●برخورد قاطع دستگاه قضا با هتک حرمت شهروندان در فضای مجازی / دستگیری سه نفر از مجرمین ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | جبههگیری و اظهارات تند برخی از افراد مسئول یا جریانهای رسمی و غیررسمی در واکنش به آنچه که در کشور با اتفاقنظر حداکثری مقامات و مسئولین در حوزههای تصمیم گیرنده که حتی به توهین و تهدیدهای رسمی علیه برخی از مقامات مسئول و رده بالای کشور منتهی شده است، باعث مطرحشدن این سؤال شده که چرا پاسخ به این اظهارنظرات واکنشی متفاوت به آنچه که پیش از این نسبت به گروههای معترض صورت میگرفت، صورت میگیرد که قطعاً در دایره عدالت نمیگنجد و بسیار دورتر از آن چیزی است که حتی مقام معظم رهبری در سخنان و عمل خود به آن اشاره میکنند. در این باره با محمدرضا رشیدی کوچی، نماینده سابق مجلس گفتوگو کردهایم که میخوانید:
رقابت سیاسی در هر جامعهای امری طبیعی و حتی ضروری است اما زمانی که این رقابت از مسیرهای متعارف خارج شود و به سمت تحریک احساسات عمومی و ایجاد فضای ملتهب سوق پیدا کند، میتواند تبعات نامطلوبی برای کشور داشته باشد. امروز جامعه بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش روانی، ثبات اقتصادی و امکان پیشبینی آینده است.
وقتی مجموعهای از فعالان رسانهای، شخصیتهای شناختهشده و برخی تریبونهای سیاسی در بازه زمانی کوتاه با ادبیاتی نزدیک و محورهای مشترک موضعگیری میکنند، طبیعی است که برداشتی متفاوت در افکار عمومی شکل بگیرد. البته نمیتوان بدون مستندات از سازماندهی سخن گفت، اما آنچه قابل مشاهده است، همگرایی قابل توجه در شیوه مواجهه با تحولات جدید کشور است. این همگرایی بیشتر از آنکه ناظر بر ارائه راهحل باشد، معطوف به زیر سؤال بردن هر روندی است که بتواند فضای سیاسی را از حالت تنشآلود خارج کند.
بخشی از کنشگران سیاسی طی سالهای گذشته بخش مهمی از سرمایه اجتماعی و رسانهای خود را در بستر فضای قطبی به دست آوردهاند. در شرایطی که جامعه درگیر نگرانیها و بحرانهای پیدرپی باشد، امکان اثرگذاری بر افکار عمومی از طریق شعارهای تند و مواضع احساسی بیشتر میشود اما اگر کشور وارد دورهای شود که گفتوگو، تعامل و حلوفصل تدریجی اختلافات در دستور کار قرار گیرد، طبیعتاً جذابیت سیاسی این نوع رویکردها کاهش پیدا میکند. از اینرو میتوان بخشی از مخالفتهای امروز را تلاشی برای حفظ نقشآفرینی در زمین بازی گذشته دانست.
در فضای سیاسی، هشداردادن درباره خطرات احتمالی امر مذمومی نیست اما زمانی که هر تحول جدید با روایتهای آخرالزمانی و تحلیلهای مبتنی بر ترس همراه شود، باید درباره اهداف و نتایج آن تأمل کرد. جامعه ایران در سالهای اخیر با مشکلات اقتصادی، فشارهای خارجی و مسائل متعدد اجتماعی روبهرو بوده و به اندازه کافی تحت فشار قرار گرفته است. افزودن بر این نگرانیها بدون ارائه راهکار مشخص، عملاً کمکی به مدیریت کشور نمیکند. تجربه نشان داده که انتقال اختلافات سیاسی به کف خیابان معمولاً به پیچیدهتر شدن مسائل منجر میشود. اعتراض و مطالبهگری در چارچوبهای قانونی قابل دفاع است اما تشویق جامعه به رفتارهای هیجانی میتواند پیامدهایی داشته باشد که کنترل آنها برای هیچ جریانی آسان نخواهد بود.
البته این امر الزاماً به این معنا نیست که الزاماً میان این دو ارتباطی وجود دارد، بلکه منظور این است که گاهی خروجی برخی تحلیلها و مواضع داخلی، ناخواسته در همان مسیری قرار میگیرد که رسانههای معاند سالها برای تثبیت آن تلاش کردهاند. وقتی تصویری از داخل کشور ارائه شود که مبتنی بر آشفتگی دائمی، اختلاف ساختاری و نبود انسجام در تصمیمگیری باشد، طبیعی است که این تصویر توسط بازیگران خارجی نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ بنابراین فعالان سیاسی باید نسبت به بازتاب سخنان خود در سطح منطقهای و بینالمللی حساس باشند.
قطعاً مهمترین سرمایه هر نظام سیاسی، احساس عدالت در میان شهروندان است. اگر جامعه تصور کند برخی افراد بهدلیل وابستگی سیاسی از حاشیه امن برخوردارند و برخی دیگر با سرعت بیشتری با محدودیت مواجه میشوند این مسئله میتواند اعتماد عمومی را تحتتأثیر قرار دهد. اجرای قانون باید شفاف، قابل پیشبینی و یکسان باشد. امنیت ملی معیار مهمی است اما همین معیار نیز باید بدون ملاحظات جناحی اعمال شود. در مواردی این تصور القا میشود که دستگاههای مختلف کشور در مسائل راهبردی دچار اختلافات عمیق هستند یا تصمیمات مهم بدون هماهنگی اتخاذ میشود. در حالی که در بسیاری از موضوعات کلان، شاهد تأکید مقامات ارشد بر وجود هماهنگی و انسجام بودهایم. بزرگنمایی اختلافات، حتی اگر با انگیزه سیاسی صورت گیرد، میتواند زمینه سوءبرداشت در جامعه را فراهم کند اما در حال حاضر بهنظر میرسد که افکار عمومی ایران تجربههای متعددی را پشتسر گذاشته و نسبت به بسیاری از رفتارهای سیاسی حساستر شده است. مردم امروز بیش از گذشته به نتایج عملی سیاستها توجه میکنند و صرفاً تحتتأثیر شعارها قرار نمیگیرند. همین مسئله سبب شده که برخی فراخوانها یا موجسازیها بازتاب محدودی در سطح جامعه داشته باشد.
بدیهی است، بازگشت به گفتوگوی مسئولانه پرهیز از برچسبزنی، احترام به سازوکارهای قانونی و پذیرش رقابت در چارچوب منافع ملی، مهمترین ضرورت امروز کشور است. هیچ جریانی نباید تصور کند که میتواند از طریق افزایش التهاب، جایگاه سیاسی پایدارتری برای خود ایجاد کند. تجربه نشان داده که جامعه ایران در بزنگاههای حساس، بیش از هر چیز به سمت ثبات، عقلانیت و تصمیمگیریهای کمهزینه گرایش دارد و همین ویژگی میتواند مانع از گرفتارشدن کشور در چرخههای فرسایشی و بیحاصل شود.