●برخورد قاطع دستگاه قضا با هتک حرمت شهروندان در فضای مجازی / دستگیری سه نفر از مجرمین ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین: روز گذشته همزمان با اولین روز ماه محرم یک مرد جوان به همراه چند تن از نیکوکاران جشن آزادی ۱۰ زندانی مالی را برگزار کرد و دستبند از دستان آنها باز کرد. این مرد ۴۰ ساله که خودش ۷ سال از بهترین روزهای جوانی اش را در زندان گذرانده بود نذر کرده بود اگر از مجازات قصاص رهایی یابد گذشته اش را جبران کرده و برای زندانیان نیازمند قدمی بردارد.
مرد جوان درباره سرنوشت خود گفت روز حادثه یکی از دوستانش با او تماس گرفت و گفت می خواهد با شخصی که با دختر مورد علاقه اش قرار گذاشته صحبت کند. او از من خواست همراهی اش کنم. در پارک نزدیک محل زندگی مان آنها با هم درگیر شدند. سروش یقه دوستم را گرفت و گلویش را فشار داد. من می خواستم دوستم را نجات دهم اما وقتی دیدم نفسش به شماره افتاده سنگی را از زمین برداشتم و چند ضربه به سروش زدم که باعث مرگش شد.
وی افزود اصلاً باورم نمی شد دست به چنین کاری زده باشم. عذاب وجدان چنان مرا رها نمی کرد که سه روز بعد در خانه خواهرم قرص خوردم اما خانواده ام مرا به بیمارستان رساندند. وقتی به هوش آمدم ماجرای قتل را تعریف کردم و بازداشت شدم. اولیای دم خواهان قصاص بودند اما در نهایت با دریافت دیه مرا بخشیدند. بخشی از دیه را خودم پرداخت کردم و بخشی را خیرین تقبل کردند و از زندان آزاد شدم.
نجات یافته از قصاص ادامه داد در دوران حبس ورزش می کرد و به زندانیان تمرین می داد. بعد از آزادی ادامه تحصیل داد و فوق لیسانس تربیت بدنی گرفت. الان هم در یک باشگاه ورزشی کار می کند. وی درباره نذر خود گفت در زندان با خود عهد کردم همانطور که خیرین مرا آزاد کردند من هم به زندانیان بی گناه که به خاطر مشکلات مالی گرفتار شده اند کمک کنم. امسال روز اول محرم با کمک نیکوکاران موفق شدیم ۱۰ زندانی مالی را آزاد کنیم.
به گزارش ایران؛ این مرد جوان در پایان با چشمانی پر از اشک گفت هنوز هم عذاب وجدان دارم و از خانواده مقتول می خواهم واقعاً مرا ببخشند. کاش می شد زمان را به عقب برگردانم و کاش هرگز عصبانی نمی شدم. او هر پنجشنبه به سر مزار مقتول می رود و می گوید این کوچکترین کاری است که می تواند انجام دهد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین