جریان آنلاین (/)| مسئله سواد رسانه در تمام ساحتها و عرصههای زندگی مورد توجه و دارای اهمیت است، اما در شرایط کنونی کشور و به ویژه در میانه جنگ سواد رسانه اهمیت بیشتری پیدا میکند، اهمیت سواد رسانه درشرایط جنگی:
سواد رسانهای در هر درگیری، بهویژه در تقابل ایران و آمریکا، نقشی حیاتی ایفا میکند. این مفهوم به توانایی افراد در دسترسی، تجزیه و تحلیل، ارزیابی، ایجاد و اقدام با استفاده از انواع پیامهای رسانهای اشاره دارد.
در زمینه جنگ اطلاعاتی یا ترکیبی که اغلب در کنار درگیریهای فیزیکی یا به جای آن رخ میدهد، سواد رسانهای اهمیت ویژهای پیدا میکند:
مقابله با اطلاعات نادرست و پروپاگاندا: در دوران تنش، هر دو طرف تلاش میکنند روایت خود را ترویج داده و روایت طرف مقابل را تضعیف کنند. رسانههای خبری، شبکههای اجتماعی و حتی شایعات میتوانند به سرعت اطلاعات نادرست، گمراهکننده یا جانبدارانه را منتشر کنند. افراد باسواد رسانهای میتوانند این اطلاعات را با دید انتقادی بررسی کرده، منابع را بسنجند، سوگیریها را تشخیص دهند و از افتادن در دام اطلاعات غلط جلوگیری کنند.
درک روایتهای مختلف: درگیری ایران و آمریکا دارای لایههای پیچیدهای از تاریخ، سیاست و منافع است. هر دو طرف روایتهای متفاوتی از وقایع، انگیزهها و اهداف خود ارائه میدهند. سواد رسانهای به افراد کمک میکند تا این روایتهای گوناگون را درک کرده و از قضاوت تکبعدی پرهیز کنند.
تحلیل پیامهای پنهان: رسانهها اغلب پیامهای پنهان یا ضمنی را از طریق انتخاب کلمات، تصاویر، موسیقی و نحوه ارائه خبر منتقل میکنند. افراد باسواد رسانهای قادرند این لایههای پنهان را شناسایی کرده و تأثیر آنها را بر درک خود از موضوع ارزیابی کنند.
مشارکت مسئولانه: در عصر دیجیتال، هر فردی میتواند تولیدکننده محتوا باشد. سواد رسانهای نه تنها مصرفکننده هوشیار رسانه بودن را آموزش میدهد، بلکه افراد را قادر میسازد تا محتوای معتبر، مسئولانه و سازنده تولید و منتشر کنند و از انتشار اطلاعات نادرست یا تفرقهانگیز پرهیز نمایند.
حفظ امنیت روانی و اجتماعی: قرار گرفتن مداوم در معرض اطلاعات منفی، تحریکآمیز یا ترسناک میتواند اثرات مخربی بر سلامت روان افراد و انسجام اجتماعی داشته باشد. سواد رسانهای با تقویت توانایی مدیریت و فیلتر کردن اطلاعات، به حفظ تعادل روانی کمک میکند.
در نهایت، در شرایطی که تعاملات بین ایران و آمریکا اغلب از طریق رسانهها شکل میگیرد و ابعاد فرهنگی و سیاسی گستردهای دارد، سواد رسانهای ابزاری ضروری برای شهروندان است تا بتوانند به طور آگاهانه در جامعه خود حضور داشته باشند و از تأثیرات مخرب جنگ اطلاعاتی در امان بمانند.
آسیبهای فقدان سواد رسانه درشرایط کنونی به ویژه برای کودکان ونوجوانان:
فقدان سواد رسانهای، بهخصوص برای قشر کمسال و نوجوان، در شرایط تنش بین ایران و آمریکا میتواند آسیبهای جدی و چندوجهی به همراه داشته باشد:
آسیبهای کلی فقدان سواد رسانهای در شرایط جنگ ایران و آمریکا:
1. قربانی شدن در برابر اطلاعات نادرست و جنگ روانی:
باور به اخبار جعلی: کودکان و نوجوانان به طور طبیعی کنجکاو و زودباور هستند. در شرایط جنگ اطلاعاتی، اخبار جعلی، شایعات و اطلاعات تحریفشده به سرعت منتشر میشوند. بدون سواد رسانهای، آنها به راحتی این اخبار را باور کرده و بر اساس آنها قضاوت یا عمل میکنند.
تأثیرپذیری از پروپاگاندا: هر دو طرف ممکن است از ابزارهای تبلیغاتی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، بهویژه نسل جوان، استفاده کنند. نوجوانان بدون توانایی تحلیل رسانهای، ناخواسته به ابزاری برای انتشار پیامهای یکطرفه یا حتی نفرتپراکنی تبدیل میشوند.
ایجاد ترس و اضطراب بیمورد: انتشار مداوم اخبار هولناک، تهدیدآمیز یا اغراقشده در مورد جنگ، حتی اگر صحت نداشته باشند، میتواند باعث ایجاد استرس، اضطراب و احساس ناامنی شدید در بین کودکان و نوجوانان شود.
2. شکلگیری دیدگاههای افراطی و غیرمنطقی:
دوقطبینگری: رسانهها در شرایط جنگ اغلب تمایل به سیاه و سفید نشان دادن وقایع دارند. نوجوانان بدون سواد رسانهای ممکن است نتوانند این پیچیدگیها را درک کنند و به سمت دیدگاههای افراطی سوق داده شوند.
تضعیف تفکر انتقادی: اتکای صرف به اطلاعات دریافتی بدون پرسشگری و تحلیل، توانایی تفکر انتقادی را که برای رشد فکری ضروری است، سرکوب میکند.
3. آسیبهای اجتماعی و روانی:
انزوا یا پرخاشگری: نوجوانانی که تحت تأثیر اطلاعات منفی و جهتدار قرار میگیرند، ممکن است نسبت به دیگران بدبین شده، منزوی شوند یا برعکس، به رفتارهای پرخاشگرانه روی آورند.
هویتیابی نادرست: شکلگیری هویت در نوجوانی تحت تأثیر شدید اطلاعات دریافتی است. اگر این اطلاعات جهتدار و نادرست باشند، هویت فرد نیز به شکلی ناسالم شکل خواهد گرفت.
کاهش اعتماد به منابع معتبر: اگر نوجوانان نتوانند بین منابع معتبر و نامعتبر تمایز قائل شوند، ممکن است به مرور زمان اعتماد خود را به همه منابع (از جمله رسانههای داخلی و خارجی موثق) از دست بدهند.
آسیبهای خاص برای کمسالان (کودکان):
کودکان خردسال به دلیل عدم توانایی در درک مفاهیم انتزاعی و تمایز بین واقعیت و خیال، آسیبپذیرتر هستند:
ترسهای شدید و کابوس: شنیدن اخبار مربوط به جنگ، حتی به صورت غیرمستقیم یا از طریق صحبتهای بزرگسالان، میتواند منجر به ترسهای شدید، کابوسهای شبانه و اضطراب جدایی شود.
مشکلات رفتاری: ممکن است رفتارهایی(مانند شبادراری، مکیدن انگشت) یا پرخاشگری، لجبازی و گوشهگیری از خود نشان دهند.
عدم درک تفاوت دوست و دشمن: درک مفاهیم پیچیده سیاسی و نظامی برای کودکان غیرممکن است. آنها ممکن است به سادگی تحت تأثیر پیامهای رسانهای، افراد یا گروههایی را بدون دلیل موجه "دشمن" تلقی کنند.
تقلید ناآگاهانه: ممکن است رفتارها یا جملاتی را که در رسانهها میبینند یا میشنوند، بدون درک عواقب آن، تقلید کنند.
خلاصه راهکارها:
آموزش سواد رسانهای از سنین پایین:
گنجاندن آموزش سواد رسانهای در برنامههای درسی و همچنین آموزش در خانواده.
نظارت والدین بر محتوای مصرفی:
والدین باید بر آنچه فرزندانشان در اینترنت و رسانهها میبینند و میخوانند، نظارت دقیق داشته باشند.
گفتگوی باز با کودکان و نوجوانان:
ایجاد فضایی امن برای پرسشگری و صحبت در مورد نگرانیها و اطلاعاتی که دریافت میکنند.
تقویت تفکر انتقادی:
تشویق به پرسیدن سوالاتی مانند "این خبر از کجا آمده؟"، "آیا منبع دیگری این خبر را تأیید کرده؟"، "چه کسانی از انتشار این خبر سود میبرند؟"
فقدان سواد رسانهای در چنین شرایطی، نوجوانان را در معرض انواع آسیبهای روانی، اجتماعی و شناختی قرار میدهد و میتواند آینده فکری و رفتاری آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
میثم محمدیان کارشناس سواد رسانه و جنگ نرم
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)