●آمادگی بیش از ۳۷۰۰ اتوبوس تهران برای استقبال از مهر ●محسنی اژه ای: حضور و پیمان جمعی مردم اثبات شکست معمای دشمن بود ●حسینی: اجرای کامل ماده ۱۱ قانون برنامه هفتم، کلید حل مشکل رفع تعهد ارزی صادرکنندگان کشاورزی است ●احتمال برگزاری انتخابات شوراها در پایان مهر؛ بیات: اعتمادسازی رکن مهم انتخابات شوراهاست ●واکاوی جریان آنلاین از معوقات بازنشستگان؛ بهبود معیشت در سایه تأخیرها
جریان آنلاین | بهدنبال نوسانات و تشتت شدید در بازار ارز، دولت در روزهای اخیر اعلام کرد نخستین صندوق درآمد ثابت ارزی را افتتاح کرده تا بتواند سامانی به این بازار نابسامان ارز بخشد اما بسیاری از کارشناسان بر این باور هستند که این راهکار درحالیکه بهدنبال وعدههای بدون اجرا و همچنین بیبرنامگی همیشگی در بازار ارز و اقتصاد کشور با سیاستی ساختاری روبهرو نیست، نمیتواند اعتماد مردم را برای مشارکت ارزی در این صندوق به منظور اجرای پروژههای دولتی در آینده جلب کند. در این باره با حیدر مستخدمین حسینی، معاون رئیس کل اسبق بانک مرکزی گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
بحث راهاندازی صندوق ارزی و صندوق بازار ارزی در کنار ابزارهایی که در حوزه طلا در نظر گرفته شده، موضوعی است که با توجه به جهشهایی که در حوزه طلا و ارز اتفاق افتاده، مورد توجه قرار گرفته است. بانک مرکزی به این فکر افتاده که از این طریق گامی بردارد اما نکته اساسی این است که تمام این فرآیند زمانی مورد توجه مردم قرار میگیرد که مردم به دولت اعتماد داشته باشند. باتوجهبه اجرای سیاستهایی که هنوز به بار ننشسته است و همچنین بیثباتی که در بازار ارز دیده میشود، بهنظر میرسد که مشکلات دراین خصوص زیاد باشد.
معتقدم دولت با این نوع کار نمیتواند لزوماً به یک کار موفق دست پیدا کند. اینها در واقع راهکارهایی هستند که اگر بدون توجه به مسائل اصلی اقتصاد اجرا شوند، نتیجه مورد انتظار را نمیدهند. به اعتقاد من دولت باید چند پله عقبتر برود و ببیند اساساً چه اتفاقی در اقتصاد افتاده و چرا مردم منابع خودشان را به سمت ارز و طلا بردهاند.
مشکل اصلی اعتماد است. مردم ما اعتماد خودشان را نسبت به دولت از دست دادهاند. شما وقتی از مردم میخواهید منابع ارزی خودشان را در اختیار یک سازوکار جدید قرار دهند، باید این اعتماد وجود داشته باشد که منابع آنها با چه سازوکاری مورد استفاده قرار میگیرد، چه اتفاقی برای اصل سرمایه میافتد و در نهایت چه بازدهی برای آنها ایجاد خواهد شد. اینکه کشور در شرایط دشوار قرار دارد و باید از همه ظرفیتها استفاده شود، یک بحث است، اما اینکه تصور کنیم صرفاً با طراحی یک صندوق میتوان مشکل را حل کرد، بحث دیگری است. اگر منابع ارزی کشور محدود است، باید دید این منابع در کجا تخصیص پیدا میکنند و چه رانتهایی در حوزههای مختلف وجود دارد. اگر به یکسری واردکنندگان خاص رانت داده میشود ولی تولیدکننده از آن برخوردار نیست این موضوع باید اصلاح شود.
بله، اگر قرار است از تولید داخلی حمایت شوددولت باید هوای تولیدکننده را داشته باشد و ارز بیشتری به تولید اختصاص دهد. تولیدکننده نباید در صف دریافت ارز نگه داشته شود. باید منابع به سمت فعالیتهای مولد برود. اینکه در همین شرایط انواع خودرو وارد میشود و برای آنها تبلیغ هم میشود درحالیکه همین منابع ارزی میتواند در بخش تولید استفاده شود، نشان میدهد قبل از هر چیز باید در نحوه تخصیص منابع بازنگری کنیم. راهکار فقط این نیست که در شرایط دشوار کنونی که با تحریم، محاصره دریایی و... روبهرو هستیم و ناچاریم که منابع مردم را جمع کنیم. من یک کار کارشناسی در قالب گزارشی حدود ۶۷ صفحهای درباره «استراتژی مدیریت جنگ اقتصادی» تهیه کردهام و در اختیار دولت قرار گرفته است. در آنجا هشت گسل را نام بردهام که در شرایط جنگی باید مدیریت شوند. فقط انتقاد نکردهام، بلکه راهکار هم پیشنهاد دادهام. بنابراینراهکارهای دیگری هم وجود دارد و دولت باید به مسائل اصلی اقتصاد بپردازد. ما قبلاً هم تجربه حسابهای پسانداز ارزی را داشتهایم. آن زمان گفتند نرخهای خوبی میدهیم، اما آیا استقبال شد؟ نه. این یک تجربه است. تازه در آن شرایط، اوضاع عوامل اقتصادی خیلی بهتر از شرایطی بود که امروز با آن مواجه هستیم. بنابراین نمیتوان این تجربه را نادیده گرفت.
بهنظر من این راهکار بهتنهایی جواب نمیدهد. مردم وقتی منابعشان را در خانه نگه میدارند، دلیل دارد. شما نمیتوانید بدون توجه به این دلیل فقط یک ابزار جدید معرفی کنید و انتظار داشته باشید مردم منابع خودشان را وارد آن کنند. باید اعتماد ایجاد شود. تمام این فرآیند زمانی مورد توجه مردم قرار میگیرد که مردم به دولت اعتماد داشته باشند و دولت هم به مردم اعتماد داشته باشد. وقتی مردم طی سالهای گذشته شاهد کاهش ارزش پول ملی، افزایش قیمتها و تورم بودهاند طبیعی است که نسبت به ابزارهای جدید اقتصادی با احتیاط نگاه کنند. دولت باید چند پله عقبتر برود. یعنی بهجای اینکه فقط به ابزار جدید فکر کند، راههایی را که در اقتصاد ما وجود دارد بررسی کند؛ رانتهایی را که در حوزههای مختلف تخصیص وجود دارد اصلاح کند، به تولید توجه کند، هوای تولیدکنندهها را داشته باشد و ارز مناسب در اختیار آنها قرار دهد. اگر این مسائل اصلاح شود، آنوقت میتوان درباره ابزارهای جدید هم صحبت کرد.
بله، ابزار مالی به خودی خود مشکل را حل نمیکند. اگر اعتماد نباشد، این ابزارها هم ممکن است مانند تجربههای قبلی با استقبال مواجه نشوند. من واقعاً معتقدم راهکارهای دیگری وجود دارد و نباید تصور کنیم که با جمعآوری ارزهای مردم میتوانیم مشکلات اصلی اقتصاد را برطرف کنیم. در این شرایط، من فکر میکنم این نوع فعالیتها موفق نخواهد شد. دولت باید به کارهای اصلی بپردازد. وقتی رانتهای موجود اصلاح نشود، تولیدکننده حمایت نشود و منابع ارزی به شکل مناسب تخصیص پیدا نکند، نمیتوان انتظار داشت صرفاً با ایجاد صندوق، منابع مردم وارد اقتصاد شود. مسئله اصلی اصلاح ساختار و بازسازی اعتماد است.