●آتشسوزی در ستارخان؛ ۸ مصدوم شامل ۷ زن و یک مرد ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | چله نشینی آمریکا و اسرائیل در جنگ 40 روزه -که آغازگر آن بودند- تنها دستاوردی است که عاید آنها شده است و علاوه بر ایجاد بحران منطقهای و جهانی، فشارهای بسیاری بر آنها بهخصوص ترامپ ایجاد کرده که گاهی برای فرار از آن ناچار به گریز زدن به «پرونده اپستین» برای کمرنگ کردن فاجعهای که در منطقه خاورمیانه و تنگه هرمز درنتیجه حمله به ایران برایش ایجاد شده است، میشود. درباره روند کنونی جنگ، برقراری آتش بس، مذاکرات پیش روی مسئولان با آمریکا و... با جعفر پورکبگانی، نماینده مجلس گفتوگو کرده ایم که در ذیل ملاحظه میکنید.
در هر جنگ یا درگیری یکی از مهمترین اصول، روشن بودن نتایج و پیامدهای پس از آن است. مدیریت شرایط بحرانی تنها زمانی معنا پیدا میکند که مسیر عبور از مرحله سخت بهروشنی ترسیم شده باشد، همان موضوعی که در سخنان رهبری نیز بر آن تأکید شده است. این شفافیت در چشمانداز آینده هم برای تصمیمگیرندگان اهمیت دارد و هم برای افکار عمومی که روند تحولات را دنبال میکنند.
در مقطع کنونی فضای رسانهای نقشی تعیینکننده در شکلدهی افکار عمومی ایفا میکند. شرایط فعلی نشان میدهد که ایران برخلاف آنچه که آمریکا و اسرائیل گمان می کردند، در وضعیت رسانهای متفاوتی قرار گرفته است. شکلگیری نوعی همدلی و همصدایی در رسانههای داخلی و همچنین بخشی از رسانههای بینالمللی روندی است که بهتدریج در حال گسترش بوده و موجب شده تا مخاطبان جهانی تصویر روشنتری از موضوعات و طرفهای درگیر به دست آورند. این تغییر نگاه باعث شده بسیاری از مردم جهان نسبت به مجموعه عوامل پشت صحنه رخدادها آگاهتر شوند و شناخت دقیقتری نسبت به ماهیت منازعه پیدا کنند.
واکنش بسیاری از کشورها بعد از سیاستهایی که آمریکا در حوزه اقتصادی، سیاسی و... اعلام کرده بود نسبت به سیاستهای مداخلهجویانه وی، مطلوب نبود. این امر در باره اِعمال تعرفهها، موضع ترامپ برابر جزیره گرینلند و... صادق است . مواضع اخیر برخی کشورهای اروپایی نیز قابل توجه است. این کشورها در مواردی مواضعی اتخاذ کردهاند که با سیاستهای آمریکا همسو نیست و حتی در برابر آن قرار میگیرد. چنین تحولاتی فضای جدیدی در عرصه بینالملل ایجاد کرده و نشان میدهد که نگاهها نسبت به تحولات منطقه و بازیگران مختلف در حال تغییر است. این مسئله در سطح سازمانهای بینالمللی هم روند مشابهی دیده میشود. در جریان تحولات اخیر، این نکته برجسته شده که درخواستهای فوری برای توقف درگیریها و ایجاد آتش بس، بیش از آنکه از سوی ایران مطرح شود، از جانب طرف مقابل شنیده میشود. این موضوع خود نوعی تغییر در روایت و بازتاب رسانهای تحولات محسوب میشود و بر برداشت نهادها و افکار عمومی جهانی تأثیر میگذارد.
ادعا و اظهارات متناقض آمریکا با ادبیاتهای مختلف، حتی دشنام دادن هنگام بسته شدن تنگه هرمز مبنی بر اینکه « لعنتیها تنگه را باز کنید» و... ثابت میکند که او از شرایط موجود راضی نیست و وضعیت حاکم برخلاف آن چیزی است که پیشبینی میکرده است. از سوی دیگردر شرایط پیچیده و حساس، همواره تأکید میشود که مجموعه ظرفیتها و ابزارهای مختلف برای مدیریت بحران تنها به گزینههای مورد استفاده محدود نمیشود. در مورد ایران هم این مسئله صادق است، بسیاری از قابلیتها و توانمندیها وجود دارند که در موقعیتهای ضروری و در زمان مناسب میتوان آنها را فعال کرد. این ظرفیتهای نهفته معمولاً بهعنوان برگهای برنده درنظر گرفته میشوند؛ ابزارهایی که بنا به اقتضای زمان و شرایط میتوانند روند تحولات را تغییر دهند یا موازنه را به شکل قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهند. در رویدادهای گذشته، مثل جنگ دوازده روزه، گاه برخی از این ظرفیتها عمداً مورد استفاده قرار نگرفتند، زیرا زمان بهرهگیری از آنها نرسیده بود یا به دلایل راهبردی لازم بود در مرحلهای دیگر فعال شوند. اما هنگامی که شرایط به مرحله حساستری میرسد، استفاده از این ابزارها، مانند بستن تنگه هرمز که فشار بسیاری به دشمن وارد کرده است، نهتنها طبیعی، بلکه بخشی از مدیریت هوشمندانه بحران محسوب میشود. از این رو، نگاه بسیاری از تحلیلگران بر این است که ظرفیتهای استفادهنشده میتوانند در فرصتهای مناسب به صحنه وارد شوند و جبههای را که از آن حمایت میشود تقویت کنند. روشن است که فعال شدن هر یک از این ابزارها یا ظرفیتها میتواند آثار گستردهای داشته باشد و طبیعتاً همراه با پیامدهای قابل توجه خواهد بود.
بله . بسیاری از فرصتهایی که به برخی از آنها میشود در حال حاضر اشاره کرد و برخی خیر. اما یکی از بارزترین آنها، همان استفاده از تنگه بابالمندب است که در صورت بسته شدن، قطعاً شرایط برای آمریکا و ... بسیار دشوار خواهد شد و بحرانی که هم اکنون با بسته شدن تنگه هرمز ایجاد شده است، تشدید خواهد شد. در نتیجه به نظر میرسد که آمریکا برای خروج از باتلاقی که در آن گرفتار شده است، باید راهی را بیابد که منافع و آبروی خود را حفظ کند.