●هدف ایرانخودرو؛ افزایش داخلیسازی [اینووی] به ۶۰ درصد در یک سال ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | التهاب در بازار دارو از روزهای نخست جنگ تحمیلی سوم آغاز شد. هرچند این بازار پیش از این نیز درنتیجه سالهای تحریم و ناکارآمدی مدیران نیز دارای چالشهای فراوانی بود، اما نایاب شدن داروهای ساده اعصاب و روان از روزهای نخست جنگ رمضان مانند آسنترا یا حتی استامینوفن کدئین حکایت از تأثیر عواملی فراتر از جنگ در این زمینه داشت. بازاری که هم اکنون در روزهای پساجنگ، نه فقط با کمبود اقلام حیاتی، بلکه با آشفتگی در توزیع، جهش قیمتی و کاهش اعتماد عمومی دست و پنجه نرم میکند. برخی این التهابات را به حمله دشمن به مراکز تولید دارو طی جنگ و از بین رفتن خطوط تولید نسبت میدهند، اما گروهی دیگر ضمن اشاره به اختلالات توزیع دارو در روزهای پیش از جنگ، بر این باور هستند که این معضل ناشی از اختلال گذرا نیست، بلکه ناشی از چالش در زنجیره توزیع دارو و عدم مدیریت در بخش شرکتهای بیمه ... دارد که در نهایت باعث میشود دلالان حتی در اوج نایابی داروها، در خیابانهای کلانشهرها بهخصوص پایتخت، نام بسیاری از داروهای کمیاب بهخصوص برای بیماریهای خاص را زیر گوش مردم زمزمه میکنند که البته در این میان حتی گاهی پس از مصرف، مشخص میشود که تاریخ اعتبار برخی از آنها سپری شده است، اما دیگر راه دسترسی به آن فروشندگان بهخصوص برای خریدارانی که از شهرستانها به مراکز اصلی سفر کردهاند، بسته است. در این باره با محمدباقر ضیاء، رئیس سابق انجمن داروسازان ایران درباره دلایل وضعیت موجود در بازار دارو گفتوگو کردهیم که ملاحظه میکنید.
قطعاً شرایط موجود روندی است که برای همگان قابل لمس است و بخش مهمی از این بحران به پیامدهای مستقیم جنگ بازمیگردد. آسیب به برخی مراکز اثرگذار در تولید دارو، اختلال در روند تأمین مواد اولیه و دشواریهای ناشی از محدودیتهای ارزی، ظرفیت تولید و واردات را به شکل محسوسی کاهش داده است. با این وجود، نسبت دادن همه نابسامانیها به تبعات جنگ، تصویری کامل از واقعیت ارائه نمیدهد. در حقیقت بسیاری از مسائل به صورت یک مجموعه در ایجاد این رویکرد موثر است و باعث چیزی شده که همگان آن را مشاهده میکنند که میتوان در جریان تولید، توزیع و فروش و... آن را لمس کرد. مشکلاتی که در حوزه دارو دیده میشود، قطعاً فقط مربوط به دوران جنگ نیست، بلکه به دلیل سالهای مستمر تحریم به خصوص درباره بخشهایی که خود قادر به تولید برخی از داروها برای بیماریهای خاص نبودیم نیز وجود داشت، اما بدیهی است که شرایط جنگ، بمباران تعداد زیادی از مراکز تولید دارو و... و همچنین کمبود منابع ارزی برای واردات باعث شده تا مشکلات در این زمینه تشدید شود.
مطمئناً با توجه به وضعیتی که پیش آمده و کمبود اعتبارات برای واردات دارو شرایط را برای بیماران مشکلتر میکند، هرچند که دولت یارانه برای دارو را همچنان حفظ کرده است اما در این میان حتی خود مسئولان نیز تأکید کردهاند که برای اینکه به مرحله نایابشدن دارو در کشور نرسیم، ناچار به افزایش قیمت دارو هستیم و البته سعی شده تا برای بیماران به خصوص بیماران خاص سیاستهای حمایتی در نظر گرفته شود این امر به خصوص برای سالمندان، بیماران خاص، مبتلایان به بیماریهای مزمن و کسانی که مصرف دارو برایشان وقفه بردار نیست، صادق است.
هر زمان میان نیاز واقعی مردم و سازوکار رسمی توزیع فاصله ایجاد شود، بازارهای غیررسمی فعالتر میشوند. اکنون نیز همین اتفاق رخ داده است و بسیاری از دلالان توانستهاند از این شرایط سوءاستفاده کنند.
شاید یکی از مشکلاتی که باید در این میان به آن اشاره کرد، اینکه برخی از شرکتهای بیمهای به خصوص بیمه تأمین اجتماعی در تسویه حساب خود با داروخانه داران تعلل یا تأخیر دارند و در این راستا بسیاری از چکهای داروخانهداران برگشت خورده یا تسویه نشده است، بههمین دلیل داروخانه داران با وضعیت کاملاً دشواری روبهرو شدهاند تا حدی که بسیاری در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند. این امر را من هم بهعنوان کسی که سالهای طولانی است در این جایگاه قرار دارم، تأیید میکنم که در نتیجه آن داروخانهها تمایلی به همکاری با این شرکتهای بیمهای ندارند. قطعاً در این راستا فرسایش اعتماد عمومی به نظام بیمهای شکل میگیرد، چراکه مردم انتظار دارند نسخهای که با پوشش بیمه صادر میشود، لااقل بخشی از بار مالی درمان را کاهش دهد. اما در عمل، بسیاری از بیماران با این واقعیت روبهرو هستند که یا داروخانهها امکان ارائه کامل دارو با بیمه را ندارند یا برخی اقلام را فقط به شکل آزاد عرضه میکنند. این مسئله، بیمه را از یک ابزار حمایتی به سازوکاری کماثر در ذهن بخشی از جامعه تبدیل کرده است. وقتی بیمار ناچار است باوجود داشتن دفترچه یا پوشش بیمه، دارو را با قیمت آزاد تهیه کند، طبیعی است که نسبت به کارآمدی این نظام دچار تردید شود.
بدیهی است داروخانهداران خود را در وضعیت دشواری میبینند. تأخیرهای طولانی در تسویهحساب از سوی برخی بیمهها، فشار سنگینی بر نقدینگی آنها وارد کرده است. داروخانهداری که ماهها مطالباتش از بیمهها پرداخت نمیشود و با برگشت خوردن چکها و انباشت بدهیها مواجه است، به ناچار به نقطهای میرسد که ادامه همکاری با بیمه برایش دشوار میشود. این روند، هم داروخانه را در آستانه فرسودگی مالی قرار میدهد و هم بیمار را به سمت خرید آزاد سوق میدهد؛ بازاری که بهمراتب پرهزینهتر و بیثباتتر است. آنچه بیش از کمبود و گرانی نگرانکننده است، عادی شدن تدریجی این وضعیت در افکار عمومی است، این مسئله نه تنها به زیان بیماران، بلکه به زیان کل نظام بهداشت و درمان است؛ زیرا اعتماد عمومی، که یکی از اصلیترین سرمایههای حوزه سلامت محسوب میشود، به آرامی برهم میخورد، چون وقتی بیمار نسبت به داروخانه، بیمه، نظام توزیع و حتی اصالت داروی خریداریشده تردید داشته باشد، رابطه او با ساختار درمانی به رابطهای پر از تزلزل و بدبینی تبدیل میشود.
خروج از بحران، به تصمیمهای مقطعی و واکنشهای موردی محدود نمیشود. بازسازی زنجیره تأمین دارو، نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان است، از حمایت جدیتر از تولید داخلی و تأمین پایدار مواد اولیه گرفته تا ایجاد ذخایر راهبردی برای داروهای حیاتی را شامل میشود. علاوه بر این، تسهیل فرآیندهای بیمهای و الزام بیمهها به تسویه منظم با داروخانهها، میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد. از سوی دیگر، شفافسازی مسیر توزیع دارو و نظارت دقیق بر انبارها، قیمتها و شبکههای عرضه، برای مقابله با احتکار و سوداگری ضروری است. بدون این شفافیت، هر سیاست حمایتی نیز ممکن است در میانه راه گرفتار انحراف و رانت شود. قطعاً با انجام این اقدامات میتوان امیدی به بازگشت آرامش به بازار دارو داشت.