●درخواست آزادی مشروط تتلو توسط وکیلش؛ آیا آثار هنری او در دادگاه مؤثر است؟ ●قیمت برنج وارداتی عقب نشینی کرد ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین: رشد مغز انسان یکی از پیچیدهترین فرایندهای زیستی است. در سالهای نخست زندگی، تغییرات گستردهای در مغز رخ میدهد که به بهینهسازی عملکرد آن کمک میکند. تنها در سال اول زندگی، مساحت سطح قشر مخ حدود سهچهارم افزایش مییابد درحالیکه ضخامت آن تقریباً یکسوم بیشتر میشود. در آغاز رشد، مغز تعداد بسیار بیشتری اتصال بین نورونها ایجاد میکند؛ اتصالاتی که درنهایت به همهٔ آنها نیاز ندارد. در طول زندگی، ارتباطهایی که بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند تقویت میشوند و سایر ارتباطها در فرایندی به نام هرس عصبی حذف میشوند.
همزمان، فرایند دیگری به نام میلینهشدن نیز در سراسر مغز پیش میرود. در این فرایند، رشتههای عصبی با غلافی چرب پوشیده میشوند که عملکردی مشابه عایق دور سیمهای برق دارد و سرعت انتقال پیامهای عصبی را افزایش میدهد. میزان این عایقبندی در بخشهای مختلف مغز، متناسب با نیاز هر ناحیه، متفاوت است. نورونهای قشرهای حسی مانند قشر بینایی و شنوایی میلین بیشتری دارند درحالیکه نورونهای لوب پیشانی که مسئول عملکردهای شناختی پیشرفته هستند، میلین کمتری دارند.
به گزارش ایسنا؛ گروهی از پژوهشگران لهستانی و آلمانی از مؤسسهٔ روانشناسی دانشگاه یاگیلونیا در کراکوف و مؤسسهٔ ماکس پلانک برای علوم شناختی و مغز انسان در لایپزیگ، با استفاده از فناوریهای نوین تصویربرداری بررسی کردهاند که نبود تجربهٔ بینایی چگونه بر بلوغ مغز اثر میگذارد. سالهاست که دانشمندان مشاهده کردهاند قشر بینایی افرادی که از بدو تولد نابینا هستند، در تصویربرداریها ضخیمتر از افراد بینا به نظر میرسد. توضیح رایج این بود که نابینایی باعث اختلال در فرایند هرس عصبی میشود و درنتیجه اتصالات اضافی نورونی در قشر بینایی باقی میمانند.
برای آزمودن مستقیم این فرضیه، پژوهشگران لهستانی با گروهی در لایپزیگ همکاری کردند که درزمینهٔ بافتشناسی درونتنی تخصص داشت و به فناوری پیشرفته تصویربرداری دسترسی داشت؛ فناوریای که امکان بررسی ساختار بافت مغز را با جزئیاتی بسیار بالا فراهم میکرد. درمجموع، ۲۴ فرد نابینای مادرزادی برای انجام تصویربرداریهای عصبی به لایپزیگ سفر کردند و ۲۴ فرد بینا که ازنظر سن و جنس با گروه نابینا همسانسازی شده بودند، در این پژوهش شرکت کردند.
همانند مطالعات پیشین، مشاهده شد که قشر بینایی در افراد نابینا ضخیمتر به نظر میرسد. اما نکته مهم این بود که میزان میلینهشدن در قشر بینایی افراد نابینای مادرزادی کمتر است و همین موضوع میتواند علت ضخیمتر دیده شدن این ناحیه باشد. شواهد روشنی مبنی بر تغییر در فرایند هرس عصبی پیدا نشد. هرچند نمیتوان نقش آن را کاملاً رد کرد. نتایج نشان میدهد کاهش میلینهشدن عامل اصلی تفاوتهای ساختاری مشاهدهشده در مغز افراد نابینا است. کاهش مقدار میلین میتواند بر نحوهٔ دیده شدن مرز بین مادهٔ خاکستری و مادهٔ سفید در تصاویر امآرآی نیز اثر بگذارد و درنتیجه باعث شود قشر مغز در این تصاویر ضخیمتر به نظر برسد.
تحلیلهای بیشتر نشان داد این تغییرات تنها به قشر بینایی محدود نیست و به مادهٔ سفید مغز که وظیفهٔ انتقال اطلاعات میان نواحی مختلف مغز را بر عهده دارد نیز گسترش مییابد. در مقابل، پژوهشگران تفاوت مشابهی را در نواحی مرتبط با شنوایی یا لامسه مشاهده نکردند. این یافته نشان میدهد تغییرات توصیفشده به طور مستقیم با نبود تجربهٔ بینایی مرتبط هستند.
پژوهشگران تأکید میکنند که این نتایج نباید به این معنا تعبیر شود که مغز افراد نابینا آسیبدیده یا نابالغ است. در افراد نابینا، قشر بینایی در انجام وظایفی مانند پردازش زبان، حافظهٔ کاری و کنترل شناختی نقش دارد. همچنین از قبل مشخص شده است که نواحی مغزی مسئول این عملکردها در افراد بینا نیز بهطور طبیعی میلین کمتری دارند. بنابراین، تفاوتهایی که در افراد نابینا مشاهده میکنیم کاملاً با عملکرد جدید این بخش از مغز سازگار است. قشر بینایی در افراد نابینا دچار اختلال نشده است؛ این بخش کاملاً سالم است، فقط وظیفهٔ متفاوتی را بر عهده گرفته است.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین