جریان آنلاین (/) | وقوع زمینلرزه در ونزوئلا و مشاهده تخریب ساختمانهای بلندمرتبه به شکلی وحشتناک همراه با آمار بالای تلفات جانی و مالی، همزمان با چند زلزله اخیر به قدرت حدود چهار و نیم ریشتر در پردیس و تهران بار دیگر مسئله ضرورت رسیدگی به ایمنسازی و بررسی راههای کاهش تلفات زلزله احتمالی در پایتخت و شهرهای اطراف را به صدر اخبار رسانهها بازگرداند. مسئلهای که بهنظر میرسد با توسعه جغرافیایی و رشد شتابان جمعیتی تهران کمتر مورد توجه قرار گرفته و در سایه ساختوسازهای گسترده از اولویت سیاستگذاری فاصله گرفته است. از سوی دیگر ایمنسازی ساختمانهای اداری و مسکونی در تهران نیز موضوعی است که بهویژه پس از آتشسوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو، برای مدتی در کانون توجه افکار عمومی و مسئولان قرار گرفت اما بهتدریج از میزان پرداختن عملیاتی به آن کاسته شد. اکنون با افزایش نگرانیها درباره فعالبودن گسلهای تهران و تراکم بالای سازههای بلندمرتبه این پرسش دوباره مطرح شده است که آیا زیرساختهای شهری و ساختمانهای موجود تابآوری لازم برابر زلزلهای بزرگ را دارند یا خیر؟ در این باره با احمد خرم، وزیر اسبق راه و شهرسازی گفتوگو کردهایم که در زیر میخوانید:
بسیاری از متخصصات و کارشناسان در باره ساختمانهای ناایمن و وضعیت نامطلوب ساخت و سازها در کشور هشدار دادهاند و معتقدند که گسلهای موجود در پایتخت و برخی شهرهای اطراف در صورت وقوع زمین لرزه باعث تلفات مالی بسیاری خواهند شد. شما وضعیت تهران در این باره را چگونه ارزیابی میکنید؟
واقعیت این است که در چند دوره مدیریت شهری، ساختوسازهایی در تهران شکل گرفته که از نظر ایمنی با چالشهای جدی روبهرو هستند. براساس بررسیها بیش از 100 برج دقیقاً در محدوده یا حریم گسلهای فعال احداث شدهاند و من بارها گفتهام چنین سازههایی در صورت وقوع یک زمینلرزه شدید میتوانند بسیار آسیبپذیر باشند؛ چراکه وقتی محل استقرار یک ساختمان با کانونهای لرزهای تلاقی پیدا کند، حتی مقاومسازیهای متعارف هم همیشه کافی نیست. با این حال، در زمان ساخت بسیاری از این پروژهها نهتنها هشدارها جدی گرفته نشد، بلکه در نهایت برای آنها پایانکار هم صادر شد.
پس به اعتقاد شما بسیاری از ساختمانها با وجود هشدارهای جدی به دور از وضعیت استانداردهای لازم ساخته شدهاند و معتقدید این ساختمانها در شرایط بحرانی میتوانند خطر جدی ایجاد کنند؟
بله، بهخصوص اگر به شرایط پیرامونی آنها هم توجه کنیم میبینیم که بخشی از برجهای بلند در معابر باریکی ساخته شدهاند که عرض آنها کمتر از حد استاندارد برای مدیریت بحران است. در چنین شرایطی اگر حادثهای رخ دهد، دسترسی نیروهای امدادی بسیار دشوار میشود. به همین دلیل برخی از این سازهها عملاً به نقاط پرریسک شهری تبدیل شدهاند و اگر برنامهای برای ارزیابی مجدد و مقاومسازی آنها وجود نداشته باشد، تبعات سنگینی در زمان بحران خواهند داشت.
وضعیت ساختمانهای اداری و دولتی در تهران را چطور میبینید؟ آیا آنها هم با چنین ریسکی مواجهاند؟
بخش بزرگی از ساختمانهای اداری کشور از نظر ایمنی سازهای نیازمند بررسی دقیق هستند، در حقیقت بر اساس بررسیهای کارشناسی شده شاهد این هستیم که درصد قابل توجهی از این ساختمانها یا قدیمیاند یا در زمان ساخت، استانداردهای فعلی در آنها رعایت نشده است. این موضوع بهخصوص در سازههایی که سالها تحت استفاده سنگین بودهاند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی اگر برنامهای برای بازبینی سازهای، مقاومسازی یا نوسازی تدوین نشود، برابر حوادث طبیعی آسیبپذیر خواهند بود. یکی از دلایل اصلی به نحوه اولویتبندی منابع در کشور برمیگردد. وقتی بودجهها در بخشهای مختلف پراکنده میشود و هیچ حوزهای به شکل هدفمند تأمین مالی نمیشود، طبیعی است که پروژههای اساسی مانند ایمنسازی شهری به تعویق بیفتد. در حالی که مقاومسازی ساختمانها یک سرمایهگذاری برای جلوگیری از خسارتهای بسیار بزرگتر در آینده است.
آیا حادثه ای که برای ساختمان پلاسکو پیش آمد را نیز میتوانیم نمادی از همین غفلتها بدانیم؟
پلاسکو نمونهای بود که نشان داد بیتوجهی به عمر مفید ساختمان چه پیامدهایی میتواند داشته باشد. هر سازهای یک دوره بهرهبرداری مشخص دارد و اگر در زمان مناسب بازسازی یا تقویت نشود، احتمال بروز حادثه افزایش پیدا میکند. اگر در مورد ساختمانهای قدیمی بررسیهای دورهای و اقدامات پیشگیرانه انجام نشود، ممکن است در سالهای آینده موارد مشابهی رخ دهد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، صنعت ساختمان به سمت سیستمهای صنعتی حرکت کرده است. در این روشها قطعات اصلی ساختمان در کارخانه با دقت بالا تولید میشوند و سپس در محل پروژه مونتاژ میشوند. استفاده از بتنهای فوقمقاوم، تجهیزات رباتیک و فناوریهای جدید باعث میشود کیفیت ساخت افزایش پیدا کند و خطاهای اجرایی کاهش یابد. ما هم برای حرکت به این سمت نیازمند برنامهریزی جدی و انتقال دانش فنی هستیم.
با توجه به اظهارات شما و نقش فناوری و مدیریت در بهبود وضعیت ایمن سازی ساختمان ها، آیا مشکل اصلی کمبود فناوری است یا مسئله مدیریت و تصمیمگیری؟
بهنظر من مشکل اصلی کمبود فناوری نیست؛ بلکه نحوه مدیریت و استفاده از ظرفیتهای موجود است. ما نیروی انسانی متخصص کم نداریم و بسیاری از مهندسان ایرانی در دانشگاههای معتبر دنیا تحصیل کردهاند. مسئله این است که در ساختار اجرایی کشور همیشه از این ظرفیتها به شکل مؤثر استفاده نمیشود. اگر تصمیمگیریها بیشتر بر پایه تخصص و دانش فنی باشد، بسیاری از مشکلات قابل حل خواهد بود.
برخی معتقدند بعد از وقوع حوادثی مثل پلاسکو، متروپل و... بعضی گزارشها از بهبود وضعیت ساختمانهای پرخطر در تهران حکایت میکند. نظر شما در این باره چیست؟
هر اقدامی در این حوزه ارزشمند است اما واقعیت این است که مقیاس مسئله بسیار بزرگتر از اقداماتی است که تاکنون انجام شده است. یکی از مشکلات ساختوساز در ایران کوتاه بودن عمر مفید ساختمانهاست. در حالی که در بسیاری از کشورها ساختمانها بهگونهای طراحی میشوند که دههها بدون مشکل اساسی مورد استفاده قرار گیرند، در ایران دوام بسیاری از سازهها کمتر از استانداردهای جهانی است. بنابراین اقدامات اصلاحی باید گستردهتر و نظاممندتر باشد. در این راستا باید در مرحله اول پایش جامع از وضعیت سازههای موجود انجام شود تا ساختمانهای پرریسک شناسایی شوند و در ادامه، برنامه مشخصی برای مقاومسازی یا نوسازی این سازهها تدوین شود. همچنین دانش مهندسی و استانداردهای اجرایی باید بهطور مداوم بهروز شود. به این ترتیب اگر این اقدامات همزمان دنبال شوند، میتوان تا حد زیادی از شدت خسارتهای احتمالی در آینده کاست، در غیر این صورت، تهران همچنان در برابر یک زلزله بزرگ با ریسک قابل توجهی روبهرو خواهد بود.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)