●آتشسوزی در ستارخان؛ ۸ مصدوم شامل ۷ زن و یک مرد ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | خبر پایان معافیت از تحریمهای صادرات نفت روسیه از سوی ترامپ و همزمان افزایش تهدیدهای او علیه ایران و احتمال آغاز دور جدیدی از جنگ علیه کشور، باعث ایجاد گمانهزنیهای بسیاری در این خصوص شده است. در عین حال افزایش قیمت نفت تا سقف حدود ۱۱۱ لیتر و ادامه ناامن بودن تنگه هرمز برای نقلوانتقالات نفتکشها و... تحلیل بازار نفت و سیاستهای آتی ترامپ دراین میان را دشوار کرده است. در این باره با هدایت الله خادمی، نماینده ادوار مجلس گفتوگو کردهایم که در زیر مشاهده میکنید.
بازار نفت در شرایط معمول هم به خبرهای محدودکننده عرضه واکنش فوری نشان میدهد، حالا تصور کنید این خبر در زمانی منتشر شده که مسیرهای راهبردی انتقال انرژی، بهخصوص تنگه هرمز، در وضعیت باثباتی نیستند. وقتی عبور و مرور نفتکشها با محدودیت یا نااطمینانی روبهرو شود، معاملهگران یک عامل ریسک اضافه میکنند؛ اگر همزمان نشانهای از تنگتر شدن عرضه روسیه برسد، این ریسک دو برابر میشود و نتیجه طبیعی چنین فضای روانی، بالا رفتن قیمتها و جهشهای مقطعی است. البته بیشتر از این که قاعده ای در این رویکرد نقش داشته باشد میتواند حکایت از سردرگمی ترامپ وآشفتگی او در میدان جنگ و چالشهای تنگه هرمز باشد.
بله، تنگه هرمز یکی از گلوگاههای اصلی انرژی در جهان است و هر علامتی که امنیت یا استمرار عبور نفت از این مسیر را زیر سؤال ببرد، بلافاصله نگرانی درباره کمبود عرضه را بالا میبرد. بازار هم بهجای انتظار برای وقوع اختلال واقعی، با احتمال اختلال قیمتگذاری میکند، از این رو، حتی قبل از اینکه محدودیتها اثر واقعی روی حجم صادرات بگذارد، انتظارات قیمتی تغییر میکند.
در این مقطع سهم انتظارات و فضای نااطمینانی بسیار پررنگ است، چون وقتی خبرهای سیاسی و امنیتی با هم میآیند، بازار واکنش تندتری دارد. ممکن است بخش مهمی از جهش، پیشخور کردن سناریوهای بدبینانه باشد؛ یعنی بازار بدترین حالت را تصور میکند و قیمت را جلوتر میبرد. در عین حال، هرچه محدودیتهای عملی در مسیرهای کشتیرانی و بیمه و حملونقل بیشتر شود، آن وقت اثر واقعی هم اضافه میشود و موج دوم افزایش قیمت شکل میگیرد.
اگر فقط با عینک مدیریت بازار نگاه کنیم، زمانبندی این تصمیم عجیب بهنظر میرسد، اما مسئله اینجاست که سیاستهای اخیر آمریکا لزوماً از یک برنامهریزی دقیق برای تنظیم بازار انرژی نمیآید. بخشی از آن نشانه سردرگمی و بخشی دیگر محصول همزمان شدن چند بحران است. وقتی پرونده ایران، امنیت تنگه هرمز، رقابت با روسیه و چین و حتی ملاحظات داخلی آمریکا روی هم میافتد، سیاست انرژی از ابزار اقتصادی به اهرم فشار ژئوپلیتیکی تبدیل میشود، حتی اگر نتیجه کوتاهمدتش بیثباتی قیمتها باشد. در حقیقت در چنین تصمیمهایی همیشه دو لایه وجود دارد؛ یک لایه بازار و عرضه و تقاضا؛ و یک لایه پیام سیاسی. پیام سیاسی میتواند برای چند مخاطب تنظیم شده باشد؛ هم برای روسیه، هم برای چین، و هم برای بازیگران منطقهای در نتیجه، وقتی تصمیم تحریمی علیه صادرات نفت روسیه اتخاذ یا اعلام میشود، بازار یک معنا میفهمد اما روسیه و چین معنای دیگری هم دریافت میکنند.
یک احتمال این است که ترامپ از موضع روسیه در قبال تنشهای اخیر رضایت ندارد؛ موضعی که در برخی ارزیابیها خنثی یا کمتحرک توصیف میشود. در چنین حالتی، لغو معافیت میتواند بهمنزله اخطار باشد یعنی اینکه اگر روسیه همان مسیر را ادامه دهد، هزینهها برایش بیشتر میشود. البته این فقط یکی از فرضیههاست، اما با توجه به الگوی سیاستورزی آمریکا، قابل بررسی است. هرچند به نظر می رسد که محدودسازی مسیرهای صادرات انرژی روسیه فقط روی قیمت نفت اثر نمیگذاد. وقتی آمریکا فشار انرژی را روی روسیه تشدید میکند، پیام ضمنی این است که شبکه تامین انرژی چین هم ممکن است تحت فشار قرار بگیرد یا هزینهدارتر شود. از این نظر، ابزار تحریم و انرژی داخل یک معادله بزرگتر قرار میگیرد که به رفتار قدرتهای بزرگ ارتباط پیدا می کند. علاوه بر این مسائل، امارات متحده عربی هم پروژههایی دارد که هدفشان افزایش ظرفیت انتقال نفت از داخل خاک و رساندن نفت به ساحل شرقی است تا وابستگی به عبور از تنگه هرمز کمتر شود. این اقدام از نظر راهبردی معنی دارد و ممکن است روی محاسبات برخی بازیگران اثر بگذارد. اما در کوتاهمدت نمیتوان گفت این خطوط لوله جایگزین کامل مسیرهای دریاییاند هستند، اما اثرش محدود است، اما بهعنوان یک «نشانه» در تحلیلهای سیاسی ممکن است برجسته شود.
چین کشوری نیست که آمریکا بتواند برایش تعیین تکلیف کند. پکن یک بازیگر بزرگ اقتصادی و سیاسی است و در حوزه انرژی، تصمیمگیریاش را «راهبردی» میبیند. یعنی نیازهایش را در اولویت قرار میدهد. تجربه اختلافات تعرفهای و کشمکشهای اقتصادی هم نشان داده که چین در برابر فشارهای ترامپ خیلی راحت کوتاه نمیآید. بنابراین اگر آمریکا بخواهد چین را به قطع خرید نفت از ایران سوق دهد، این مسیر ساده و تضمینی نیست؛ چون چین حساب سود و زیان خودش را دارد اما شاید هم اگر ترامپ نتواند از پکن امتیاز بگیرد، ممکن است برای جبران یا نمایش قدرت، در جبهههای دیگر فشار را بالا ببرد. ابزارها هم مشخص است که تحریمهای جدید، محدودیتهای ثانویه، سختگیری روی مسیرهای مالی و حملونقل و حتی افزایش سطح تهدید نظامی است. اما باید دید این رفتار چه هزینهای برای خود آمریکا در بازار انرژی ایجاد میکند؛ چون هرچه فشارها بیشتر شود، ریسک بازار هم بالاتر میرود.