●هدف ایرانخودرو؛ افزایش داخلیسازی [اینووی] به ۶۰ درصد در یک سال ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | مسأله گرانی و تورم و افزایش مستمر و شدید قیمتها امروز مهمترین دغدغه مردم ایران است، موضوعی که در میان مسؤولان نیز منشأ اختلاف نظر و گاهی حتی تنش شده و هرکسی به نحوی قصد دارد مقصر یا مقصرین و عوامل این گرانی و تورم را معرفی کند.
با این حال همواره راهکارهای عملی و ریشهای برای حل مشکل گرانی و تورم یکبار برای همیشه در کشور همچنان مغفول و مجهول است، ضمن اینکه شاهد هستیم علیرغم وعدههای رئیس مجلس، رئیس جمهور و برخی اقتصاددانها و نمایندگان صاحب نظر در حوزه اقتصاد، سیاستهای شوک درمانی و حذف ارز ترجیحی نیز در کشور مؤثر نبوده وجز نابودی اقتصاد و معیشت جامعه و کاهش شدید توان خرید و افزایش فقر در کشور، دستاورد دیگری نداشته و حتی دولت نیز علیالظاهر وضعیت بهتری پیدا نکرده است.
در همین رابطه به گفتوگو با دکتر رسول بخشی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی و استاد اقتصاد دانشگاه پرداختهایم که در بخش اول گفتوگو بخشی از ریشهها و علل گرانی و تورم و تفاوت تورم و گرانی مطرح شده است و در بخش دوم که بزودی منتشر خواهد شد به واکاوی راهکار و راه حل ریشهها و بنیانهای گرانی و تورم پرداختهایم.
در ادامه گفتوگوی جریان آنلاین با دکتر رسول بخشی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی آمده است:
شاهد وضعیت نابسامانی در بازار هستیم، روند افزایش قیمتها بسیار سریع و زیاد است، آیا این موضوع ریشه در تورم ناشی از جنگ و تحریم دارد یا با گرانسازی مواجه هستیم؟
ما یک تورم داریم یک گرانی، تورم یک مقوله بلند مدت و گران شدن یک مقوله کوتاه مدت است، مثلا مقطعی به خاطر مسائل خاص آن مقطع شاهد گرانی خواهیم بود، مثلا فرض کنید در جنگ یک بخشی از فولاد زده شد یک بخشی پتروشیمی زده شد، اینها باعث شد که زنجیره تولید در فولاد و پتروشیمی آسیب ببیند، برخی از حلقهها مفقود بشوند، که این یک کمبودی را در بازار ایجاد می کند، هم یه کمبود فیزیکی هم حس کمبود، این حس کم بود فشار روی افزایش قیمت ها را ایجاد میکند.
مشتری میگوید چون الان فولاد و پتروشیمی را زدند همین الان مقداری خرید داشته باشد پس تقاضا برای محصول زیاد خواهد شد از سویی فروشنده هم تصمیم میگیرد کمتر بفروشد تا با قیمت بالاتری فروخته باشد، یک قسمت دیگر هم مربوط به این میشود که ارز 28500 تومانی به کالاهای اساسی اختصاص داشت و ناگهان دولت این ارز را قطع کرد، یکدفعه ارز کالاهای اساسی تقریبا 4 برابر شد و این موضوع باعث شد که کالاهای اساسی گرانتر بشود و قیمتها بالاتر رفت و این هم یک گرانی ناشی از افزایش قیمت ارز ترجیحی، ارز ترجیحی حذف نشده بلکه گران شده است.
ما یک نرخ ارز در بازار آزاد یا همان ارز قاچاق داریم و یک نرخ ارز رسمی داریم، قبلا شکاف میان این دو بسیار زیاد بود، یکدفعه ارز را 4 برابر کردند تا قیمت ارز رسمی به ارز قاچاق نزدیک بشود، حالا دوباره این فاصله در حال زیاد شدن است و دوباره باید این ارز رسمی را گران بکنند و به بازار قاچاق برسانند، قبلا در مدت طولانی ارز دولتی 28500 مانده بود و شکاف بین بازار آزاد و ارز رسمی زیاد شده بود، ناگهان قیمت ارز رسمی را 4 برابر کردند تا این شکاف کم بشود ولی این روند همچنان ادامه دارد و دوباره و دوباره باید ارز رسمی را گران کنند، اینها گران سازی و عامل افزایش قیمت کالاها است.
راهکار حل این شکاف دلار رسمی و دلار بازار آزاد چیست؟
مشکلی که ایجاد شد این بود که دولت ناگهان قیمت ارز را بالا برد و 4 برابر کرد، بلکه باید آرام و تدریجی این کار را انجام میداد، باید مقطعی و با سرعت کم این کار انجام میشد، دولت اما ادعا میکند ما دیگر ارزی برای تخصیص به کالاهای اساسی نداشتیم و مجبور شدیم ارز ترجیحی را ناگهانی حذف کنیم.
دارندگان ارز دو گروه هستند، گروه اول دولت است که نفت و گاز صادر میکند که متعلق به دولت است و گروه دوم پتروشیمیها و صنایع فولادی و دیگر صنایع هستند، ارزی که در بازار با قیمت 28500 تأمین میشد را دولت پرداخت میکرد و این دلار به کالاهای اساسی تعلق داشت، دولت اعلام کرد که دیگر ارز ما تمام شده است چون در صادرات نفت به مشکل برخوردیم و تراستیها هم پولهای دولت را پرداخت نمیکردند، دولت مستقیم پول نفت را از خریداران دریافت نمیکرد بلکه به حساب تراستیها که شرکتهایی واسطه بودند پول نفت واریز میشد و اینها به دولت پول نفت را پرداخت میکردند، اما اینها هم پول ما را ندادند، به یک بیانی 7 میلیارد دلار و به یک بیانی 15 میلیارد دلار ارز کشور ما را تراستیها پرداخت نکردند.
موضوع اما این بود که چرا دولت با مردم حرف نزد، چرا دولت ناگهان دست به حذف ارز زد بدون اینکه به مردم توضیحی بدهد و شوک بزرگی به کشور وارد کرد، این موضوع دو دلیل دارد، یا با افرادی ساده لوح در دولت مواجه هستیم که خیال میکنند آنچه در کتابهای درسی اقتصاد نوشته شده واقعیت دارد، مانند اینکه در کتابهای درسی اقتصاد میگوید سیاست اقتصادی اثرگذاری نخواهد داشت مگر اینکه هیچکس نداند چه تصمیمی دارید و بخشی از ادبیات اقتصاد کلان همین مکتب نئوکلاسیکها است، اینها معتقد هستند که سیاست اقتصادی بیاثر است مگر اینکه یک دفعه به مردم شوک بدهیم، اگر واقعا افرادی در دولت به این کتابها اعتماد کردند ساده لوح هستند یا اینکه با یک جریان نفوذ مواجه هستیم که دست به این کارهای غلط زدند.
این تفاوت قیمت ارز رسمی و بازار آزاد از کجا نشأت گرفته و واقعیت بازار آزاد چیست؟
حالا دولت تصمیم دارد مدام این فاصله ارز رسمی و بازار آزاد را با افزایش قیمت ارز پر کند! بازار آزاد در حقیقت ارز قاچاق است، این نرخ ارز قاچاق قبلا کف بازار تهران تعیین میشد، وقتی هم که التهابی در بازار ارز رخ میداد دولت مداخله میکرد و پلیس اینها را بازداشت میکرد یا جاهایی را تعطیل میکرد التهاب کم میشد اما الان نرخ ارز ما در فضای مجازی یا در هرات یا در اربیل و سلیمانیه تعیین میشود، ما قدرت مداخله در این شهرها و فضای مجازی را نداریم.
قبلا دولت در بازار ارز توزیع میکرد و قیمت ارز را کاهش میداد اما اکنون این موضوع برای دولت ممکن نیست، از طرفی دشمن به راحتی امکان مداخله در بازار ارز را در شرایط کنونی دارد و به راحتی و به دروغ در تلگرام قیمت ارز در کشور ما تعیین میشود، با قیمت ارز قیمت طلا تعیین میشود آن هم با ارز قاچاق در حالی که طلا در مغازههای ما قاچاق نیست اما قیمتگذاری به مبنای ارز قاچاق واگذار شده است.
علت افزایش قیمت دلار در کشور ما در دهههای اخیر چیست؟ این تورم مستمر کالاها چه علتی دارد؟
یک زمانی دلار 7 تومان بود و الان حدود 26 هزار برابر شده است در طول مدت 54 سال، نه فقط دلار در این نیم قرن گذشته بلکه بسیاری از کالاها به همین دلیل گران شده است، قیمت گوشت در این مدت 180 هزار برابر شده، قیمت حبوبات 150 هزار برابر شده است، دلیل این افزایش قیمتها تورم است، دلیل تورم اما این است که ما مشغول خلق پول بانکی شدهایم، رشد بالاتر حجم نقدینگی نسبت به تولید باعث افزایش قیمت کالاها و تورمی که شاهد هستیم بوده است.
در طول 54 سال گذشته تولید در کشور ما حدود 2 و نیم برابر شده است، در همین فاصله نقدینگی ما 300 هزار برابر شده است و این درحالی است که در این مدت نقدینگی دلار 40 برابر شده است، این یعنی حتما دلار گرانتر میشود و همچنان در حال افزایش نقدینگی هستیم. اما دلار باعث تورم ما نیست بلکه نقدینگی باعث رشد قیمت دلار میشود و محصولاتی که به دلار وابسته است هم گران میشود اما افزایش قیمت محصولات تورم نیست بلکه گرانی است تورم آن افزایش نقدینگی سرسام آور است.
راهکار مسؤولان برای رسیدگی به موضوع گرانی و تورم چیست و آیا راهکار مناسبی اتخاذ شده است؟
ما جلسهای داشتیم با مسؤولان در خصوص مشکلات اقتصادی و گرانی و افزایش قیمتها، برخی مسؤولان معتقد بودند باید با تعزیرات به سراغ کسبه رفت و آنها را در خصوص افزایش قیمت مؤاخذه کنیم، کاسب حبیب الله است و مغازه دارد تا کاسبی کند، کسبه اما میگویند جنسی که اکنون خریدم اگر بخواهم به قیمت قبلی بفروشم بعد که قصد جایگزین کردن آن را خواهم داشت دیگر توان تأمین مالی جنس را ندارم، چون افزایش قیمتها به صورت مستمر ادامه دارد.
هزینه کسبه مستمرا در حال افزایش است، هم هزینه کاسبی و مغازه آنها و هم هزینه زندگی و مدیریت زندگی آنها در حال افزایش است، نمیتوان انتظار داشت که وقتی بهعنوان مثال ماهیانه 8 درصد هزینه زندگی و مغازه کاسب افزایش پیدا میکند، کسبه 2 درصد به روی قیمت اجناس خود اضافه کند، این موضوع باعث فروپاشی زندگی و کاسبی آنها خواهد شد.
برای جلوگیری از افزایش قیمتها اینکه به سراغ کسبه برویم کار غلطی است و نتیجه هم نخواهد داشت بلکه باید افزایش هزینهها را کاهش داد، اگر این افزایش هزینهها کنترل بشود کسبه هم نیازی به افزایش قیمت ندارند. در همان جلسه در خصوص خرید محصولات حوزه کشاورزی از سامانه بازارگاه صحبت شد، در این سامانه برخی افراد به دلیل اینکه پول خرید نقدی را ندارند به صورت اعتباری خرید انجام میدهند، که این خرید اعتباری با قیمت بهروز محاسبه خواهد شد، یعنی فروشنده ماهانه 8 درصد سود دریافت میکند، نرخ این بهره در شرایط خرید اعتباری یک ساله میشود 2 و نیم برابر مبلغ اولیه زمان خرید، پس باید در یک سال این افزایش قیمت جبران بشود و همین موضوع در سال 150 درصد افزایش قیمت را به دنبال دارد.