●ورود کمیسیون عمران مجلس به افزایش قیمت تاکسیهای اینترنتی ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | درگیریهای اخیر بین ایران و آمریکا باز هم منطقه و بهخصوص بازار انرژی را در تلاطمی آشکار فرو برده که حاصل آن باز هم افزایش قیمت نفت و بیشترشدن بازارهای مرتبط با آن است اما آنچه که در این میان قابل بررسی است و خرسندی برخی کشورها بهخصوص اسرائیل از افزایش تنشهای بین دو کشور و افزایش احتمال پایان تفاهم بدون رسیدن به توافق است. در این میان برخی از جریانها و افراد حقیقی و حقوقی نیز دانسته یا نادانسته بر این آتش میدمند در پازل از پیش طراحیشده اسرائیل قرار میگیرند. از سوی دیگر آمریکا نیز با وجود تمایل برای پایاندادن به این جنگ به دلایل مختلف داخلی و خارجی بهمنظور حفظ هژمونی خود در دنیا بهخصوص در خاورمیانه دست به اقدامات میزند که مورد تشویق اسرائیل و حامیان آشکار و پنهان او قرار میگیرد. در این باره با حسن مرادی، نماینده ادوار مجلس گفتوگو کردهایم که مشروح آن در زیر آمده است:
واقعیت این است که بازار نفت، بیش از آنکه به اعداد و ارقام عرضه و تقاضا وابسته باشد به امنیت روانی مسیرهای انتقال انرژی حساس است. وقتی صحبت از حملات یا تنش در محدوده خلیج فارس و مشخصاً تنگه هرمز به میان میآید، ما با یک متغیر استراتژیک روبهرو هستیم. برخلاف برخی تحلیلهای خوشبینانه که این وقایع را مقطعی میبینند معتقدم هرگونه اصطکاک نظامی در این نقطه حساس، به معنای بازگشت اضطراب به رگهای بازار جهانی است. ما دیدیم که چگونه این اتفاقات قیمت نفت را تکان داد. آمریکا و متحدانش در شرایطی قرار دارند که ذخایر راهبردیشان به سطوح خطرناکی رسیده است. در چنین وضعیتی هر تلنگری به امنیت منطقه میتواند جرقه جهشهای قیمتی باشد. بنابراین، پاسخ به این پرسش که آیا این وضعیت پایدار است یا خیر، به اراده سیاسی بازیگران و تداوم حملات بستگی دارد. اگر فضای امنیتی تیره بماند، ما شاهد یک روند صعودی مستمر در قیمتها خواهیم بود که دیگر با ابزارهای کلاسیک مدیریتی قابل کنترل نیست.
بازیای که آمریکا در حال حاضر در منطقه انجام میدهد مصداق بارز «بازی با آتش» است. این کشور تصور میکند با فشار آوردن به برخی کشورهای منطقه، میتواند بازار را مدیریت کند اما واقعیت این است که قدرت مانور آنها به شدت کاهش یافته است. خروج امارات از اوپک یکی از آن تصمیمات اشتباهی بود که نهتنها کمکی به ثبات نکرد، بلکه عملاً این کشور را در زمین سیاستهای آمریکا قرار داد و توازن سنتی بازار را بههم زد. در مورد عربستان نیز هشدار صریح اوپک باید جدی گرفته شود؛ عربستان نمیتواند برخلاف منافع جمعی اوپک و صرفاً با فشار واشنگتن تولید خود را به شکلی افزایش دهد که عملاً منجر به سرکوب قیمتها شود. بازار این پیامها را میفهمد. آمریکا در شرایطی که ذخایر استراتژیکش خالی یا بسیار اندک است با هر تنش جدید، آسیبپذیریاش دوچندان میشود. این کشور حالا نهتنها باید پاسخگوی افکار عمومی داخلی باشد که از گرانی بنزین و دیزل به ستوه آمدهاند، بلکه باید با این واقعیت روبهرو شود که اهرمهای فشارش بر بازار دیگر آن کارایی گذشته را ندارند.
در اینجا باید به یک نکته کلیدی توجه کرد اگرچه تحریمهای ایران همیشه بهعنوان یک متغیر مهم مطرح بوده، اما در معادلات فعلی مسئله فقط ایران نیست. حتی اگر آمریکا دوباره فشارها را افزایش دهد، جهان امروز با جهان سالهای گذشته متفاوت است. برخی کشورها نظیر چین اکنون با هوشمندی بیشتری عمل میکنند و باید نقش خود را بهعنوان خریدار جدی نفت ایفا کنند اما اگر بخواهم صادقانه بگویم حتی اگر تحریمها دوباره به شکل کامل بازگردد، این موضوع بهتنهایی ضربه نهایی نیست. چیزی که بازار را نگران میکند، ترکیب عرضه محدود با ناامنی در خلیج فارس است. اگر صادرات نفت ایران با مانع روبهرو شود و همزمان تنش در تنگه هرمز تداوم یابد ما با یک بنبست خطرناک مواجه میشویم. آن زمان است که برخی کشورها برای جلوگیری از شوکهای آتی به سمت ذخیرهسازی تهاجمی میروند؛ یعنی خرید نفت برای انبار کردن، نه مصرف. این اقدام خودبهخود تقاضای کاذبی ایجاد میکند که قیمتها را به سرعت بالا میبرد. در واقع خود ترس از کمبود عامل اصلی گرانشدن قیمت است، نه لزوماً خود کمبود.
بله، در حالی که مذاکرات در جریان است اسرائیل و برخی از کشورها در صدد هستند تا با اقداماتی به این مذاکرات و نتایج آن لطمه بزنند. هرچند که آمریکا نشان داده است که در این مذاکرات قابل اطمینان نیست، اما ایران در شرایطی قرار دارد که میتواند امتیازاتی بگیرد، در این میان حتی برخیجریانات داخلی، ممکن است بدون درک جامع از ابعاد بحران، رفتارهایی نشان دهند که عملاً در پازل رژیم صهیونیستی و تندروهای آمریکایی قرار میگیرد. به عنوان مثال، در شرایطی که نیاز به انسجام و دیپلماسی فعال داریم، برخی مواضع یا رفتارهای تنشزا، ناخواسته فضای لازم را برای اسرائیل فراهم میکند تا پروژه ایرانهراسی خود را پیش ببرد. در مورد آمریکا، مشخصاً به رفتارهای ترامپ و اطرافیانش در حاشیه نشستهای بینالمللی نگاه کنید؛ آنها سعی دارند ایران را بهعنوان یک «دشمن واقعی» ترسیم کنند تا بحرانهای داخلی خودشان را پشت پرده این تنشها پنهان کنند. جمهوریخواهان باید بدانند که اگر توافقات را زیر پا بگذارند و فضا را به سمت درگیری ببرند، اولین قربانیان این سیاست مردم آمریکا خواهند بود که با تورم انرژی مواجه میشوند. این یک بازی دو سر باخت برای آنهاست که هم در دیپلماسی بینالمللی و هم در سبد رأی داخلیشان برایشان ایجاد خواهد شد.
پیشبینی در دنیای سیاست و انرژی امروز بسیار دشوار و شاید پرخطر باشد، چرا که همهچیز به تحولات روزهای آینده گره خورده است. ما در نقطه عطف حساسی هستیم؛ اگر دیپلماسی نتواند بر فضای نظامی غلبه کند، قیمت نفت به همین روند نوسانی و افزایشی خود ادامه خواهد داد. من نمیتوانم بگویم که طوفان حتمی است اما میتوانم بگویم که بازار در شرایط «آتش زیر خاکستر» قرار دارد. آنچه تعیینکننده است، میزان خویشتنداری و البته تدبیر در سیاست خارجی است. اگر حملات ادامه یابد و منطقه شاهد درگیریهای جدیتر باشد، هیچ تحلیلی نمیتواند قیمت نفت را ثابت نگه دارد اما اگر فضا به سمت کاهش تنش تغییر کند، بازار به سرعت واکنش نشان داده و هیجان قیمتی فروکش خواهد کرد. در حال حاضر وزن نگرانی بر وزن خوشبینی سنگینی میکند و تا زمانی که این وضعیت متشنج در تنگه هرمز وجود دارد، نمیتوان انتظار ثبات پایدار داشت. سیاستمداران باید بدانند که بازار نفت صبر راهبردی ندارد و هر لحظه میتواند با یک جرقه کل اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد.