●پیرمردهای سیاسی که از پیشرفت کشور عقب ماندهاند عمله دشمن نشوند/دشمن به دنبال ایجاد التهابات فکری در کشور است ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره) درباره نسبت میان اسلامیت نظام، نقش مردم، مسئولیت کارگزاران و جایگاه جوانان، همچنان یکی از مهمترین مسیرها برای فهم منطق درونی انقلاب اسلامی است. در این چارچوب، انقلاب نه صرفاً یک تحول سیاسی، بلکه حرکتی مبتنی بر ایمان، حضور مردمی و تلاش برای تحقق جامعهای دینی تلقی میشود؛ جامعهای که بقای آن در گرو حفظ اخلاص، خدمت صادقانه مسئولان و استمرار اعتماد عمومی است.
از سوی دیگر، هرگونه فاصله گرفتن از نیت الهی، گرفتار شدن در منفعتطلبیهای فردی و نادیده گرفتن نقش مردم، میتواند از منظر این نگاه، تهدیدی جدی برای آینده انقلاب به شمار آید. در این میان، جوانان و دانشجویان نیز بهعنوان نیروهای پیشران آینده، جایگاهی محوری در پیشبرد اهداف انقلاب دارند؛ جایگاهی که امام خمینی(ره) از آغاز نهضت بر آن تأکید داشتند و امروز نیز میتوان آن را در قالب اعتماد به نسل جدید و سپردن میدانهای اصلی به آنان بازخوانی کرد.
در همین راستا به گفتوگو با مهدی بنکدار رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی استان اصفهان پرداختیم که مشروح آن در ادامه آمده است.
اگر بخواهید امام را با سه کلیدواژه توصیف کنید، آن سه کلیدواژه چیست؟
اگر بخواهیم امام را با سه کلیدواژه توصیف کنیم، یکی اسلام است، دیگری مردم و سومی جمهوری اسلامی. این همان چیزی بود که همواره در کلام امام وجود داشت. در واقع، سومین کلیدواژه جمع آن دو مورد نخست است؛ یعنی هدف اصلی امام، اجرای اسلام، حضور مردم و رسیدن به جمهوری اسلامی بود؛ همان جامعهای که در واقع آماده پذیرش ظهور حجت باشد.
با توجه به اینکه یکی از مبانی پایهگذاری انقلاب اسلامی جمهوریت است، مسئولیت مردم در مواقع تخطی مسئولان چیست؟
اگر نگاهی تاریخی داشته باشیم، در اوایل پیروزی انقلاب دو گروه بودند که نظر میدادند و حضرت امام نیز با آنان مواجه بودند. عدهای میگفتند که «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را مطرح کنیم و مردم را در یک ساختار دموکراتیک مشارکت دهیم. نگاه این گروه به مکاتب غربیِ دموکراتیک بود و مشارکت مردم را از آن منظر میخواستند. اینها در واقع جناحی غربزده بودند و گروهها و گروهکهایی نیز بر این موضوع تأکید فراوان داشتند.
جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد
در مقابل، عدهای از مذهبیون و روحانیون بودند که به حضرت امام توصیه میکردند ما نیازی به رأی مردم نداریم و علما و ولیّ فقیه باید حکومت دینی را تشکیل دهند. امام از میان این دو دیدگاه، با بصیرت کامل، هوشیاری سیاسی و آن فهم عمیق سیاسی که ریشه در معارف دینی و وحیانی داشت، فرمودند: «جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد.»
این تعبیر «جمهوری اسلامی» به دو رکن اصلی اشاره دارد که پیشتر هم درباره آن صحبت شد: یکی اسلامیت نظام؛ یعنی این نظام باید بر اساس اسلام، دستورات اسلام، معارف وحیانی و ولایت ائمه اطهار(ع) شکل بگیرد و هر بحثی خارج از این چارچوب، قابل قبول نیست. دوم، حضور مردم است؛ مردمی که با آگاهی، بصیرت و ایمان به حق، باید در کنار اسلامیت نظام حضور داشته باشند. این دو باید بهصورت همتراز در کنار یکدیگر رشد کنند.
لذا همانطور که عرض شد، مشارکت و حضور مردم، لازمه پیاده شدن احکام الهی است و لازمه این است که جامعه به سطحی از بلوغ، رفاه و رشد، چه در حوزه سیاسی، چه در حوزه اجتماعی، چه در رفاهیات و چه در حوزه اقتصاد، برسد. اساساً اگر مردم نباشند، نظام اسلامی معنای خود را از دست میدهد.
وقتی تاریخ ائمه اطهار(ع) را نگاه میکنیم، میبینیم که چون اقبال مردم وجود نداشت و خفقان و سلطه ظالمین برقرار بود و مردم را از اهلبیت دور نگه داشته بودند، جز در سالهای معدودی مانند دوران امیرالمؤمنین(ع)، اهلبیت نیز فرصت نیافتند که یک نظام و جامعه اسلامی را آنگونه که باید پیاده کنند.
پیامبر اکرم(ص) نیز در زمان خود، چون اقبال مردمی وجود داشت، توانستند اسلام را گسترش دهند و آن را در شبهجزیره حجاز و اطراف آن پیاده کنند تا به فتح مکه رسید. چرا؟ چون اقبال مردم به ولیّ الهی وجود داشت. در این زمان هم همینگونه است. بنابراین، هر چیزی که بخواهد مردم را از اسلام جدا کند یا اسلام را از مردم جدا سازد، قطعاً در پیادهسازی یک نظام دینی و اسلامی موفق نخواهد بود.
امام خمینی حفظ انقلاب را بیشتر در چه میدیدند؟ بزرگترین تهدید انقلاب را برای آینده آن چه میدانستند و چه شاخصهایی را برای موفقیت انقلاب در نظر داشتند؟
آنچه رمز شروع قیام بود، رمز بقای آن نیز هست. حضرت امام هم جملاتی داشتند مبنی بر اینکه نگه داشتن این انقلاب، شاید از شروع آن هم سختتر باشد. آنچه در اینجا تعیینکننده است، همان حفظ نیت خالصانه در همه شرایط، همه عرصهها و همه ساختارهاست.
آن نیت خالصانه «لله»، که در واقع انگیزه و میتوان گفت پله اول شروع قیام بود، همان نیز رمز بقای انقلاب خواهد بود. اگر ما از نیت خالصانه و از کار برای خدا فاصله بگیریم، در واقع از اهداف انقلاب فاصله گرفتهایم و شاید مانند بسیاری از حرکتهای اجتماعی دیگر در دنیا، دچار انحراف شویم.
نبود خلوص نیت عامل جدایی برخی جریانات از انقلاب بود
همانطور که وقتی به تاریخ نگاه میکنیم و گروهها و جریانهایی را بررسی میکنیم که شاید در اوایل انقلاب و اوایل نهضت همراه بودند، اما بهتدریج جدا شدند، اگر اصل و چرایی این انحرافها را تحلیل کنیم، میبینیم که از آن نیت اصلی دور شدند؛ و آن نیت اصلی، قیام لله و خلوص کار برای خدا بود.
چه در عرصه سیاسی، چه در عرصه اجتماعی، فرهنگی یا نظامی، در همه این عرصهها تأکید مؤکد حضرت امام بر کار برای خدا بود. رهبری نیز همواره بر همین موضوع تأکید داشتهاند؛ اینکه حفظ وحدت برای رضای خدا، کار سیاسی برای رضای خدا و کار علمی برای رضای خدا باشد.
در توصیههای امامین انقلاب، وقتی در عرصههای مختلف سخن گفته میشود، ترجیعبند این توصیهها همین است که کار را برای خدا انجام دهید. لذا به نظر حقیر، رمز بقای این نهضت آن است که همان نیت اولیه پابرجا بماند. البته رشد و توسعه کشور نیز باید روزآمد، مبتنی بر علم، پیشرفت، فناوری و فرهنگ باشد؛ اما در عین حال، آن نیت خالصانه که کار برای خداست باید حفظ شود تا این نهضت انشاءالله محفوظ بماند.
اگر امام امروز بودند، برای ترمیم سرمایههای اجتماعی و اعتماد عمومی، چه چیزهایی را در اولویت قرار میدادند؟
حضرت امام در یکی از سخنان خود خطاب به مسئولان فرمودند که اگر ما به وظیفه خود عمل نکنیم، مردم میان ما و دیگران، مثلاً رژیم گذشته، تفاوتی قائل نخواهند شد. آنها در واقع قدرت را در دست داشتند تا بر ثروت و قدرت خود بیفزایند و مردم این مسئله را دیده بودند.
حضرت امام خیلی صریح، وقتی با مسئولان سخن میگفتند، اظهار میداشتند که اگر مردم به شما اطمینان دارند، این اعتماد بر این اساس است که شما آنان را یک سرمایه اجتماعی بدانید و به آنها خدمت کنید. بنابراین، حفظ سرمایه اجتماعی مردم، که بر پایه اعتقادات و نیت خالصانه آنان شکل گرفته و آنان را به میدان آورده است، مستلزم آن است که مسئولان و طبقه حاکمه نیز همان اخلاص را داشته باشند، واقعاً خدمترسانی را جدی بگیرند و خالصانه به مردم خدمت کنند.
بحث باندبازیهای سیاسی، تفرقههای نفسانی و این قبیل مسائل باید کنار گذاشته شود تا این سرمایه اجتماعی، که در واقع همان اعتماد مردم به نظام است، حفظ شود. اگر قرار باشد طبقه حاکم، مسئولان اجرایی، قضایی و تقنینی، دغدغه اصلیشان حفظ خود، حفظ نفسانیات خود و رسیدن به قدرت، ثروت و مکنت باشد، دیگر دلیلی برای حفظ این سرمایه اجتماعی باقی نمیماند. این مسئله از آفات جدی خواهد بود و آن سرمایه اجتماعی، یعنی اعتماد مردم به طبقه حاکم و نظام، از بین خواهد رفت.
ما در طول این چهلوهفت سال انقلاب، فراز و نشیبهایی را پشت سر گذاشتهایم. با عنایت الهی و به مدد نفس قدسیه حضرت امام و هدایت رهبری، علیرغم همه فراز و فرودها و اوج و حضیضهایی که در سطح اعتماد مردم وجود داشته، اصل این اعتماد همچنان باقی مانده است. امیدواریم این اعتماد حفظ شود.
این مسئله، وظیفه ما، وظیفه مسئولان و حتی وظیفه خود مردم را سنگینتر میکند که مراقب باشیم دچار آفات نفسانی و منفعتطلبیهای شخصی نشویم تا این سرمایه اجتماعی و این اعتماد عمومی حفظ شود و بتواند ما را در برابر تهاجمات فرهنگی و نظامی غرب و نیز تهاجمات طاغوت به این نظام، محفوظ نگه دارد.
نگاه امام به نقش جوانان و دانشجویان در پیشبرد انقلاب چه بود و امروز چه ترجمه عملی میتواند داشته باشد؟ همچنین مهمترین پیام امام برای نسل جدیدی که تجربه مستقیم از انقلاب ندارند، چیست؟
در همان راستای نگاه حضرت امام به مردم و جامعه دینی، از بدو تأسیس انقلاب و حتی از آغاز نهضت، یک جمله معروف از حضرت امام داریم. ایشان در همان سالهای ۱۳۴۲ و در آغاز نهضت، پس از آنکه قیام پانزده خرداد توسط رژیم سرکوب شد، فرمودند: «سربازان من در گهوارهها هستند.» این، نگاه حضرت امام به نسل آینده برای تداوم نهضت بود.
پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ نیز یکی از نخستین نگاههای حضرت امام متوجه دانشگاهها بود؛ زیرا دانشگاه محل حضور طبقه نخبه و جوانان کشور بود. تعبیر معروف امام این بود که «دانشگاه، محل آدمسازی است»؛ یعنی محلی برای پرورش انسان، و در معنای عمیقتر، کارخانه انسانسازی.
در ملاقاتها و پیامهای مختلف ایشان، همواره تأکید ویژهای بر جوانان وجود داشت. اگر دقت کنیم، بسیاری از مسئولانی که حضرت امام بر آنان تکیه داشتند، در آن زمان جوان بودند. در جریان دفاع مقدس نیز فرماندهان و سرداران اصلی، عمدتاً جوانان بودند و مورد اعتماد حضرت امام قرار داشتند.
امام در مقاطع مختلف، همواره جوانان را فرزندان خود میدانستند؛ چرا که اینها متعلق به نسل آینده بودند. ما همین نگاه را در بیانات رهبری نیز میبینیم که پیوسته جوانان را به علمآموزی، تهجد و تهذیب نفس توصیه میکردند. از جمله سفارشات حضرت امام به نسل جوان این بود که در ایام جوانی، به تهذیب نفس بپردازند و خود را مهیای پذیرش امر الهی کنند.
ما در سطح جامعه، علاج آینده را در این میبینیم که حتماً به نسل جدید توجه شود، به آنها آگاهی داده شود و جایگاهشان بهدرستی تبیین شود. نسل جوان ما، در نگاه حضرت امام، نسلی دارای طهارت فطری، ضمیر باصفا و شور و نشاط جوانی است. لذا اگر با نگاه مثبت به این جوانان نگریسته شود و آنان را از آسیبها، طوفانهای فرهنگی و تهاجمات نفسانی دور نگه داریم، اینها بهترین نسلی خواهند بود که میتوانند این نظام را به سرانجام مقصود برسانند.
از همینرو، تأکید حضرت امام و همچنین رهبری بر این بود که جوانان باید پاس داشته شوند، به آنها اهمیت داده شود و در امور کشور مشارکت داده شوند. ما عملاً نیز میدیدیم که توصیههای حضرت امام در سالهای بعدی تحقق پیدا میکرد.
امروز حضور جوانان در عرصه علم و فناوری، در حوزه علوم نظامی، در موضوعاتی مانند توان موشکی، هستهای و حتی در حوزههای اقتصادی، با وجود همه تحریمها و فشارها، نشاندهنده همین اعتماد به نسل جدید است. این جوانان بودند که ذیل هدایت رهبری، ایران را به این سطح از سربلندی رساندند. این جوانان بودند که عرصه مقاومت در برابر قدرتهای بزرگ خارجی را به نقطهای رساندند که موجب شگفتی و تحقیر دشمنان شد.
وقتی به همه این دستاوردها نگاه میکنیم، میبینیم که همه آنها محصول اعتماد به نسل جدید است. بنابراین، دولتها، سیاستمداران و حکمرانان ما نیز باید به این مسئله توجه داشته باشند و این توصیهها را جدی بگیرند تا انشاءالله بتوانیم جامعهای موفق داشته باشیم.
ما امروز نیز میبینیم که نگاه به جوانان همچنان یک اصل مهم است و اگر با روح تازه، شور، نشاط و اعتماد به نسل جدید حرکت کنیم، آینده این نظام و کشور را میتوان روشن دید.
امام عارف چه نسبتی با امام سیاستمدار دارد و این دو در عمل چگونه به یکدیگر کمک کردند؟
ببینید، بنده معتقدم شخصیت حضرت امام دارای ابعاد مختلفی است؛ یعنی هم بُعد فقهی، که عرض کردم مرجع علمی بودند، بدون شک؛ هم یک عارف واصلِ عامل، که در بحث عرفان نظری و عرفان عملی به مراتب عالی این مقامات رسیده بودند؛ و هم یک شخصیت سیاسی آگاه و وسیع.
گرچه ما در مقام نظر و در مقام علمی و تئوری اینها را از هم جدا میکنیم، اما به نظر بنده همه اینها قابل تفکیک نیستند. یعنی همان جنبه عرفانی امام است که بحث سیاسی را پیش میبرد و امام بر اساس آموزههای عرفانی، اخلاقی و دینی سخن سیاسی میگوید یا بیانیه سیاسی میدهد. اینها قابل تفکیک نیستند.
تمام ابعاد شخصیتی امام وحدت در یک وجود پیدا کرده بود
ما وقتی تحلیل میکنیم، به لحاظ تئوری اینها را از هم جدا میکنیم و میگوییم امام یک وجه سیاسی داشته، امام یک وجه عرفانی داشته، امام وجه علمی داشته؛ اما نه، اینها در یک وجود وحدت پیدا کردهاند. یعنی همان امامی که قیام سیاسی ـ اجتماعی را آغاز میکند، آن را بر اساس آیات قرآنی و معارف عرفانی پیش میبرد.
لذا در دفاع مقدس میبینیم رزمندگانی پیدا میشوند که در عین حالی که مشغول یک کار نظامی هستند، وقتی وصیتنامههایشان را میخوانید، بر اساس آموزههای حضرت امام، انگار یک عارف کامل آنها را نوشته است. خود حضرت امام هم میفرمایند که وقتی من وصیتنامه این شهدا را میخوانم، به این معرفت و به این فهم عرفانی آنها غبطه میخورم.
لذا شخصیت حضرت امام، در عین حالی که عرفانی است، در همین شخصیت، قابل تفکیک نیست. یعنی عرفان امام با سیاست امام، با اخلاص امام، با فقه امام و با علم امام درهمتنیده است. این، به نظر من، یک نمونه کامل است که باید به عنوان الگو برای نسل جوان ما تبیین شود.
اگر شما بخواهید یک مقام عرفانی داشته باشید که از سیاست خالی باشد، یا یک مقام سیاسی داشته باشید که هیچ بُعد معرفتی و عرفانی نداشته باشد، هیچکدام به درد جامعه نخواهد خورد. لذا شخصیت جامع کسی است که همانگونه که عرض کردیم، قیامالله حضرت امام نیز یک نگاه و نظر عرفانی است.
امام بر اساس نگاه عرفانی خود وارد سیاست شد
اگر امام در عرصه سیاست وارد میشود، اگر رهبری جامعه را بر عهده میگیرد، همه اینها بر اساس همان نگاه عرفانی ایشان است. ما در بحث عرفان نظری دارای چهار مرحله هستیم که به آن اسفار اربعه میگویند. اینگونه است که «من الخلق الی الحق»؛ یعنی یک عارف از خلق حرکت میکند و به سوی حق میرود و سپس در حق سیر میکند و آن صفات ذاتی و درواقع فعلی حضرت حق را میشناسد و بعد از آن، از نزد حق به میان خلق بازمیگردد و خلق را با خود به سوی حضرت حق میبرد. این یک بحث عرفانی است که حضرت امام عملاً آن را در سطح جامعه اجرا کرد. لذا به نظر من، شخصیت سیاسی، عرفانی و علمی حضرت امام قابل تفکیک از هم نیست.
با توجه به اینکه رهبری شهید در بیانات خود تأکید داشتند که حضرت امام یک حقیقت همیشه زندهاند، با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی امروز و مسائلی که در کف جامعه جریان دارد، به نظر شما اگر امام بودند چه موضعی در قبال این مسائل میگرفتند؟
الحمدلله، هم بعد از حضرت امام، هم رهبری شهید و هم رهبری جدید ما، جناب سید مجتبی حسینی خامنهای، از ویژگیها و عنایات خداوند بودهاند که اینها طابقالنعلبالنعل به قله رسیدهاند و همچنین جاپای یکدیگر و خلف صالح یکدیگر بودهاند؛ چه رهبری جدید، چه رهبری شهید و چه رهبری حضرت امام، که خود حضرت امام نیز درواقع خلف صالح علمای گذشته و ائمه معصومین بودند.
الان هم همین توصیههایی که رهبری جدید ما دارند، رهبری حاجآقا مجتبی خامنهای، دقیقاً به نظر من اگر خود حضرت امام هم در این لحظه حضور داشتند، همین توصیهها را داشتند.
یکی از ارکان توصیههای حضرت امام در جریان بحرانهایی که انقلاب با آن مواجه بود، حفظ وحدت بود؛ یکی مقاومت بود؛ یکی صبر بود؛ یکی حضور مردم بود؛ و یکی هم نکات بسیار مؤکد حضرت امام به مسئولین بود.
اگر به سخنرانیهای ایشان برای مردم مراجعه کنیم، یکی از جملات ماندگار حضرت امام این است که میفرمایند: «مردم ولینعمت ما هستند.» این را خطاب به یک مسئول میگویند؛ یعنی به او میگویند: «تو باید با مردم بهگونهای برخورد کنی که بدانی آنها ولینعمت تو هستند.» آن مردم، آن مستضعفین و آن مردم کف کوچه و خیابان، ولینعمت تو هستند و وظیفه تو این است که مشکلات آنان را برطرف کنی.
ما این توصیهها را در قریب به سیوهفت سال رهبری شهیدمان نیز میدیدیم که هم به مسئولین، مردم را سفارش میکردند و هم به مردم، حضورشان، صبرشان و همچنین حفظ وحدتشان را سفارش میکردند.
این توصیه به وحدت، توصیهای بود که حضرت امام داشتند، رهبری شهید بر آن تأکید میکردند و رهبری جدید هم بر آن تأکید دارند. این توصیه به وحدت بسیار مهم است که ما، علیرغم وجود اختلافات سلیقه سیاسی، حول محور کلمهالله وحدت داشته باشیم، حول مقابله با دشمن واحد وحدت داشته باشیم.
همچنین مسئولین باید حواسشان به معیشت مردم باشد، مردم نیز باید حواسشان به صبر، مقاومت و صرفهجویی باشد، و این دو با همدیگر، انشاءالله، این حرکت مقدس را به سمت سعادت الهی و پیادهسازی نظام الهی تا ظهور حجتاللهالأعظم ادامه دهند.