●جاده هراز دو روز مسدود میشود؛ عملیات عمرانی در تونل زیارباغ ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین: بیشتر افراد تقریباً هیچ خاطرهای از سالهای نخست زندگی خود ندارند و سالها این پرسش مطرح بود که چرا مغزی که بعدها توانایی شگفتانگیزی در ذخیره و بازیابی خاطرات پیدا میکند، نمیتواند رویدادهای ابتدایی زندگی را حفظ کند. پژوهشی تازه روی موشها نشان میدهد که دلیل این پدیده ممکن است به نحوه شکلگیری و سازماندهی شبکههای عصبی در آغاز زندگی مربوط باشد. یافتهها حاکی از آن است که مغز نوزاد مانند صفحهای خالی نیست که تجربهها بهتدریج آن را پر کنند؛ بلکه از همان ابتدا شبکهای گسترده از ارتباطات عصبی دارد که با رشد و تجربه اصلاح و دقیقتر میشود.
به گزارش زومیت؛ دانشمندان در این مطالعه بخش مهمی از مغز به نام هیپوکامپ را بررسی کردند؛ ساختاری کوچک در عمق مغز که نقشی اساسی در شکلگیری و بازیابی خاطرات دارد. تمرکز اصلی پژوهش بر روی ناحیه CA3 هیپوکامپ بود که در ذخیره خاطرات و تنظیم قدرت آنها نقش ایفا میکند. پژوهشگران با بررسی مغز موشها در سه دوره زمانی یعنی پس از تولد، جوانی و بزرگسالی دریافتند که شبکههای عصبی در ابتدای زندگی بسیار متراکم هستند. در این دوره، نورونها ارتباطات زیادی با یکدیگر دارند اما این ارتباطات هنوز سازماندهی مشخصی ندارند و تا حد زیادی به شکل تصادفی شکل گرفتهاند.
مغز در ادامه رشد، بخشی از این ارتباطات اضافی را حذف میکند و همین فرایند هرس عصبی باعث میشود شبکههای عصبی کمتراکمتر اما در عین حال دقیقتر و کارآمدتر شوند. به عبارت دیگر، مغز در ابتدا تعداد زیادی مسیر ارتباطی ایجاد میکند و سپس مسیرهای مفیدتر را حفظ و مسیرهای غیرضروری را حذف میکند. این یافتهها با دیدگاه قدیمی که مغز در آغاز زندگی مانند صفحهای خالی است و تجربهها بهتدریج آن را شکل میدهند، تفاوت اساسی دارد. مغز نوزاد از همان ابتدا زیرساخت لازم برای پردازش اطلاعات را دارد اما این شبکه اولیه هنوز به اندازه کافی دقیق و تخصصیافته نیست.
ارتباطات فراوان میان نورونها باعث میشود مغز بتواند اطلاعات مختلف را سریع دریافت کند اما همین گستردگی، تفکیک خاطرات را دشوار میکند. خاطرات در مغز توسط مجموعهای از نورونها ذخیره میشوند که هنگام تجربه رویدادی خاص با هم فعال میشوند. اما در مغز جوان، ارتباط میان نورونها بسیار گسترده است و محرکی ساده میتواند تعداد زیادی از آنها را فعال کند. در مغز بالغ، معمولاً برای فعال شدن یک نورون به چند ورودی مشخص نیاز است. این تفاوت باعث میشود فعالیت مغز جوان کمتر اختصاصی باشد. در نتیجه، تجربههای مختلف ممکن است الگوهای مشابهی در مغز ایجاد کنند و خاطرات به جای آنکه دقیق و جدا از هم ذخیره شوند، کلیتر و مبهمتر باقی بمانند.
رفتار موشهای جوان و بالغ نیز این تفاوت را تأیید میکند. موشهای بالغ پس از تجربه شوک خفیف، فقط از همان محل دوری میکنند اما موشهای جوان محیطهای مشابه را نیز خطرناک تلقی میکنند. این یافته نشان میدهد که حافظه در کودکی وجود دارد اما هنوز دقت کافی برای تشخیص و تفکیک جزئیات موقعیتهای مختلف را ندارد. با رشد مغز، نورونها انتخابیتر میشوند و شبکههای عصبی جداگانهای برای تجربههای مختلف شکل میگیرد. نتیجه این تغییر، ایجاد خاطرات دقیقتر و پایدارتر است.
پژوهشگران بر این باورند که شبکه گسترده ارتباطات عصبی در آغاز زندگی عمدتاً بر پایه یک برنامه ژنتیکی ایجاد میشود اما پس از تولد، تجربهها و تعامل با محیط این شبکه را بهتدریج بازآرایی میکنند؛ به طوری که ارتباطات غیرضروری حذف میشوند و مدارهای عصبی کارآمدتر و تخصصیتر شکل میگیرند. این یافتهها به معنای بیتأثیر بودن تجربههای پیش از تولد نیست؛ رویدادهای دوران جنینی ممکن است اثراتی در مغز باقی بگذارند اما این آثار احتمالاً مانند خاطرات آگاهانه و دقیق دوران بعدی زندگی نیستند.
دانشمندان احتمال میدهند شبکه عصبی گسترده اولیه مزیتی تکاملی داشته باشد. مغز نوزاد باید بتواند خیلی سریع اطلاعات مختلف مانند صداها، تصاویر و بوها را دریافت و با یکدیگر مرتبط کند. اگر مغز از ابتدا ارتباطات بسیار کمی داشت، نورونها ممکن بود برای برقراری ارتباط و پردازش سریع اطلاعات با مشکل مواجه شوند. به همین دلیل، مغز احتمالاً ابتدا شبکهای گسترده ایجاد میکند و سپس با کمک رشد و تجربه، آن را به سیستمی دقیقتر و تخصصیتر تبدیل میکند.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین