●آمادگی بیش از ۳۷۰۰ اتوبوس تهران برای استقبال از مهر ●محسنی اژه ای: حضور و پیمان جمعی مردم اثبات شکست معمای دشمن بود ●حسینی: اجرای کامل ماده ۱۱ قانون برنامه هفتم، کلید حل مشکل رفع تعهد ارزی صادرکنندگان کشاورزی است ●احتمال برگزاری انتخابات شوراها در پایان مهر؛ بیات: اعتمادسازی رکن مهم انتخابات شوراهاست ●واکاوی جریان آنلاین از معوقات بازنشستگان؛ بهبود معیشت در سایه تأخیرها
جریان آنلاین | کاهش بیسابقه سطح آب دریای خزر که نتیجه مستقیم گرمایش جهانی و ساخت سدهای زیرساختی توسط کشورهای اطراف آن است، دیگر تنها یک چالش زیستمحیطی یا موضوعی محدود به اکولوژی نیست. این پدیده اکنون به بحرانی فراتر از مرزهای ایران تبدیل شده که تمامی کشورهای حاشیه دریا ازجمله جمهوری اسلامی ایران، روسیه، ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان را با تبعاتی سنگین و جبرانناپذیر روبهرو کرده است.
در دریایی که از دیرباز شریان حیاتی تجارت منطقه بوده هر میلیمتر کاهش سطح آب معادلات اقتصادی را تغییر میدهد اما بحران واقعی زمانی خود را نشان میدهد که صحبت از عمق و بارگیری به میان میآید. ظرفیت حملونقل دریایی در دریای خزر بهشدت به عمق آب وابسته است؛ اگر سطح آب از حد استاندارد پایینتر بیاید کشتیهای تجاری با وزنهای مشخص توان حرکت نخواهند داشت و خطر نشستن در گل برای ناوگان تجاری محلی به یک واقعیت همیشگی تبدیل میشود.
این مسئله برای کشورمان ایران اهمیتی دوچندان دارد زیرا در شرایطی که کشور با چالشهای ناشی از تحریمها و تنشهای منطقهای دستوپنجه نرم میکند، دریای خزر میتواند نقش یک گذرگاه جایگزین و استراتژیک را ایفا کند. با توجه به اینکه ظرفیت تجارت دریایی از طریق بنادر خزر که میتواند تا ۲۰ درصد تجارت کل کشور را پوشش دهد، این دریا راهکاری حیاتی برای کاهش وابستگی به سایر مسیرهای پرهزینه و پرریسک است.
با این حال یک پرسش بنیادین اساسی مطرح است و آن اینکه اگر بخواهیم با چشمانداز آینده برنامهریزی کنیم، آیا میتوانیم از بحران زیستمحیطی خزر غافل باشیم؟ یا شرایط سیاسی و جنگی به نفع ایران تغییر کند و مسیرهای تجاری باز شوند آیا زیرساختهای آبی خزر توان پاسخگویی به این نیاز تجاری را خواهند داشت یا با کاهش سطح آب، این گذرگاه طلایی به یک مسیر مسدود تبدیل خواهد شد؟