●برخورد قاطع دستگاه قضا با هتک حرمت شهروندان در فضای مجازی / دستگیری سه نفر از مجرمین ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین ؛ گاهی خیلی اتفاقی انسان وارد ماجراهایی میشود که زندگی خودش یا افرادی دیگر را تغییر میدهد، دست مثل اتفاقی که شنبه 19 اردیبهشتماه ساعت 23:15 برای من رخ داد. وقتی که مثل همیشه از روی پل چمران عبور میکردم، پل چمران که پس از چندین مورد اقدام به خودکشی توسط شهرداری اصفهان فنسکشی شد تا دیگر کسی نتواند از روی نردههای کنار پل عبور کند و دست به سقوط آزاد و مرگ حتمی بزند، بهویژه اینکه اکنون مسیر مترو اصفهان نیز از زیر پل عبور میکند و سقوط از قسمت اوج پل دقیقا به میانه ریلهای مترو در عمق زمین ختم میشود.
موقع عبور با خودرو از روی پل یک موتورسیکلت فرسوده از همان هوندا 125ها کنار پل پارک بود، توجه ما به موتورسیکلت جلب شد، کمی جلوتر متوجه شدیم که کسی از فنسها عبور کرده و روی لبه نردهها ایستاده است! شوکه شده بودم، روی پل امکان توقف نبود با سرعت از پل عبور کردم و خودرو را در حاشیه بزرگراه پارک کردم.
با آتشنشانی تماس گرفتم و دوان دوان از میان جمعیت تجمع کرده در پایین پل که در آن شلوغی و تاریکی حاشیه پل متوجه این جوان که قصد خودکشی داشت نشده بودند عبور کردم، خودم را روی پل رساندم، همزمان با من یک نفر دیگر هم از راه رسید، از دوستان آن کسی بود که قصد خودکشی داشت، اتفاقی متوجه شده بود دوستش قصد خودکشی دارد و آمده بود برای کمک، به هرزحمتی بود با استرس زیاد به آن جوان که روی لبههای نرده پل ایستاده بود و به یکی از میله پرچمهای حاشیه پل تکیه زده بود دستم را رساندم و همینطور که با حرفهای او از بدبختی و مشکلات و تنهاییش را تأیید میکردم بخشی از لباس و بازوانش را گرفتم دوستش هم به بهانه دادن تلفن همراه به او یکی از دستهایش را گرفت، داشتم به دوستش توضیح میدادم که به آتشنشانی زنگ زدهام که آتشنشانی هم رسید، اما آن جوان که قصد خودکشی داشت با دیدن آتشنشانی روی پل و پایین پل و وقتی که فهمید مانع او برای پریدن هستیم ناگهان پاهایش را رها کرد، طوری که اگر او را کمی قبل نگرفته بودیم دقیقا وسط ریلهای مترو در عمق زمین سقوط کرده بود، همزمان یک نفر دیگر با گوشهای شکسته و یک تیپ لاتیطور از راه رسید و کمک ما کرد تا به هرزحمتی بود آن جوان را از فنسها عبور دادیم و نیروهای آتشنشانی هم در همین لحظات به ما ملحق شدند.
کسی که قصد خودکشی داشت یک پسر جوان بود با قد کوتاه و هیکل ریزنقش، آتشنشانها از سن و سالش پرسیدند که گفت 27 سال دارد، مغازه داشت، انقدر هنوز در استرس بودم که متوجه نشدم گفت چه مغازهای حتی اسمش را هم که دوستش مدام فریاد میزد متوجه نمیشدم اما خوب بهیاد دارم تمام دردش بیپولی بود! میگفت از تمام دنیا هیچکس را ندارد جز یک دایی که روی تخت بیمارستان افتاده و حال خوشی ندارد و توان هزینههای درمانی او را هم ندارند، خودش هم مغازه اجارهای داشت که میگفت کاسبی در آن دیگر امکان ندارد، گرانی و نبود مشتری و توان خرید نداشتن مردم باعث شده اجاره مغازه که هیچ در هزینههای خورد و خوراک خودش هم درمانده بشود!
چند جوان دیگر هم لحظاتی بعد از نجات آن پس به ما اضافه شدند، همه همسن و سال بودیم، وقتی آن پسر میگفت خستهام و میخواستم خودکشی کنم چون دیگر توان زندگی ندارم همه ما میگفتیم ماهم خستهایم، ماهم در مقابل این حجم از گرانی و هزینههای زندگی تبدیل به پیرمردهایی شدهایم که به زور صبحمان را شب میکنیم، اما همدلی ویژگی ما بود، یکی آن پسر را بغل میکرد یکی به او سیگار داد، حتی آتشنشانها که کمی از ما سن بیشتری داشتند و دهها مورد تجربه اینگونه داشتند هم دلشان به حال زجههای آن پسر که در 27 سالگی عین پیرمردهای 80 ساله غمگین بود میسوخت، نزدیک 24 ساعت صبر کردم تا در مورد این حادثه بنویسم، تا مبادا تحت تأثیر هیجانات باشم.
هیچ اثری از آن ماجرا در لابهلای اخبار روزانه آتشنشانی نیست، حتی خیلی از افرادی که موضوع را برای آنها تعریف کردم از این ماجرا تعجب نکردند، انگار که مشکلات اقتصادی خودکشی کردن را حتی برای یک جوان 27 ساله موجه نشان میدهد! وقتی در جامعه هیچ افق روشنی وجود نداشته باشد و گرانیهای عمدی توسط الیگارشیهای اقتصادی و گرانسازی یا همان شوک درمانی از سوی دولت و مجلس یک روال پرشتاب و بیرحمانه و غیرقابل برگشت را پدید آورده است که امید را در جامعه کشته، نسل جوانی که صبح تا شب کار میکنند و فقط درجا میزنند و هیچ آینده روشنی ندارند امروز حتی یک خبر خوش اقتصادی در میان اخبار پیدا نمیکنند و هر روز آرزوهای زیادی را در گوری که مدیران نالایق و فاقد شایستگی اقتصادی برای آنها کندهاند دفن میکنند.
بهراستی در طول روز چند نفر از جوانان ما بهخاطر غرق شدن در سونامی مشکلات اقتصادی دست به خودکشی میزنند و اسمشان و آمارشان در میان هیچ خبری دیده نمیشود؟ چرا مرجع مشخص و مسؤولیت پذیری در خصوص ارائه آمار خودکشی در کشور وجود ندارد؟