●آمادگی بیش از ۳۷۰۰ اتوبوس تهران برای استقبال از مهر ●محسنی اژه ای: حضور و پیمان جمعی مردم اثبات شکست معمای دشمن بود ●حسینی: اجرای کامل ماده ۱۱ قانون برنامه هفتم، کلید حل مشکل رفع تعهد ارزی صادرکنندگان کشاورزی است ●احتمال برگزاری انتخابات شوراها در پایان مهر؛ بیات: اعتمادسازی رکن مهم انتخابات شوراهاست ●واکاوی جریان آنلاین از معوقات بازنشستگان؛ بهبود معیشت در سایه تأخیرها
جریان آنلاین | چند روز بیشتر به فصل پاییز و بازگشایی مدارس و مراکز آموزش عالی باقی نمانده است و باز هم مثل سالهای قبل دغدغههای تأمین سوخت، تعطیلیهای پیدرپی بهدلیل آلودگی هوا و غیرحضوریشدن مدارس و... هم شروع شده است. چالشهایی که امسال علاوه بر آن احتمال شروع حملات مجدد به کشور و... نگرانیهایی را درباره غیرحضوریشدن مدارس، تشدید خاموشیهای صنایع بهدلیل کمبود برق و گاز بر آن افزوده است و همگان در انتظار آن هستند که ببینند این رشته تنشها و نگرانیها به کجا منتهی خواهد شد. در این باره با هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران درباره وضعیت انرژی در زمستان پیشرو، احتمال خاموشی، پیامدهای کمبود گاز نیروگاهها و راهکارهایی مانند دورکاری و مجازیشدن آموزش گفتوگو کردهایم که در زیر آمده میخوانید#:
اگر شرایط تأمین گاز نیروگاهها مانند گذشته باشد، احتمال قطعی برق وجود دارد. مسئله این است که در فصل سرد نمیتوان گاز مصرفی خانوارها را به شکل گسترده محدود کرد، زیرا گاز برای گرمایش و پختوپز یک نیاز اساسی است. بنابراین وقتی منابع گاز کافی نباشد، محدودیت ناگزیر به بخشهای دیگری از شبکه منتقل میشود و نیروگاهها در معرض کاهش دریافت گاز قرار میگیرند. در نتیجه وقتی سوخت کافی به نیروگاه نرسد، تولید برق هم کاهش پیدا میکند. بنابراین خاموشی در چنین شرایطی فقط یک احتمال نظری نیست، بلکه پیامد طبیعی شکاف میان عرضه و تقاضای انرژی است.
شبکه گاز برای انتقال و رساندن گاز با فشار مناسب به مصرفکنندگان به ایستگاههای تقویت فشار نیاز دارد و این ایستگاهها نیز به برق وابستهاند؛ بنابراین اگر کمبود گاز باعث کاهش تولید برق شود، افت برق میتواند عملکرد ایستگاههای تقویت فشار را مختل کند. به این ترتیب با یک مشکل دوطرفه مواجه میشویم؛ گاز کمتر بهمعنای برق کمتر است و برق کمتر نیز میتواند توان شبکه گاز را کاهش دهد. من چند سال قبل برای توصیف چنین وضعیتی از اصطلاح «ناترازی ترکیبی» استفاده کردم و این وضعیت زمانی شکل میگیرد که ناترازی گاز و برق یکدیگر را تشدید کنند.
برخی مناطق شمالی کشور وضعیت نگرانکنندهتری دارند. استانهای مازندران، گیلان و گلستان در زمستان پیشرو با خطر جدی مواجه هستند و حتی از سوی برخی مسئولان محلی درباره احتمال بروز مشکل در تأمین گاز این مناطق هشدار داده شده است. البته موضوع فقط کمبود مقطعی نیست، اگر شبکه در روزهای اوج مصرف تحت فشار قرار گیرد، ممکن است تأمین گاز در برخی مناطق برای دورههای طولانیتری با مشکل مواجه شود؛ بنابراین باید از هماکنون برای چنین شرایطی برنامه داشت، نه اینکه منتظر رسیدن روزهای سرد بمانیم.
قطعاً این راهکار را نمیتوان راهحل جدی ناترازی باشد اما ابتدا باید دید دورکاری واقعاً چه میزان صرفهجویی ایجاد میکند. بسیاری از فعالیتهایی که در ادارات انجام میشود، ممکن است در خانه نیز ادامه پیدا کند و از طرف دیگر مشخص نیست فردی که در محل کار حضور ندارد، الزاماً تمام روز در خانه بماند. حتی ممکن است بخشی از افراد به جای حضور در اداره، با خودروی شخصی رفتوآمد دیگری داشته باشند یا فعالیتهای دیگری انجام دهند؛ بنابراین نمیتوان صرف اعلام دورکاری انتظار داشت مصرف انرژی به میزان قابلتوجهی کاهش پیدا کند.
به نظر من اینها بیشتر راهکارهای موقت برای عبور از یک دوره بحرانی هستند، نه سیاستهایی برای حل مسئله. اگر یک اداره تعطیل شود یا تعداد روزهای حضور کارکنان کاهش پیدا کند، ممکن است مقداری مصرف انرژی پایین بیاید، اما این میزان در برابر حجم ناترازی موجود تعیینکننده نیست. مسئله این است که کشور نمیتواند هر سال با نزدیکشدن به زمستان، بخشی از فعالیتهای اداری را متوقف کند و در تابستان نیز برای جبران کمبود برق، دوباره همین سیاست را تکرار کند. چنین رویکردی در نهایت به معنای کوچکترشدن فعالیت اقتصادی است، نه حل ناترازی انرژی.
مجازیکردن آموزش از نظر من راهکار مناسبی نیست و حتی میتواند آسیبهای جدیتری ایجاد کند. من ۴۱ سال است که در دانشگاه تدریس میکنم و تفاوت آموزش حضوری و مجازی را بهخوبی میدانم. این تفاوت در مقاطع ابتدایی و متوسطه بسیار بیشتر است. بدیهی است آموزش فقط انتقال چند مطلب از طریق اینترنت نیست. کیفیت یادگیری، ارتباط دانشآموز با معلم و فضای آموزشی اهمیت زیادی دارد. با توجه به مشکلات اینترنت و شرایط فرهنگی موجود، مجازیکردن مدارس در عمل میتواند به معنای تعطیلی آموزش حضوری باشد. این مجازی کردنها، ممکن است در کوتاهمدت مقداری مصرف کاهش پیدا کند، اما این میزان نباید با حل مسئله اشتباه گرفته شود. اگر با تعطیلکردن مدرسه و اداره بتوانیم بخشی از مصرف را پایین بیاوریم، سال آینده دوباره همین مشکل وجود خواهد داشت؛ با این تفاوت که احتمالاً ابعاد آن بزرگتر شده است. در حقیقت پرسش اصلی این است که اگر امسال کارمندان را دورکار کنیم و مدارس را غیرحضوری کنیم، سال آینده چه خواهیم کرد؟ اگر ناترازی ادامه داشته باشد، آیا باید فعالیت اقتصادی را باز هم محدود کنیم؟ این مسیر در نهایت قابل ادامه نیست.
قطعاً کشور نیازمند تصمیمهای اساسی در حوزه انرژی است. نمیتوان مسئلهای ساختاری را با مجموعهای از تصمیمهای مقطعی مدیریت کرد. دورکاری، تعطیلی مدارس یا محدودکردن فعالیت برخی بخشها ممکن است برای مدت کوتاهی نقش مسکن داشته باشد، اما ناترازی را برطرف نمیکند. اگر قرار باشد هر زمستان با همین روشها از بحران عبور کنیم، سال بعد شرایط دشوارتر خواهد شد. مسئله اصلی باید تأمین پایدار انرژی و اصلاح ساختارهای تولید، انتقال و مصرف باشد. در غیر این صورت، بهجای اینکه ناترازی انرژی را حل کنیم بهتدریج فعالیت اقتصادی و اجتماعی کشور را محدود خواهیم کرد.