●هدف ایرانخودرو؛ افزایش داخلیسازی [اینووی] به ۶۰ درصد در یک سال ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین / ندا داودی؛ در این گفتوگو زن جوانی که دو سال پیش پس از فقدان برادرش به سیگار پناه برده بود از مسیر پرفرازونشیب ترک این عادت تلخ میگوید. او زمانی فکر میکرد دود، تنها راه فراموشی غم است، امروز به نمادی از اراده تبدیل شده؛ روایتی از یک تصمیمِ بزرگ که نه برای دیگران، بلکه برای خود واقعیاش گرفته شد.
وقتی برادرم را از دست دادم، دنیا برایم متوقف شد. آن غم، درونیترین خشم سوراخ کرده بود. فکر میکردم دود برایم یک آرامش آنی و راهی برای فراموشی است. هر پُک سیگار به من این را حس میداد که برای چند لحظه از آن درد عمیق فاصله گرفتم غافل از اینکه فقط داشتم خودم را پشت یک اتاق تاریک پنهان میکردم.
وقتی دیدم بدنم ضعیفتر و روحیهام شکنندهتر شده و مهمتر از آن همسرم بود. او شاهد آب شدن من بود و مدام دعوا میکرد. او میخواست مرا نجات دهد، اما من در آن شرایط فقط به سیگار پناه میبردم. تا اینکه یک روز به خودم نگاه کردم و دیدم غم نه تنها کمتر نشده، بلکه در پشت دودها سنگینتر هم شده.
یک روز فهمیدم که دیگر نمیخواهم زندگیام را در سیگارهای تاریک خلاصه کنم. به خودم گفتم: من میخواهم دوباره زندگی کنم؛ برای خودم، برای همسرم و برای آیندهام. آن روز فهمیدم که ترک کردن، یک انتخابِ لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای بقاست.
آسان نبود. شبهای بیخوابی، وسوسههای بیپایان و احساسِ شکستِ گاهبهگاه… همهچیز در کنار هم بود. اما هر بار که مقاومت میکردم، احساس پیروزی در درونم رشد میکرد. وقتی نفسهایم عمیقتر شد، وقتی خوابهایم آرام گرفت و طعمِ سبکی را چشیدم، تازه فهمیدم چقدر از زندگی دور مانده بودم.
میخواهم بگویم زندگی هنوز هم گاهی سخت است، اما من با یک تصمیم قوی از غم به سوی امید حرکت کردم. این فقط درباره سیگار نبود؛ درباره پیدا کردن دوباره خودم بود. زنی که از تاریکی بیرون آمده و حالا در روشنایی قدم میزند. اگر من توانستم، شما هم میتوانید. شاید امروز در دلِ تاریکی، کمی دود باشد، اما فردا هوای تازه و زندگی منتظر شماست.