجهی در مدیریت بحران در صنعت انرژی شکل بگیرد. در این سالها سناریوهای مختلفی برای ادامه تولید و صادرات نفت در شرایط فشار اقتصادی یا تهدیدهای امنیتی برنامه ریزی شده است. طبیعی است که وزارت نفت و شرکت ملی نفت نیز در برنامهریزیهای خود احتمال بروز چنین شرایطی را در نظر گرفتهاند. بنابراین تصور توقف کامل صنعت نفت ایران در نتیجه یک تهدید یا حتی یک عملیات محدود، با واقعیتهای موجود فاصله دارد.
موضوع ذخیرهسازی نفت یکی از عواملی است که در چنین رویکردهایی مهم ارزیابی میشود، اما ایران طی سالهای اخیر روشهای مختلفی برای ذخیرهسازی نفت خام و میعانات گازی ایجاد کرده است. بخشی از این ذخایر در مخازن زمینی نگهداری میشود و بخشی دیگر در سازههای زیرزمینی قرار دارد که شناسایی دقیق آنها با ابزارهای نظارتی متعارف چندان ساده نیست. علاوه بر این، استفاده از نفتکشهای بزرگ به عنوان مخازن شناور نیز یکی از روشهایی است که بهطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است، پس به این ترتیب میتوان گفت که انفجار چاه های نفت کشور به دلیل محدودیت برداشت نفت منتفی است. این نفتکشها میتوانند حجم قابل توجهی از نفت را در خود ذخیره کنند و در زمان مناسب وارد چرخه صادرات شوند. چنین ظرفیتی به ایران امکان میدهد حتی در شرایط محدودیتهای شدید حملونقل دریایی نیز مدیریت ذخایر نفتی خود را برای مدتی ادامه دهد. در حقیقت، طی سالهای گذشته ساختار فروش نفت ایران نیز پیچیدهتر و انعطافپذیرتر شده است. مسیرهای مختلفی برای انتقال و عرضه نفت در بازارهای گوناگون ایجاد شده و این شبکه بهگونهای طراحی شده که بتواند در برابر فشارهای خارجی تا حدی مقاومت کند. تجربه تحریمهای شدید در سالهای گذشته نشان داد که حتی در دورههایی که محدودیتها در بالاترین سطح قرار داشت، صادرات نفت ایران بهطور کامل متوقف نشد و در سطوح مختلف ادامه پیدا کرد.
در مرحله نخست هرگونه اقدام نظامی علیه تأسیسات حیاتی یک کشور معمولاً پیامدهای متقابل به همراه دارد و ایران بارها در جنگ رمضان ثابت کرد که در محاسبات راهبردی کشورها این مسئله به عنوان یک عامل بازدارنده در نظر گرفته میشود. در واقع تصمیمگیری برای چنین اقداماتی تنها به یک عملیات محدود خلاصه نمیشود، بلکه باید واکنشهای احتمالی طرف مقابل نیز در نظر گرفته شود، از این رو، این موضوع میتواند روند تصمیمگیری را پیچیدهتر کند. از طرف دیگر، زمانی که مجموعهای از عوامل مانند؛ گستردگی میادین نفتی، تنوع مسیرهای انتقال، ظرفیتهای ذخیرهسازی و تجربه مدیریتی در شرایط بحران را کنار هم قرار دهیم، مشخص میشود که تحقق سناریوی از کار انداختن کامل صنعت نفت ایران با موانع جدی مواجه است. از این رو میتوان با قاطعیت گفت که صنعت نفت ایران طی سالها فعالیت در شرایط سخت نشان داده که توانایی تطبیق با فشارها و یافتن راهکارهای جایگزین را دارد، بنابراین هرگونه سناریوی فشار حداکثری علیه این بخش با چالشهای عملی متعددی روبهرو خواهد شد و اجرای کامل آن بهسادگی امکانپذیر نیست.