جریان آنلاین (/) | بارشهای نسبتاً خوب در برخی از استانها، موجب ایجاد این ذهنیت شده است که بحران آب در تمام کشور پایان یافته است و شبح بیآبی از سر ایران کنار رفته است، اما دادههای آماری کنونی روایت تلخ دیگری دارند و آن اینکه کسری مخازن آب زیرزمینی کشور از مرز ۱۵۰ میلیارد مترمکعب عبور کرده و فرونشست و خشکی سفرهها وارد فاز غیرقابل برگشت شده است. علی بیتالهی، پژوهشگر و مدیر بخش زلزلهشناسی مهندسی و خطرپذیری در گفتوگو با جریان آنلاین پرده از رویکردهای ناکارآمد نبود ابزارهای بازدارنده قانونی، هدررفت ۲۵درصدی آب شرب در شبکه شهری و تبخیر فاجعهبار در بخش کشاورزی برمیدارد.
بارشهای مناسب سال گذشته این ذهنیت را در جامعه و حتی میان برخی تحلیلگران ایجاد کرد که از تنش آبی عبور کردهایم؛ ارزیابی شما در این باره چیست؟
این تلقی نهتنها غلط، بلکه خطرناک و گمراهکننده است. واقعیت این است که ما نهتنها در بحران هستیم، بلکه منابع سطحی و زیرزمینی کشور وارد مرحله فوقبحرانی شدهاند. افت سطح آبهای زیرزمینی کشور سابقهای ۵۰ تا ۶۰ ساله دارد و از اواسط دهه ۱۳۷۰ شدت ویرانگری به خود گرفت. طی این دههها بیش از ۱۵۰ میلیارد مترمکعب از ذخایر استراتژیک زیرزمینی را تخلیه کردهایم. کسری ناشی از نیمقرن کمبود منابع با یک یا دو سال بارندگی جبران نمیشود حتی در سال جاری نیز در آستانه جیرهبندی آب در نقاط متعددی از کشور بودیم و آبرسانی به صدها روستا صرفاً با تانکر انجام میشود. این یکی از بزرگترین مغالطههاست. بخش عمده بارندگیها بهدلیل نبود زیرساختهای اصولی آبخوانداری و آبخیزداری، روی سطح خاک پخششده و ظرف چند روز تا حداکثر یک هفته تبخیر میشوند. نفوذ آب به اعماق ۵۰ تا ۱۵۰ متری زمین فرآیندی فوقالعاده زمانبر است و سالها طول میکشد. بنابراین چند موج بارندگی فصلی عملاً تأثیر معناداری بر احیای مخازن تهکشیده آب زیرزمینی ندارد و توهم سیرابشدن زمین، ناشی از ناآگاهی نسبت به دینامیک آبخوانهاست.
اما بهنظر میرسد که اطلاعرسانی صحیحی در این باره صورت نگرفته است و فقط به توصیه در این باره بسنده شده است. درحالیکه به گفته شما کشور در وضعیت اضطرار است، چرا مصرفکننده در بخشهای تفریحی، تجاری و خانگی کوچکترین نشانهای از بازدارندگی نمیبیند و رفتارها کاملاً عادی است؟
به این دلیل ساده که هیچ سازوکار بازدارنده قانونی و اجرایی تعریف نشده است. شما مراکز تفریحی، گردشگری و رفاهی نظیر فرحزاد در تهران یا مناطق ییلاقی مشهد را ببینید؛ مصرف آب بیمحابا ادامه دارد. کار فرهنگی و توصیههای اخلاقی در دنیا بهتنهایی پاسخگو نبوده است. وقتی جریمه سنگین، سهمیهبندی پلکانی واقعی و برخورد قهری وجود ندارد، مصرفکننده پیام اضطرار را درک نمیکند. این در حالی است که در کشورهای اروپایی که میانگین بارش چند برابری دارند، سیستمهای مهندسی تفکیک آب باران برای مصارف بهداشتی و فلاشتانکها تعبیه شده است. اگر شهروندی حجم آب باران ذخیرهشده را تمام کند و به سمت مصرف آب شرب شبکهای برود، تعرفه آب بهصورت تصاعدی و لگاریتمی محاسبه میشود؛ یعنی هزینه هر لیتر آب اضافه، چندین برابر حالت عادی است. این همان اهرم بازدارندهای است که در ساختار حکمرانی آب ایران جای خالی آن بهشدت احساس میشود.
بیشترین هدررفت آب براساس آمار موجود در بخش کشاورزی کشاورزی صورت میگیرد. باوجود اذعان همه مسئولان چرا ساختار اقتصادی کشاورزی اصلاح نمیشود و همچنان شاهد بیشترین هدررفت آب با سیستمهای آبیاری اشتباه در این حوزه هستیم؟
این ریشه بحران است، چون در بخش کشاورزی کشاورز اساساً میتوان گفت که پولی بابت حجم آب مصرفی پرداخت نمیکند و آنچه پرداخت میشود تنها هزینه برق الکتروپمپ یا کارکرد کنتور است! وقتی ارزش ذاتی آب صفر در نظر گرفته شود، هیچ انگیزهای برای بهرهوری، مسدودکردن چاههای غیرمجاز یا تغییر الگوی کشت باقی نمیماند. نتیجه این شده که در روشهای سنتی غرقابی، بین ۱۵ تا ۲۰درصد آبی که در زمین رها میشود، قبل از رسیدن به گیاه مستقیماً تبخیر میشود؛ یعنی نه محصول تولید میکند و نه به سفره بازمیگردد.
یکسانبودن وضعیت آب شُرب و دیگر مصارف صنعتی و... در سراسر کشور باعث تشدید تأمین بحران آب برای کشور شده است. آیا راهکاری برای اصلاح این رویه نیست
در کلانشهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و تبریز، مصرف آب شرب از مصارف صنعتی و فضای سبز پیشی گرفته و در تهران و کرج حتی با مصرف کشاورزی برابری میکند. فاجعهبارتر اینکه ما با هدررفت ۲۵ درصدی آب شرب در شبکه مواجهیم که باعث می شود حدود ۱۳ درصد آن به دلیل فرسودگی و نشتی فیزیکی لولههای آب تصفیهشده و گرانقیمت در زیرزمین هدر میرود و علاوه بر این هم حدود ۱۲ درصد آب بدون درآمد و انشعابات غیرمجاز، مصارفی که هیچ حسابی بابت آنها پرداخت نمیشود و کنتوری برایشان وجود ندارد. استان کرمان را بهعنوان بزرگترین مصرفکننده آب کشاورزی کشور در نظر بگیرید؛ حجم آبی که در این استان صرفاً از طریق تبخیر در کشاورزی سنتی از دست میرود، معادل کل مصرف آب چندین استان کوچک کشوراست. قطعاً با نوسازی و تبدیل سامانههای سنتی به آبیاری نوین و اصلاح شبکه فرسوده لولهکشی، میتوان میلیاردها مترمکعب آب را از چنگال تبخیر و نشتی نجات داد؛ حجمی که در شرایط فوقبحرانی کنونی، مرز میان بقا و سقوط هیدرولوژیکی کشور است.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)