●آتشسوزی در ستارخان؛ ۸ مصدوم شامل ۷ زن و یک مرد ●راه برون رفت از ناترازی انرژی خروج از مصرف سوخت فسیلی است ●پایان زودهنگام یک تفاهمنامه/ هنوز زمانی برای مذاکرات هست ●افتتاح ۱۱ هزار و ۷۳۳ پروژه و گسترش حمایتهای بیمهای/ اجرای طرح های خانواده محور ●سردار شکارچی: تکرار حماقتهای آمریکا ضربات کوبندهتر ایران را به دنبال دارد
جریان آنلاین | در حالیکه ادامه مذاکرات بر مبنای توافق اولیه رو به جلو در حرکت است و بسیاری از کارشناسان داخلی و بینالمللی بر این اعتقاد هستند که در مقایسه با مطالبات پیشین آمریکا در حین مذاکرات با ایران با شرایط کنونی، ایران برنده این مذاکرات است، بعضی افراد درباره روند مذاکرات و میزان شفافیت آن انتقاداتی را مطرح کرده و تأکید میکنند که باید اصلاحاتی در آنچه رخ داده یا در حال شکلگیری است، صورت گیرد اما در این بین برخی نیز با انجام هرگونه مذاکراتی مخالف هستند و بر این باور هستند که باید جنگ تا نابودی ادامه یابد. رویکردی که بهنظر میرسد برخلاف تمام پروسههای جنگ در سرتاسر جهان است که در نهایت به مذاکرات در سطوحی منتهی شده و تفاهمنامه نهایی نیز دراین بین شکل میگیرد. ابراهیم عزیزی، نایبرئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز در گفتوگو با «جریان آنلاین» ضمن دفاع از بعاد مختلف این توافقنامه آن را حاصل یک فرآیند تصمیمگیری در بالاترین سطوح نظام میداند و معتقد است تلاش برای ایجاد تردید در افکار عمومی، خواسته یا ناخواسته همسو با اهداف دشمنان است. در ادامه شاهد گفتوگو با این نماینده مجلس هستیم.
قطعاً موضوعات مرتبط با امنیت ملی و سیاست خارجی، الزاماتی دارد که نمیتوان آنها را با فرآیندهای عادی اطلاعرسانی مقایسه کرد اما ادعای پنهانکاری را نمیتوان پذیرفت، چراکه این تفاهمنامه تمام مجاری قانونی را طی کرده و در نهادهای ذیربط بررسی شده است. تصمیمسازی در این سطح نه به یک فرد محدود میشود و نه به یک دستگاه اجرایی خاص. مجموعه ارکان نظام در چارچوب سازوکارهای تعریفشده به جمعبندی رسیدهاند. در ساختار جمهوری اسلامی در مسائل کلان، مرجع نهایی مشخص است و همه دستگاهها در همان چارچوب عمل میکنند. القای دوگانهسازی و بیاعتمادی دقیقاً همان مسیری است که دشمنان کشور دنبال میکنند.
بله، اقناع افکار عمومی اهمیت دارد و ما هم از نقد منصفانه استقبال میکنیم اما باید بین نقد مسئولانه و هجمهای که ناخواسته منافع ملی را تضعیف میکند، تفاوت قائل شد. وقتی یک موضوع در شورای عالی امنیت ملی بررسی و تأیید میشود یعنی از فیلترهای کارشناسی، امنیتی و سیاسی متعددی عبور کرده است. ایجاد فضای تردید درباره اصل مشروعیت تصمیم، به طرف مقابل این پیام را میدهد که در داخل کشور شکاف وجود دارد. ما نباید ابزار فشار در اختیار کشوری بگذاریم که دههها بهدنبال ضربه زدن به ایران بوده است.
در این تفاهمنامه 14 محور پیشبینی شده که سهم اصلی مسئولیتها متوجه طرف آمریکایی است از جمله موضوع رفع تحریمها بهصورت مؤثر آزادسازی کامل داراییهای مسدودشده جمهوری اسلامی، پایان دادن به محاصره اقتصادی و خودداری از مداخله در امور داخلی ایران. همچنین توقف درگیریها در جبهههایی که به نوعی به سیاستهای تقابلی آمریکا گره خورده از دیگر محورهای مورد توافق است. این موارد مطالبات حداقلی ملت ایران بوده و تیم مذاکرهکننده با دقت آنها را پیگیری کرده است.
قطعاً هیچکس در جمهوری اسلامی نسبت به رفتار آمریکا خوشبینانه نگاه نمیکند. تجربههای گذشته برای ما درسآموز بوده است. دقیقاً بههمین دلیل مذاکرهکنندگان با فرض بیاعتمادی کامل وارد گفتوگو شدند. سازوکارهایی برای راستیآزمایی و اقدام متقابل در نظر گرفته شده است. ما براساس وعدههای شفاهی تصمیم نمیگیریم، بلکه معیار اقدام عملی طرف مقابل است. اگر خطای محاسباتی تکرار شود یا بدعهدی صورت گیرد، جمهوری اسلامی ابزارهای متناسب برای پاسخ در اختیار دارد. در عین حال، اگر تحولات منطقهای و بینالمللی را با دقت دنبال کنیم، میبینیم که جایگاه ایران در معادلات قدرت تغییر کرده است. حتی برخی تحلیلگران غربی نیز اذعان دارند که ساختار قدرت جهانی در حال بازتعریف است و بازیگران نوظهور نقش پررنگتری پیدا کردهاند. ایران امروز صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه در معادلات راهبردی اثرگذار است. این جایگاه نتیجه ایستادگی مردم، توان دفاعی کشور و نفوذ منطقهای است. طبیعی است که طرف مقابل هم این واقعیت را در محاسبات خود لحاظ کند.
برعکس ما معتقدیم آنچه در میدان به دست آمده، پشتوانه دیپلماسی است. میان میدان نبرد، میدان سیاست خارجی و حضور مردم در صحنه گسستی وجود ندارد. این موارد اضلاع یک مثلث هستند که یکدیگر را تقویت میکنند. تیم مذاکرهکننده دقیقاً با تکیه بر همین دستاوردها وارد گفتوگو شد و اجازه نداد امتیازی که با هزینه به دست آمده، به سادگی واگذار شود. اگر امروز طرف مقابل از مواضع قبلی خود عقبنشینی کرده، بهدلیل همین اقتدار است. در حقیقت زمانی صحبت از تسلیم کامل ایران و قطع ارتباط با محور مقاومت مطرح میشد اما اکنون ادبیات و مطالبات تغییر کرده است. وقتی در یک توافق بخش اعظم تعهدات برعهده طرف مقابل قرار میگیرد، معنایش این است که موازنه به شکل دیگری رقم خورده است. این به معنای پایان دشمنی نیست اما نشاندهنده تغییر شرایط است.
بهنظر من بهترین رویکرد اعتماد به سازوکارهای قانونی و پرهیز از دامنزدن به دوقطبیهای کاذب است. نقد سازنده به تقویت تصمیمها کمک میکند، اما تخریب و سیاهنمایی، تنها طرف مقابل را جسور میکند. جمهوری اسلامی براساس منافع ملی و با هوشیاری کامل حرکت میکند. همانطور که در میدان از حقوق ملت دفاع شده در عرصه دیپلماسی نیز این مسیر ادامه خواهد داشت.