جریان آنلاین ؛ پایگاه خبری تحلیلی جریان
جستجو ● درباره ما ● پیوندها
توافق بزرگ در راه است/ رمزگشایی از گشایش‌های دیپلماتیک

عیارسنجی مذاکرات با آمریکا در گفت‌و‌گوی اختصاصی «جریان آنلاین» با کارشناس سیاسی؛

توافق بزرگ در راه است/ رمزگشایی از گشایش‌های دیپلماتیک

06 خرداد 1405 - 15:42:05 سیاست نظر (0) لینک کوتاه: https://jarianonline.ir/s/N2noy چاپ خبر
کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با جریان آنلاین با اشاره به تغییر فاز تقابل بین ایران و غرب از احتمال برقراری یک «آتش‌بس اقتصادی و سیاسی» پایدار طی دو ماه آینده خبر داد. به طوری که با حرکت همزمان در مسیر تسهیل تردد دریایی در هرمز و آزادسازی منابع مالی، ...

جریان آنلاین |  همزمان با انتشار خبرهایی در خصوص احتمال دستیابی به یک توافق میان ایران و آمریکا، گمانه‌زنی‌های بسیاری در این زمینه شکل گرفته است. این تحولات در حالی رخ می‌دهد که طی هفته‌های گذشته، شاهد درگیری‌های محدود و تهاجمات پراکنده‌ای میان طرفین بود؛ تنش‌هایی که در پی ادعای آمریکا به‌دلیل مین‌گذاری ایران در مسیرهای کشتیرانی و نقض مفاد آتش‌بس شعله‌ور شد، اما باوجود همه این مسائل و پارادوکس دیپلماسی و میدان، خبر اعزام تیم ویژه ایران به دوحه برای بررسی شرایط آزادسازی امومال بلوکه شده ایران حاکی از این است که گویا سرانجام  گره کور مذاکرات در حال گشایش است . از سوی دیگر نرمش تاکتیکی ایران در مدیریت تردد در تنگه هرمز، این پرسش اساسی را ایجاد کرده است که آیا این بار اراده‌ای جدی‌تر برای عبور از بن‌بست تاریخی وجود دارد؟ در این رابطه با علی بیگدلی، کارشناس ارشد سیاسی گفت‌و‌گو کرده‌ایم  که در زیر آمده است.
با وجود درگیری‌های پراکنده بین ایران و آمریکا به نظر می‌رسد که مذاکرات در مسیر اجرایی شدن قرار دارد؟ ‌آیا این امر نشان از اهتمام طرفین بر پایان جنگ است؟
در حقیقت این باره باید گفت که پاسخ به این ابهام در تفکیک میان «تاکتیک‌های بازدارندگی» و «راهبردهای کلان» نهفته است. درگیری‌های کوچک در منطقه بندرعباس و واکنش‌های تند نظامی، هرچند در ظاهر نشاندهنده تنش هستند، اما در واقعیت به عنوان ابزارهای فشار بر روی میز مذاکره عمل می‌کنند. در حقیقت ادعای آمریکا درباره فعالیت‌های زیرسطحی و مین‌گذاری ایران، بیش از آنکه مقدمه‌ای برای یک جنگ تمام‌عیار باشد، تلاشی برای تعیین قواعد بازی در دوران گذار است. از سوی دیگر،حضور  سید عباس عراقچی، محمدباقر قالیباف و عالی‌ترین مقامات بانکی ایران در قطر، حکایت از یک شیفت پارادایم از تقابل نظامی به سمت توافقات زیرساختی است. این حضور سنگین دیپلماتیک ثابت می‌کند که طرفین به این نتیجه رسیده‌اند که هزینه‌های درگیری مستقیم بسیار فراتر از منافع حاصل از آن است و درنهایت تصمیم به توافق گرفته شده است. 
نقش تنگه هرمز در این دور از تعاملات جدید چیست و ایران چه مدیریتی را خواهد کرد؟
تنگه هرمز همواره به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، اهرم فشار اصلی ایران بوده است. آنچه در حال حاضر مشاهده می‌شود، یک مدیریت هوشمندانه و اطلاع‌رسانی سیستماتیک از سوی تهران برای بازگشایی تدریجی و کنترل‌شده این آبراه است. ایران با تسهیل تردد کشتی‌ها و کاهش محدودیت‌های عملیاتی، پیامی روشن به بازارهای جهانی و به ویژه آمریکا مخابره می‌کند که قطعاً ثبات در ازای امتیاز خواهد بود. در نتیجه  این بازگشایی تدریجی، در حقیقت بخشی از یک توافق نانوشته برای کاهش فشار از روی قیمت جهانی انرژی است که در مقابل، مسیر را برای آزادسازی منابع ارزی ایران هموار می‌سازد. بدیهی است، مدیریت فعلی تنگه هرمز نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک کنش دیپلماتیک برای نشان دادن حسن نیت در بازه زمانی حساس کنونی است.

در صحبت‌های خود اشاره کردید که این دوره از مذاکرات جدی تر از قبل است، چه دلیلی برای این توجیه خود دارید؟

جدیت این دور از مذاکرات را می‌توان در سه لایه بررسی کرد، در مرحله نخست، حضور مستقیم تصمیم‌گیران کلیدی نظام در مذاکرات قطر که نشان از هماهنگی بالای نهادهای حاکمیتی در داخل ایران دارد. همچنین، پذیرش واقعیت‌های میدانی توسط آمریکا که به نظر می‌رسد ترامپ سرانجام  از مواضع حداکثری قبلی خود عقب‌نشینی کرده و حتی در مسائل فنی نظیر غنی‌سازی، به جای اصرار بر خروج مواد، به راهکارهای میانی مانند رقیق‌سازی در داخل خاک ایران تحت نظارت بین‌المللی تن داده است و از سوی دیگر، بازه زمانی مشخص یعنی دو دوره ۳۰ روزه برای اجرای تعهدات محسوب می‌شود و در نهایت این زمان‌بندی نشان می‌دهد که گفت‌وگوها از حالت کلی‌گویی خارج شده و وارد فاز عملیاتی و سنجش‌پذیر شده است. شاید مهمترین محرک برای توافق فعلی، فشارهای داخلی در هر دو کشور باشد. در ایالات متحده، دولت با چالش‌های اقتصادی، تورم ناشی از انرژی و ضرورت ثبات قبل از رویدادهای سیاسی پیش‌رو مواجه است و هرگونه درگیری در خلیج فارس می‌تواند تیر خلاصی به اقتصاد جهانی باشد. همچنین ایران نیز برای مدیریت بازار داخلی و عبور از تنگناهای مالی، نیاز حیاتی به دسترسی به اموال بلوکه‌شده خود دارد. این تقارن نیاز باعث شده تا هر دو طرف، میل به جنگ را به حداقل رسانده و به این نتیجه برسند که حفظ بقا و ثبات داخلی، تنها از مسیر یک توافق پایدار و پله‌پله عبور می‌کند تا جایی که گروههای بدبین در داخل هر دو کشور نیز به دلیل لمس ضرورت‌های اقتصادی، اکنون با احتیاط از این روند حمایت می‌کنند.

به نظرتان موضوع هسته‌ای و غنی‌سازی در این میانه به چه سمتی حرکت می‌کند؟

هرچند هنوز جزئیات کامل توافق هسته‌ای در این مرحله شفاف نیست، اما سیگنال‌ها حاکی از یک نوآوری در مذاکرات است. به نظر می‌رسد فرمول ماندن اورانیوم در ایران در قبال رقیق‌سازی تحت نظارت جایگزین فرمول‌های شکست‌خورده قبلی شده است. این رویکرد، هم حق غنی‌سازی ایران را محترم می‌شمارد و هم نگرانی‌های غرب درباره ذخایر هسته‌ای را کاهش می‌دهد. ورود ناتو به معادلات و اعلام آمادگی برای همکاری در تامین امنیت منطقه نیز نشان‌دهنده آن است که غرب در حال پذیرش نقش منطقه‌ای ایران در قبال تعدیل فعالیت‌های هسته‌ای است.

چشم‌انداز نهایی این روند را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

از نظر من با توجه به تجمیع عوامل فوق، پیش‌بینی می‌شود که طی ۶۰ روز آینده، شاهد یک آتش‌بس اقتصادی و سیاسی پایدار باشیم. هرچند بی‌اعتمادی تاریخی همچنان به قوت خود باقی است، اما حرکت موازی در دو جبهه تسهیل تردد دریایی در تنگه هرمز و آزادسازی منابع مالی، موتوری محرک برای گام‌های بلندتر یعنی لغو تحریم‌های گسترده‌تر خواهد بود. شواهد نشان می‌دهد که طرفین از مرحله محک زدن همدیگر، عبور کرده و وارد مرحله مدیریت منافع مشترک شده‌اند. این مسیر، اگرچه با ریسک‌های ناشی از کارشکنی‌های احتمالی همراه است، اما به‌دلیل نبود جایگزین بهتر و هراس از جنگ، محتمل‌ترین سناریوی پیش‌رو برای خروج از بحران است.

 پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین

تازه ها