●آتشسوزی در ستارخان؛ ۸ مصدوم شامل ۷ زن و یک مرد ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | همزمان با حملات شب گذشته آمریکا علیه ایران، آن هم در شرایطی که آتش بس برقرار اعلام شده بود، بار دیگر رفتار دولت آمریکا و شخص دونالد ترامپ در عمل به تعهدات بینالمللی مورد سؤال قرار گرفت. این رخداد در حالی صورت میگیرد که جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده مطالباتش فراتر از حقوق شناختهشده خود نیست،از جمله آزادسازی اموال بلوکهشدهای که بخش عمده آن ناشی از فروش نفت ایران در شرایط تحریمی است، و نیز برخورداری از حق فعالیت هستهای در چارچوب مقررات و نظارتهای بینالمللی. با این حال، رفتارهای متغیر و بعضاً متناقض ترامپ، بهویژه در موضوع آزادسازی داراییهای ایران، این برداشت را تقویت کرده که دولت آمریکا بیش از آنکه به دنبال یک توافق عادلانه باشد، در پی تحمیل نسخهای از پیش تعیینشده بر ایران است؛ نسخهای که در آن حقوق ملت ایران نادیده گرفته میشود و داراییهای کشور به ابزاری برای فشار سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است. در این باره با محمد حسینی، نماینده ادوار مجلس گفتوگو کردهایم که در زیر میخوانید:
واقعیت این است که موضوع اموال بلوکهشده ایران امروز از یک بحث صرفاً مالی یا حقوقی خارج شده و به یک ابزار فشار در بازی پیچیده جنگ اقتصادی تبدیل شده است. این داراییها متعلق به ملت ایران است و بخش عمده آن از محل فروش نفت در شرایط سخت تحریمی به دست آمده،یعنی درآمدی که حاصل رنج و تلاش ملت بوده و باید صرف عمران، توسعه و بهبود معیشت مردم میشد. اما دولت آمریکا، بهویژه در دوره ترامپ، ترجیح میدهد این اموال را نه به عنوان یک بدهی قانونی، بلکه به عنوان «کارت بازی» یا گروگان نگه دارد. رفتارهای متناقض ترامپ، که یک روز از مذاکره دم میزند و روز دیگر تهدید میکند، نشاندهنده استراتژی «ابهام راهبردی» است. او میخواهد ایران را در وضعیت عدم اطمینان نگه دارد تا دسترسی ما به منابع مالیمان را دشوارتر کند و در نهایت، امتیازات سیاسی کلانی که خارج از عرف توافقات بینالمللی است، از ایران بگیرد.
بله، چنین ادعایی صورت گرفته است و اگر عملیاتی شود، یک چرخش راهبردی خطرناک و خلاف تمام اصول حقوق بینالملل است. این اقدام عملاً تصاحب داراییهای ملی یک کشور محسوب میشود. از منظر اخلاق سیاسی و منطق دفاع مشروع، استدلال ایران بسیار روشن است. ما در جنگی که آنها علیه ما آغاز کردند، از خودمان دفاع کردیم. وقتی زیرساختهای اقتصادی و نظامی ما مورد حمله قرار میگیرد، این متجاوز و حامیان او هستند که مسئولند. بسیاری از کشورهای همسایه عرب در این مدت، خاک و امکانات خود را در اختیار ماشین جنگی آمریکا قرار دادند تا علیه ایران اقدام شود،بنابراین، از نگاه ما، این کشورها نه تنها طلبکار نیستند، بلکه باید بابت همدستی در آسیبهایی که به ملت ایران وارد شده، پاسخگو باشند. اینکه ترامپ بخواهد پول ایران را به عنوان «غرامت جنگی» به دیگران ببخشد، فرار رو به جلو و نادیده گرفتن واقعیتهای میدانی است. این نوع رفتار، مصداق بارز زورگویی در روابط بینالملل است.
بله، اگر این ارقام و اعداد که بعد از سالها هنوز بلوکه ماندهاند، به موقع وارد چرخه اقتصادی کشور میشد، اکنون شاهد سطح متفاوتی از عمران و آبادانی بودیم. این پولها میتوانست صرف پروژههای زیربنایی، تکمیل طرحهای نیمهتمام و ایجاد اشتغال برای هزاران جوان تحصیلکرده و باانگیزه شود. وقتی این سرمایهها از چرخه تولید خارج میشوند، نه تنها تورم ایجاد میشود، بلکه انگیزه و نشاط اجتماعی که موتور محرک توسعه است، به شدت آسیب میبیند. امروز جوان ما وقتی میبیند حق کشورش گروگان گرفته شده و ثبات اقتصادی از این طریق ضربه خورده است، احساس ناامیدی میکند. در واقع، هدف راهبردی جنگ اقتصادی همین است، خشکاندن منابع مالی برای فلج کردن موتور توسعه کشور و ایجاد نارضایتی داخلی ایجاد شود.
ایران با یک نبرد تمامعیار حقوقی و دیپلماتیک روبهروست. ما زیادهخواه نیستیم، ما فقط حقی را میخواهیم که در تمام جهان به عنوان یک مطالبه برحق پذیرفته میشود. موفقیت ما در حوزه نظامی و قدرت بازدارندگی ثابت شده است ما نشان دادیم که میتوانیم از خودمان دفاع کنیم و ضربات متقابل وارد کنیم، اما اکنون باید همین منطق دفاعی را به میدان دیپلماسی و اقتصاد بکشانیم. تیم مذاکرهکننده باید با تکیه بر حقانیت «دفاع مشروع» اجازه ندهد روایت غلط طرف آمریکایی غالب شود. ما باید مدام به جامعه جهانی گوشزد کنیم که این ایران است که طلبکار است و آمریکا و متحدانش باید بابت مداخلات و تجاوزاتشان خسارت بدهند. اگر تیم مذاکرهکننده بتواند «گفتمان بدهی آمریکا به ایران» را در فضای دیپلماتیک زنده نگه دارد، هزینه سیاسی بلوکه کردن اموال برای طرف مقابل بالا میرود.
معتقدم نباید به رفتارهای ترامپ دل خوش کرد، چرا که او ثبات رفتاری ندارد. پیشبینی من این است که آزادسازی این اموال به سادگی میسر نخواهد بود، مگر آنکه تغییر بنیادینی در معادلات سیاسی و فشارهای بینالمللی ایجاد شود. بنابراین، بهترین و امنترین راهبرد برای کشور این است که برنامهریزی بودجهای و اقتصادی خود را با فرض عدم دسترسی فوری به این مبالغ، بر محور «توان داخلی» استوار کند. ما باید روی پای خود بایستیم، بهرهوری را افزایش دهیم و به جوانانمان میدان دهیم. البته این به معنای رها کردن مطالبهی حقمان نیست. باید همزمان در مجامع حقوقی بینالمللی پیگیر باشیم و اجماعسازی کنیم. اگر دولت بتواند در کنار بازدارندگی نظامی در حوزه اقتصاد نیز مدیریت هوشمندانهای داشته باشد و اعتماد به نفس ملی را تقویت کند، قطعاً شرایط از آنچه امروز هست، بهتر خواهد شد. ما به دنبال حق مسلم خود هستیم و از این مسیر کوتاه نخواهیم آمد، حتی اگر طرف مقابل بخواهد با ابزارهای غیرقانونی، مانعتراشی کند.