●هدف ایرانخودرو؛ افزایش داخلیسازی [اینووی] به ۶۰ درصد در یک سال ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | اخبار منفی، مهمترین بخش از اخبار که روزانه همه ما با آن مواجه هستیم، خبرهایی که از بحرانهای اقتصادی و معیشتی تا جنگ محیط رسانهای ما را احاطه کرده است و ناگزیر از مواجهه با آنها هستیم و رسانهها نیز در راستای سیاستها و رسالتهای خود ناچار هستند به این اخبار بپردازند، اما مسأله اصلی اینجا است که کودکان و نوجوانان ما تا چه حد در مقابل این اخبار تاب آوری داشته و اصلا چقدر به این اخبار نیاز دارند؟
یکی دیگر از مسائلی که در خصوص اخبار منفی و اخبار مربوط به بحرانهایی نظیر جنگ مطرح است نحوه مواجهه خانوادهها با آن و جلوگیری از آثار و پیامدهای مواجهه مکرر کودکان و نوجوانان با این دسته از اخبار است، موضوعی که شاید به دلیل روتین شدن بحرانها و ادامه داشتن آنها عادی انگاری شده و خانوادهها کمتر به آن توجه کنند.
در همین زمینه به گفتوگو با شکوفه علیدادی، روانشناس بالینی، کارشناس حوزه خانواده، کودک و نوجوان و نویسنده حوزه روانشناسی پرداختهایم که مشروح آن در ادامه آمده است.
به نظر شما وضعیت و شرایط کنونی اخبار موجود در تلویزیون و فضای مجازی که عمدتاً اخبار منفی و در خصوص جنگ و تنشهایی از این جنس هستند چه آثاری بر کودکان و نوجوانان دارد؟
با توجه به اینکه تجربه شرایط جنگی را داریم و جامعه کلا درگیر با این مسأله است و جنگ و مسائل آن امروز تبدیل به یک موضوع غیرقابل اجتناب در زندگی ما شده است، قاعدتا کودکان و نوجوانان در معرض اخبار قرار میگیرند و اثراتی هم خواه ناخواه برای کودک و نوجوان ما این موضوع خواهد داشت، چرا که آسیبهایی که ما در دوران کودکی و نوجوانی ممکن است تجربه کنیم در دوران بزرگسالی نیز دامنگیر زندگی ما خواهد بود.
موضوعی که وجود دارد این است که برای ما اخبار جنگ موضوعی نیست که بتوانیم انکار کنیم و کودک و نوجوان در معرض آن قرار نگیرند چرا که این واقعیت جامعه است و شاهد هستیم کشور دچار یک بحرانی شده و خیلی از مسائل خانوادهها تحت تأثیر جنگ قرار گرفته و کودک و نوجوان از طریق خانواده، دوستان و مدرسه درگیر با این مسائل قرار گرفته و اثرات سوء بر روی کودک و نوجوان ما شکل گرفته است و البته اثراتی که هربحرانی ممکن است روی افراد داشته باشد باتوجه به پایه شخصیتی آنها و بستری که در آن زندگی کردهاند، فرزند پروری که برای آنها انجام شده، باتوجه به آسیبهایی که در طول دوره رشدی داشتهاند و حتی خلق و خوی کسی که از آن به دنیا آمدهاند و به خصوص ظرفیت روانشناختی فرد تعیین کننده تاب آوری شخص در دوران بحران است.
ممکن است یک بچه با توجه به اخباری که میشنود هیجان زیادی بروز بدهد و حتی خودش بخواهد ورود کند به چنین فضایی و خیلی مشتاق باشد و حتی یک جاهایی خشم و هیجانات خود را تخلیه کند اما یک دسته دیگر کودکان افرادی هستند که اضطراب بالایی دارند و ظرفیتهای آنها با توجه به زندگی که داشتند و شخصیتی که دارند نمیتواند تحمل وضعیت را داشته باشد و از نظر روانشناختی شرایط متفاوتی دارند.
در هر صورت افرادی که سن کمتری دارند آسیبپذیر هستند ولی ممکن است نوجوانان هیجانپذیر و ریسک پذیر باشند و به دنبال اتفاق و هیجان جدید باشند اما کودکان زیر 12 سال بهخاطر اینکه دوره خیلی حساسی دارند و نیازمند حمایت خانواده هستند قطعا اخبار منفی تأثیرات مخرب بیشتری بر روی آنها دارد به خصوص در زمینه اضطرابها، کابوسهای شبانه، دلبستگی و ارتباطات اجتماعی میتواند کودک را درگیر کند و این موضوع به علت حس ناامنی است که به او منتقل میشود، جنگ یعنی نداشتن، از دست دادن داشتهها و نداشتن امنیت و این بستر شخصیتی افراد را تشکیل میدهد و همه این اتفاقات به سلامت روان خدشه وارد میکند و حتی ممکن است خانوادهها آن را تشدید کنند، وقت یک والدی مضطرب باشد و مدیریت بحران او پایین باشد طبیعتا این موضوع را باتوجه به تنشهای جامعه و بحرانهایی نظیر جنگ این والد شرایط بدتری را برای فرزند خود رقم خواهد زد.
همه تلاش بشریت این است که یک فضای امنی را ایجاد کند و وقتی کودک و نوجوان ما در زمینه حس امنیت خود با مشکل و بیثباتی مواجه میشود قطعا ممکن است مشکلاتی برای او پدید بیاید و به همین دلیل است که تاجایی که میتوانیم باید کودکان را از اخبار منفی نظیر اخبار جنگ دور نگه داریم، یعنی اینکه خانواده مدام درگیر اخبار منفی و اخباری نظیر جنگ باشد و تلویزیون آنها دائم در حال پخش اخبار باشد و هرچیزی خانواده میشنود بخواهد برای کودک و نوجوان خود تعریف کند و حتی افراد خانواده بهمریختگی خود را بخواهند بروز بدهند و به کودک خود عدم امید به آینده و اضطراب خود را نشان بدهند طبیعتا آن کودک هم در آینده دچار آسیبهای جدی خواهد شد.
راهکارهای عبور از این آسیبها و خالی کردن ذهن کودکان و نوجوانان از اخبار منفی و تنشزا چیست؟
ما باید سعی کنیم یک مدیریتی برای دیدن اخبار داشته باشیم، لازم نیست کودک ما در جریان همه مسائل قرار بگیرد و تلویزیون ما همواره در حال پخش اخبار باشد، حتی در شرایطی که کودک دچار اضطراب و دلبستگی ناایمن است اخبار باید حذف بشود، در شرایط غیر از بحران جنگ توصیه ما به خانوادهها این است که نیازی نیست کودکان شما اخبار را ببینند و در جریان خبرها قرار بگیرند، تنها اخباری که مربوط به جامعه است و کودک نیاز دارد آنها را بداند باید به او ارائه بشود، زمانی که کودک در دوره رشد قرار دارد و قرار است خودش را پیدا کند و ما باید نیازهای اولیه سرشتی او را تأمین کنیم، چرا باید کودک را درگیر مسائلی کنیم که اصلا ربطی به سن او ندارد؟
باید تا جایی که میشود مدیریت تماشای اخبار و مسائل سیاسی و مسائلی از این دست در خانوادهها انجام بشود، همچنین والدین باید هیجانات خود را مدیریت کنند و بدانند که امنیت و روحیه و انگیزه و کاهش درماندگی در کودک توسط والد انجام میشود، پس ابتدا والدین باید روی خودشان کار کنند تا بتوانند یک محیط امن برای کودک خود فراهم کنند، اصلا یک جاهایی لازم است تلویزیون خاموش باشد و خانواده به امورات خود نظیر تفریحات و تعاملات خانوادگی بپردازد تا همه در خانه حس امنیت داشته باشند و کودک و نوجوان هم این حس امنیت را تجربه کنند، حتی نوجوانانی که براثر قرار گرفتن در مقابل اخبار منفی و اخبار بحرانهایی نظیر جنگ احساس میکنند دیگر آیندهای ندارند و دچار ناامیدی شدهاند و خیال میکنند خیلی بیچاره شدهاند را باید به سمت هویت خودشان و هویت اصیل برد و در خصوص توانایی و استقلال و استعدادها و ارزشمندیهایی که دارند با آنها گفتوگو کرد و بعد از آن نوجوان را با هویت ملی و اجتماعی خود بهعنوان یک ایرانی آشنا کنند.
زمانی که کودک و نوجوان ما با هویت ایرانی خود بهعنوان یک هویت قوی مواجه بشود قطعا به سادگی دچار بهمریختگی و تردید نخواهد شد و به همین دلیل لازم است که تواناییهای کشور و دادههای قوی و زیربنایی کشور را برای فرزندان خود تبیین کنیم و به آنها یاد بدهیم که تفکر نقاد داشته باشند.
تفکر نقاد به این معنا نیست که شخصا صرفا دیگران را نقد کند و آنها ایراد بگیرد، بلکه تفکر نقاد یعنی اینکه شخص بدون آگاهی چیزی را نپذیرد، یعنی اینکه وقتی مطلبی را در رسانه یا در فضای مجازی مشاهده میکند، حتی اگر بسیار زیاد بازنشر شده است، نوجوان باید نسبت به آن تفکر نقادانه داشته باشد و بداند این تفکر به او کمک میکند که او متوجه بشود چرا این خبر به دفعات زیاد منتشر شده، چه دلیلی برای انتشار این خبر بوده و مستندات اعتبار این خبر چیست و چقدر با منطق او سازگاری دارد، پس تفکر نقاد به نوجوان کمک میکند که همه جوانب را برای بررسی یک خبر در نظر بگیرد و پس از آن به سراغ پذیرش آن خبر برود.
این برخورداری از تفکر نقادانه در شرایط بحرانی و مواجهه با اخبار منفی و اخبار بحرانهایی نظیر جنگ در زمینه کاهش تنش و نگرانیها و ترسها و مدیریت روحیه بسیار مؤثر و مفید است.
والدین و بزرگسالان چگونه روح و روان خود را از استرس وضعیت موجود و فضای استرسزا و منفی اخبار جامعه خالی کنند؟
تعریف معنا برای زندگی موضوع بسیار مهمی است، خانوادهها و والدین ممکن است در شرایط بحرانی و مواجهه با مشکلات و اخبار منفی دچار ناملایمات شده و بهم ریخته بشوند و نمیتوان انتظار داشت که یک والد دچار مشکل نشود، اما موضوع این است که تعریف اشخاص از زندگی و معنای زندگی و هدفی که افراد برای زندگی خود تعریف میکنند میتواند در تاب آوری فرد در مواجهه با بحران بسیار سازنده باشد و حتی به او این امکان را بدهد که به دیگران در مواجهه با بحران کمک کند تا شرایط را بهتر مدیریت کنند.
یکی از مسائلی که در زمینه تعریف معنا و هدف از زندگی این است که به خانواده خود یادآوری کنیم چقدر ارزشمند و مهم هستند و دایره دوستان و حمایتی و ارزشمندیشان را به آنها یادآوری کنیم، اینکه مدام آیه یأس بخوانیم و از واژههای منفی استفاده کنیم و خیلی راحت از آنها استفاده کنیم ساده است اما اینکه بتوانیم از دل همه ناامیدیها یک معنایی برای زندگی پیدا کنیم و معنای زندگی را تعریف کنم و به کودک و نوجوان برای پیدا کردن انگیزه و معنای زندگی کمک کنیم در کاهش تنش و اضطراب آنها بسیار سازنده و مؤثر است.
در مواقع بحرانی نظیر جنگ یک زمانهایی باید فراموش کنیم که در چه بحرانی هستیم و به اهداف و برنامههای زندگی خود فکر کنیم، امروز جامعه ما درگیر مسائل اقتصادی است و فشار مضاعفی روی خانوادهها قرار دارد، اما باید به دنبال حل مسأله باشیم، برای این موضوع به سود و زیان افکار خود و نگرش منفی داشتن باید فکر کنیم و ببینیم چقدر افکار منفی به ما کمک میکند که حالمان بهتر بشود و اینکه مدام به اخبار و موضوعات منفی فکر کنیم چقدر از مشکلات ما حل کرده است؟
خیلی وقتها میتوانیم از حل مسأله استفاده کنیم و در مورد مشکلات خود صحبت کنیم و بعد از آن به دنبال راهکارهایی باشیم برای این مشکلات و بعد به سراغ درست و غلط بودن راهکارها برویم و پس از آن نتایج و پیامدهای اقدامات خود را در نظر بگیریم و از بین آنها بهترینها را انتخاب کنیم، پس برای اینکه بتوانیم به خانواده و اطرافیان خود کمک کنیم باید یک سری مهارتهایی را آموخته باشیم.
به نظر شما امروز مهمترین نیازهای روحی و روانی افراد به ویژه کودکان و نوجوانان در جامعه چیست؟
یکی از مسائلی که در بحرانهای کنونی به ما کمک میکند تا بتوانیم به بازسازی روحی خود و آرام کردن خودمان بپردازیم این است که در نظر داشته باشیم راهکارهای ما باید بدون آسیب زدن به ما و یا دیگران باشد و کرامت انسانی ما را محفوظ بدارد.
تجمعات شبانه یکی از اقداماتی است که به افراد کمک کرده است، در جمع بودن، حس قدرت و غرور داشتن، تقویت روحیه وطن پرستی، حمایت اجتماعی داشتن و متعلق بودن به یک جامعه با هدف و معنا بسیار به افراد کمک میکند که افکار منفی و حالات منفی خود را مدیریت کنند، بسیاری از افراد با تفریحات خانوادگی، سراغ هنرهای مختلف نظیر موسیقی و هنرهای تجسمی رفتن، ارتباط گرفتن با اقوام، تن آرامی و ریلکسیشن و اقداماتی نظیر اینها میتواند باعث بهبود وضعیت روحی افراد بشود و هرچیزی که عزت نفس و معنا بخشی را در زندگی افراد بهبود ببخشد برای آنها مفید خواهد بود و حتی یک جاهایی خانوادهها با هم در مورد ترسها و نگرانیهای خود صحبت کنند و زمانی که این بستر فراهم بشود که افراد شنونده خوبی برای هم باشند و در مورد نگرانیها و دغدغهها و احساسات منفی صحبت کنند میتواند حال افراد را خوب کند، شنیده شدن و درک شدن بسیار لازم و بسیار مفید است و چیزی که امروزه نوجوانان ما بسیار نیاز دارند درک شدن است و این البته نیازی است که همه ما داریم، وقتی برای یکدیگر شنونده خوبی باشیم و همدلی داشته باشیم میتواند به ما در تاب آوری و کاهش اضطراب و تنش کمک کند.
یکی از موضوعاتی که در عبور از بحرانها و چالشها به ما بسیار کمک میکند معنویت است، یعنی معنویت میتواند برای هرکسی تعریفی داشته باشد ولی همین که ارتباط با یک خالق برتر و تکیهگاه برتر داشته باشیم بسیار برای افراد سازنده است و افرادی که در زندگی با مسائل معنوی ارتباط خوبی دارند تفسیرشان از وقایع متفاوت از دیگر افراد است.
چیزی که حال ما را خراب میکند در بیشتر مواقع افکار ما است که باعث میشود یک سری از هیجانات و احساسات برای ما ایجاد بشود که باعث میشود تاب آور بودن یا نبودن یا مدیریت داشتن یا عدم مدیریت در مقابل تنشها برای ما پدید بیاید، پس بستر افکار و معنای افکار میتواند اثرگذاری زیادی بر روی زندگی ما داشته باشد.