●شماره جدید هفته نامه عصر ایستادگی منتشر شد ●سهمیه جدید تردد خودروهای مناطق آزاد اعلام شد ●آمار رسمی اورژانس از تلفات جوی مهرماه؛ 14 کشته و 725 مصدوم ●حاجی دلیگانی: اگر خطایی از دشمن سر بزند هیچ خط قرمزی نخواهیم داشت/موجودیت برخی به سازش با دشمن گره خورده است ●ترامپ پس از گازوئیل، دست به دامن روسیه برای کود شد
جریان آنلاین/ اسدالله خسروی: بیتوجهی به رشد جوانی جمعیت در شرایطی که کشور با چالشهای متعدد چون کاهش فرزند آوری، افزایش سن ازدواج و ناباروری در کنار آمار بالای طلاق، تجرد گرایی و.. روبهروست، پیامدهای منفی جبرانناپذیری را به دنبال دارد که اگر نسبت به حل این مسئله مهم بیتفاوتی شود، در آینده نزدیک ایران عزیز بهتدریج عریان از جمعیت و به جرگه کشورهای پیر دنیا میپیوندد.
پیری جمعیتی که تبعات آن علاوه برافت شدید نیروی کار و پسرفت اقتصادی از جنبههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی، کشور را در دهه های پیش رو با مشکلات جدی مواجه میکند چراکه آمارها بیانگر رشد شتابان نرخ جمعیت میانسال کشور به سمت پیری و در مقابل افت تعداد زادوولد در کشور است.
رویکردی که نشان میدهد در صورت کاهش ازدواج و فرزند آوری آمار موالید در مقابل مرگومیر بهزودی در کشور سر به سر خواهد شد و پسازآن ایران عزیز در مسیر سراشیبی جمعیت یعنی رشد منفی قرار میگیرد.
طبق گزارشهای موجود اکنون سالانه در ایران حدود یکمیلیون نوزاد به دنیا میآید درحالیکه همین تعداد در 70 سال گذشته یعنی زمانی که جمعیت ایران کمتر از 30 میلیون نفر بود نیز چنین عددی بوده است. البته در دهههای 50 و اوایل 60 اوج فرزند آوری در کشور اتفاق افتاد بهطوریکه طی این 2 دهه سالانه تعداد تولدها به حدود 2 میلیون ونیم هم نزدیک میشد.
سایه کاهش فرزند آوری بر سر ایران
بررسیهای نشان میدهد فاجعه کاهش مستمر نرخ موالید پس از بزرگترین موج رشد جمعیت کشور در 2 دهه 50 و 60 بهتدریج شروعشده آنطور که سال گذشته (1404) برای اولین بار در طول 70 سال گذشته تعداد تولدها در کشور به کمتر از یکمیلیون نوزاد رسید. افت شدید زادوولدی که طی این سال بخش عمده زنان کشور مستعد باروری بوده اما متأسفانه خیلی ها به دلایل مختلف راغب به فرزند آوری نبوده اند.
کارشناسان حوزه جمعیت عوامل مختلفی را باعث کاهش میزان نرخ باروری و فرزند آوری در کشور طی چندین سال اخیر عنوان میکنند که عمدهترین آنها اجرای سیاستهای کنترل جمعیت در دهههای پیشین، رشد نرخ تورم و افزایش هزینههای زندگی، ناباروری بخشی از زنان، گسترش شهرنشینی، افزایش سطح تحصیلات و تغییر سبک زندگی، بالا رفتن سن ازدواج، تجرد گرایی، حرکت به سمت پدیده تکفرزندی بهجای چند فرزند است که با پیروی از چنین الگوهایی مسیر رشد جمعیت کشور متاسفانه به سمت پایین تغییریافته است.
هرچند کسی منکر افزایش هزینههای بالای زندگی در پی وجود رکود و آشفتگی اقتصاد نیست اما نباید چنین تفکری جای امیدهای زندگی برای زوجهای جوان را بگیرد و یا خانوارها بدون توجه به ازدیاد فرزندان و استحکام خانواده روی به تکفرزندی یا بیفرزندی بیاورند.
همت و حمایت برای جوانه زدن جمعیت کشور
از طرفی قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت چند سالی است در حال اجراست، اجرای قانونی که با بسترسازی برای رشد جوانی جمعیت چون توسعه مراکز درمان باروری، ترویج ازدواج، حمایت از زنان باردار و مادران شیرده، ارائه مشاورههای لازم برای ترغیب زوجین به فرزندآوری، جلوگیری از سقطجنین، تشویق خانوارها با ارائه وام و تسهیلات، خودرو و زمین به آنها اقدامات لازم را انجام میدهد و شکی نیست که با افزایش بودجه ستاد ملی جمعیت و تلاشهایی که در این ستاد باهدف ترویج و توجه به جوانی جمعیت کشور انجام میشود، حمایتها از خانوارهایی که صاحب فرزند یا فرزندان جدید میشوند نیز بیشتر خواهد شد.
به گفته کارشناسان جمعیت، اگر امروز فکری به حال رشد جوانی جمعیت کشور نشود طی دهه های آینده دیگر نمیتوان ایران پرجمعیت، شاداب و مقتدری را دید. مسئله ای که اعداد و ارقام از وضعیت فرزند آوری به ما هشدار میدهند اکنون در حال عبور از یک گرداب جمعیتی هستیم.
از طرفی کاهش رشد جمعیت تنها یک مسئله آماری نیست؛ بلکه به معنای کاهش نیروی خلاق، پویایی اقتصادی و درنهایت، پیری زودتر از موعد جامعهٔ است، جامعهای که جوانان و خانواده ها در صورت بی توجه ای به مقوله ازدواج و فرزند آوری، تنها، کمجمعیت و یا بعضاً قطع نسل میشوند.
فرزند، هزینه نیست؛ امید و افزایشِ توانمندی آینده است
هرچند فشارهای اقتصادی و نیز مسائلی چون تحصیل و پیروی کورکورانه از فرهنگ غرب باعث شده است که ازدواجها کاهش و یا سن آن افزایش یابد اما باید به عواقب آنهم اندیشیده شود چراکه در دنیای پر از تنهایی و استرس امروز، تشکیل خانواده بهعنوان یک «جزیره امن» در میان دریای طوفانی زندگی مهم به نظر میرسد.
از طرفی افزایش سن ازدواج مشکلات متعددی چون کاهش باروری زنان را به دنبال دارد که زوجین را از داشتن فرزند یا فرزندان بیشتر بیبهره میکند. بااین وجود زمان آن رسیده که نگاهمان را از «بقا در شرایط سخت» به «ساختن آیندهای زیباتر» تغییر دهیم. زیرا تشکیل خانواده، نهتنها یک انتخاب شخصی، بلکه یک کنش قهرمانانه برای حفظ حیات تمدن، ازدیاد نسل و فرهنگ ماست که نباید نسبت به آن بی تفاوت بود.
بازسازی ایران با نسل نو
خیلیها با این تصور اشتباه که داشتن فرزند هزینه است به چنین مقولهای میاندیشند، درحالیکه اینگونه نیست زیرا برای اینکه بر «ترس از آینده» و «سختیهای اقتصادی» غلبه کنیم، نباید با این مسائل بجنگیم، بلکه باید آنها را موشکافانه «بازتعریف» کنیم. ما باید نشان دهیم که فرزند، نه یک «بار سنگین»، بلکه «سرمایهای برای عبور از سختیها» شادابی روح و روان و تکیهگاه آینده است.
از طرفی بیتوجهی به فرزند آوری و یا بسنده کردن به یک فرزند همچنین تجرد گرایی و گریز از ازدواج، بیشک آینده سخت و سوت کوری را پیش روی افراد و خانوارها قرار میدهد. چراکه هستند برخیها در تنهایی بدون فرزند کنج خانه میمیرند و فریادرسی از خون و تبار خود ندارند.
علاوه بر این با کاهش ازدواج و فرزند آوری نسلها نحیف و بعضاً منقرض میشوند و شجرهنامههای خانوادگی دیگر چون گذشته شاخ و برگی چندانی برای آن نمیماند. به بیان دیگر ما در روزگاری زیست میکنیم که در آن، سکوت خانهها، بلندتر از فریادهای جهان است. سکوت هایی که با لبخند زیبا و دلنشین فرزندان باید شکسته شود.
در حقیقت باید گفت، نسلهایی که با ترس از فردا، از تولد زندگی میگریزند، ناخواسته در حال ساختن جزیرههایی از تنهایی برای خود هستند. اگر امروز شجرهٔ ما در برابر تندباد زمان، ریشههای کم تعداد و باریک داشته باشد، فردا چه کسی برای تکیه کردن پیران، سایهای از حیات خواهد بود؟.
بهدرستی میدانیم که سایه سنگین فشار اقتصادی، بیکاری و بیم از آینده، دلهرهای در دلهای جوانان و والدین نشانده است که چون گذشته راغب به ازدواج یا فرزند آوری همچنین ازدیاد فرزند بیشتر نیستند، این در حالی است که "ترس از آینده"، بزرگترین بازدارنده در برابر تصمیم برای فرزند آوری و غرق شدن در تنهایی است.
سخن اینجاست که آیا آینده با بستن درهای زندگی، امنتر میشود؟ علم جمعیتشناسی به ما میگوید؛ یک جامعه پیر، نهتنها از نظر اقتصادی فلج میشود، بلکه روح خلاقیت و پویایی از آن رخت بر می بندد. بنابراین فرزند، صرفاً یک "هزینه" نیست؛ فرزند، "نیروی محرکه" زندگی است. او همان کسی است که در روزهای سخت اقتصاد، با دستهای کوچک اما ارادهای بزرگ، ستونهای آینده را دوباره بر پا می کند.
شجرهنامههای خانوادگیمان را بی شاخ و برگ نکنیم
از طرفی باید به این نکته مهم توجه شود که ازدیاد فرزند به نفع خود فرزندان در آینده خواهد بود و به آنها هویت میدهد. با این وجود نباید فقط به داشتن یک فرزند بسنده کرد. تصور کنید که میز شام خانوادگی، تنها با چند نفر، در سکوتی سنگین سپری شود و در آینده دیگر خبری از "خاله"، "عمو" یا "عمه" نباشد.
بااینحال اینگونه باید پنداشت که فرزند آوری و ازدیا فرزند، تنها تداوم خون نیست بلکه هنر ساختن یک "شبکهیِ حمایتی" و توسعه ایلوتبار برای سرزندگی ایران است. باید اینگونه فکر شود که با فرزند آوری و ازدیاد فرزندانمان، نوههای امروز، در آینده، در میان انبوهی از عموها و خالهها، در میان آغوش گرم یک خاندان پربار، بزرگ شوند تا شجره هر خانواده، از یک شاخه تنها، به یک جنگل انبوه و سرسبز تبدیل شود و هیچکدام از فرزندان در میهمانی زندگی، با جای خالی عزیزانشان در آینده روبرو نشوند.
در چنین شرایطی با فرزندآوری بگذارید خانه ها، دوباره صدای خنده کودکان را در خود بپیچاند. بگذارید ایران، با صدای قدمهای نسلهای تازه، دوباره جوان و پرشور شود. پس بیایید باهم، برای جوانی ایران میراثی بسازیم که فراتر از مادیات، در حافظهی تاریخ و در خون نسلهای آینده، زنده بماند. امروز ایران، به نالههای ناتوان نیاز ندارد؛ بلکه به طنین صدای نسلهایی نیاز دارد که باهم، آینده را میسازند.
در واقع با فرزند آوری و پیوند ازدواج میتوان به شاخههای ایلوتبارمان حیات ببخشیم پیش از آنکه ریشهها در برابر تنهایی، پاره و از میان بروند، زیرا آینده، درگرو ریشههایی است که امروز میکاریم، ریشههایی که باید به سرعت دوانده شوند تا ثمره آن ایران جوان عزیز در آینده استوار، تنومند، شاداب و پر جمعیت نگهداشته شود.