کابوس حضانت

نویسنده: صدیقه فتاحی | انتشار : 1405/03/16 18:59:55
کابوس حضانت

جریان آنلاین (/)/ صدیقه فتاحی؛ نهاد حضانت در حقوق خانواده محمل امنی برای سرپرستی کودکانی است که ناخواسته درگیر نزاع‌ها و جدایی‌های والدین‌شان می‌شوند، اما افسوس که این حق ابتدایی کودک گاها به ابزاری برای اعمال قدرت و تحميل خواسته‌های نفسانی است و در این میان نادیده گرفتن منافع کودک بیش از همه دیده می‌شود؛ در واقع قانونی که باید حافظ باشد به ناچار خودش قربانگاهی برای بی رحمی‌ها تبدیل می‌شود.

قدرت نمایی به قیمت آرامش کودکان

اگرچه در قانون حمایت خانواده (مصوب 1391) در موارد متعددی بر ضرورت مصحلت کودک تأکید شده است، اما در بسیاری از پرونده‌های طلاق و جدایی موضوع حضانت مانند یک بازی برد و باخت است که در این رقابت ناسالم طرفی که از نظر اجتماعی، اقتصادی یا حتی قدرت چانه‌زنی در خانواده قوی‌تر باشد، اغلب دست بالا را دارد و در این میان مادرانی که معمولاً از نظر عاطفی پیوند عمیق‌تری با کودکان دارند، غالباً در این بازی بازنده اصلی میدان هستند. این موضوع بدون توجه از تأثیرات روانی عمیق بر کودک و مادر باعث ایجاد فضایی برای سوءاستفاده از قوانین می‌شود.

علاوه بر اینها بایستی به مسئله حق ملاقات فرزند اشاره کرد. در این بین طرفی که حق حضانت با او نیست (پدر یا مادر) بعد از گرفتن حکم ملاقات فرزند که خودش قصه‌ای دراز دارد برای ملاقات طفلش باید به کلانتری مراجعه کنند؛ جایی که آسیب عاطفی و روانی بیشتری متوجه فرزند می‌شود.

حضانت بدون نظارت فاجعه آفرین می‌شود

متأسفانه گاه شاهد آن هستیم که قوانین حضانت در راستای تأمین منافع کودک نیست بلکه انگیزه‌ای برای انتقام‌جویی یا اعمال سلیقه‌های شخصی تبدیل می‌شود. در مواردی که حضانت به پدر سپرده می‌شود، نبود نظارت کافی یا سهل‌انگاری در بررسی صلاحیت فردی می‌تواند فاجعه آفرین شود. مادران ناتنی هم که خودش با مشکلات روحی یا شخصیتی دست و پنجه نرم می‌کنند، می‌توانند به کابوسی برای کودکان تبدیل شوند به طوری که در فاجعه سنندج شاهد آن بودیم و حبس، شکنجه و محرومیت از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی نتیجه بی‌توجهی به اصول انسانی در اجرای قوانین حضانت شد.

آسیب های پنهان زیر سایه حضانت

کودکانی که قربانی نزاع‌های حضانت می‌شوند، اغلب با آسیب‌های روانی عمیقی دست و پنجه نرم می‌کنند که می‌توان به احساس طرد شدگی، اضطراب، افسردگی و مشکلات رفتاری این تجربه تلخ اشاره کرد و در موارد شدیدتر هم آنچه که در سنندج رخ داد؛ اگرچه این کودکان ممکن است تا پای مرگ پیش بروند اما جسم و روحشان تا ابد زخمی می‌شود. آنچه که بیش از پیش باید به آن توجه کرد عدم اجرای صحیح و انسانی قوانین حضانت است که اعتماد عمومی را به نظام قضایی و خانواده خدشه وارد می‌شود. 

قانون باید مانع تکرار فاجعه شود

آنچه که ضروری است جلوگیری از تکرار چنین فجایعی با بازنگری اساسی در قوانین مربوط به حضانت است؛ اینکه  در تمامی مراحل رسیدگی به پرونده‌های حضانت، اولویت با تأمین منافع کودک باشد نه خواسته‌ها یا قدرت‌نمایی والدین و همچنین پیش از واگذاری حضانت، باید صلاحیت روحی، روانی، اجتماعی و اقتصادی فرد متقاضی به دقت بررسی شود و در ادامه این راه پس از تعیین تکلیف حضانت، باید سازوکارهای نظارتی قوی برای اطمینان از سلامت جسمی و روانی کودک وجود داشته باشد. آنچه که بیش از پیش باید به آن توجه کرد این است که قوانین باید به گونه‌ای به اجرا در آید که با کودک آزاری با قاطعیت برخورد شود به طوری که تکرار چنین جنایاتی به ذهن بدسرپرستان خطور نکند.

فاجعه سنندج زنگ خطر برای نظام حضانت

حضانت نباید به ابزاری برای انتقام یا اعمال قدرت تبدیل شود و در این راه قانون باید در خدمت انسان و در جهت حفظ کرامت و سلامت کودکان باشد و تا زمانی که نگاه به حضانت، نگاهی بازی‌گونه و غیرانسانی باشد، قربانیان بیشتری طعم تلخ کابوس حضانت را خواهند چشید. فاجعه سنندج زنگ هشداری جدی است که نباید نادیده گرفته شود. 

پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)