●هدف ایرانخودرو؛ افزایش داخلیسازی [اینووی] به ۶۰ درصد در یک سال ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | تهدیدهای ترامپ علیه ایران در حالی طی هفتهها و ماههای اخیر شدت گرفته که او همزمان بارها از نزدیک بودن مسیر توافق سخن گفته است. همین دوگانگی در گفتار و رفتار از نگاه بسیاری از ناظران و کارشناسان، نشانهای روشن از آن است که نمیتوان به پیامهای ظاهراً دیپلماتیک واشنگتن با خوشبینی نگریست. به اعتقاد تحلیلگران سخنان ترامپ بیش از آنکه نشانه تمایل واقعی به حلوفصل اختلافات باشد، بیانگر استفاده همزمان از زبان مذاکره و تهدید برای تحمیل خواستههای یکجانبه است. هرچند به گفته برخی از صاحبنظران ترامپ بهدلیل رفتار متوحشانه و نشان دادن تمایلات وحشیانه خود بهترین رئیس جمهور آمریکا در مقایسه با دیگران بوده است، چراکه حداقل به صورت شفاف رو بازی کرده و حداقل ماهیت دولت و حاکمیت آمریکا را برای مردم ایران و جهان آشکار ساخته و حداقل تکلیف ایران را نیز بهسادگی مشخص کرده است که باید بر پایه بیاعتمادی کامل با استفاده از تمام ظرفیتهای داخلی به مقابله با آمریکا برخاست. در این باره با جعفر پورکبگانی، نماینده مجلس گفتوگو کردهایم که در زیر میخوانید:
با توجه به تجربهای که ایران در چند دهه گذشته از رفتار آمریکا داشته، خوشبینی به مذاکرات مبنای واقعبینانهای ندارد. مسئله فقط اختلاف بر سر چند بند یا چند تعهد مشخص نیست، بلکه با نوعی رویکرد زیادهخواهانه روبهرو هستیم که هر بار در قالبی تازه خود را نشان میدهد. ممکن است در یک مرحله از گفتوگو، طرف آمریکایی از توافق یا تفاهم صحبت کند، اما در مرحله بعدی همان موضوع را به اهرم فشار تبدیل کند و مطالبات جدیدی مطرح سازد. به همین دلیل، تصور اینکه با انعطاف بیشتر بتوان به صلحی پایدار یا توافقی قابل اتکا رسید، با واقعیات موجود سازگار نیست. از نگاه من ایران باید با هوشیاری کامل بدون شرطی کردن مسائل کشور به مذاکرات، مسیر خود را بر پایه منافع ملی ادامه دهد. در این میان، تفاوت ترامپ این است که برخلاف برخی دولتهای پیشین آمریکا، مواضع خود را با صراحت بیشتری بیان میکند و کمتر پشت ادبیات پیچیده دیپلماتیک پنهان میشود. این البته به معنای مثبت بودن رویکرد او نیست، اما از این جهت که صفبندیها را روشنتر میکند برای تحلیل وضعیت مفید است. در سالهای گذشته، بعضی دولتهای آمریکا تلاش میکردند همزمان با لبخند سیاسی، فشارهای خود را ادامه دهند و همین مسئله گاهی فضای تصمیمگیری را مبهم میکرد. ترامپ کمتر به این ابهام میدان میدهد و مواضع سخت خود را آشکارتر مطرح میکند. به همین دلیل، برای ایران نیز وضعیت شفافتر میشود و بهتر میتوان تشخیص داد که با چه نوع سیاستی مواجه است.
بله، زیرا هرچه واقعیت رفتار آمریکا آشکارتر شود، امکان خطای محاسباتی کمتر خواهد شد. ما در طول سالهای گذشته بارها دیدهایم که وعدههای آمریکا لزوماً به اقدام عملی منجر نشده و حتی در مواردی، مذاکره به بستری برای افزایش فشار تبدیل شده است. وقتی این واقعیت بهصورت صریحتر آشکار میشود، هم در سطح افکار عمومی و هم در سطح تصمیمگیری کلان، احتیاط و واقعبینی بیشتری شکل میگیرد. بنابراین، صراحت در خصومت اگرچه تهدیدآمیز است، اما دستکم مانع از آن میشود که کشور بر پایه تصورات غیرواقعی برنامهریزی کند.
آنچه ما در این سالها تجربه کردهایم، نشان میدهد که رابطه ایران و آمریکا مبتنی بر اعتماد متقابل و احترام واقعی به حقوق یکدیگر نبوده است. وقتی طرف مقابل، اصل استقلال ایران و حق تصمیمگیری مستقل کشور را نپذیرد، طبیعی است که توافقها نیز شکننده خواهند بود. مسئله فقط یک دولت یا یک رئیسجمهور نیست، بلکه ساختار تصمیمگیری در آمریکا بارها نشان داده که میخواهد از مسیر تحریم، فشار و تهدید، رفتار ایران را تغییر دهد. در چنین چارچوبی، نمیتوان از صلحی پایدار سخن گفت، مگر آنکه آن نگاه سلطهجویانه دگرگون شود،چیزی که تا امروز نشانه روشنی از آن دیده نشده است. در حقیقت ترامپ هیچگاه به یک مسئله بَسَنده نخواهد کرد، از مسئله هستهای به تنگه هرمز، تصرف خارک، تجزیه ایران و... خواهد آمد و در نهایت امکان توافقی را خارج از تصور میسازد.
در فضای سیاسی ایران، موضوع اسرائیل صرفاً یک اختلاف مرزی یا یک مناقشه معمولی تلقی نمیشود، بلکه مسئلهای ریشهدار و مرتبط با مبانی فکری و منطقهای است. به همین دلیل، وقتی درباره آتشبس صحبت میشود بسیاری آن را نه بهعنوان پایان یک منازعه بلکه بهعنوان وضعیتی موقت و تاکتیکی ارزیابی میکنند در حالی که این مسئله در باره اسرائیل به معنای توقفی تاکتیکی برای اتخاذ روشهای بهتر برای حذف این کشور از عرصه جهان است . این مسئله در باره آمریکا به این صورت است که رابطه گرگ و میش هیچوقت عینیت نمییابد و به این ترتیب نمیتوان فضای اعتمادی در هیچ شرایط از جمله مذاکرات بین طرفین حاکم شود. اما در عین حال، یکی از مهمترین نتایج جنگ اخیر این بود که فضای رسانهای جهانی تا حدی از انحصار روایتهای یکطرفه فاصله گرفت. در گذشته، در بسیاری از پروندهها، روایت ایران کمتر شنیده میشد یا اساساً در حاشیه قرار میگرفت. اما اکنون به دلایل مختلف، حتی برخی رسانههایی که لزوماً همسو با ایران نیستند، نسبت به ادعاهای مقامهای آمریکایی و شخص ترامپ با تردید بیشتری برخورد میکنند. این تغییر کوچک اما مهم است، چون نشان میدهد فضای بینالمللی دیگر بهسادگی روایت رسمی واشنگتن را بدون پرسش نمیپذیرد. از این نظر، آنچه رخ داده فقط یک مسئله امنیتی یا نظامی نیست، بلکه در حوزه افکار عمومی و جنگ روایتها نیز پیامد داشته است. البته هنوز فاصله زیادی با شرایط مطلوب وجود دارد، اما این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که بسیاری از ناظران خارجی امروز با حساسیت بیشتری به رویدادها نگاه میکنند و هر ادعایی را بیچونوچرا نمیپذیرند. وقتی رفتار آمریکا و متحدانش بهگونهای باشد که حتی رسانههای منتقد ایران هم نسبت به آن پرسش داشته باشند، این یعنی فضا نسبت به قبل تغییر کرده است. ایران اگر بتواند از این فرصت در حوزه دیپلماسی عمومی، رسانه و تبیین مواضع خود استفاده کند امکان اثرگذاری بیشتری در افکار عمومی جهان خواهد داشت.