جریان آنلاین (/) | پس از آنکه دیدگاههای مختلفی در خصوص مذاکرات و تفاهمنامه میان ایران و آمریکا با میانجیگری برخی کشورهای همسایه مطرح شد، پیام رهبر انقلاب در خصوص این تفاهمنامه و تأکید ایشان بر این مسئله که نظر موافقی نسبت به تفاهمنامه نداشتند اما قبول مسئولیت از سوی دولت موجب شده است تا اجازه ورود به مذاکرات و امضای تفاهمنامه را صادر کنند، نگاههای نخبگان سیاسی، رسانهها و مسئولان نسبت به مذاکرات و رخدادهای آن حساسیت و دقت نظر بیشتری پیدا کرده است و البته جو بیاعتمادی نسبت به نتایج و دستاوردهای مذاکره و تفاهم با آمریکا بیشتر شده است.
پیام رهبر معظم انقلاب ابعاد مختلفی داشت که تحلیل و بررسی بخشهای مختلف آن یک نقشه راه و رویکرد راهبردی را در اختیار جامعه، نخبگان و مسئولان قرار میدهد تا بهتر بتوانند چشم انداز مسیر پیش رو را ترسیم و رصد کنند. در همین خصوص با دکتر زینب سادات صفوی کارشناس مسائل سیاسی و فعال اجتماعی داشتهایم که مشروح آن در ادامه در اختیار شما قرار گرفته است.
تحلیل و دیدگاه شما از پیام رهبر معظم انقلاب در خصوص مذاکرات و تفاهمنامه ایران و آمریکا چیست؟
به طور کلی این پیام را باید منشور عقلانیت و اقتدار در دیپلماسی جدید ایران قلمداد کنیم که در چهار محور اصلی قرار گرفته است، اولین محور توازن بین آرمانگرایی و واقعگرایی راهبردی بود، رهبر معظم انقلاب با اشاره به اینکه «علی الاصول نظر دیگری داشتم اجازه تفاهم نامه را صادر کردم» نشان دادند که نظام در عین حفظ اصولی که دارد برای بنبست تأمین منافع مردم هم یک سری راهکارهایی دارد و براساس آن در قالب شورای عالی امنیت ملی به دولت فرصتی داده شد.
این راهکارها نشان دهنده یک احساس قهرمانانه مدام است که در آن مصلحت ملی برمبنای امنیت راهبردی تعریف شده بود. محور دوم پیام رهبر انقلاب موضوع تغییر موازنه قوا بود، اینکه فرموده بودند حضور دشمن در مذاکرات از موضع استیصال است، نکته کلیدی تعبیر رهبر انقلاب تغییر روایت از توافق بود، ایشان توافق را نه از روی نیاز ایران بلکه ناشی از استیصال و درماندگی آمریکا توصیف کردند، یعنی ایران نه از سر ضعف بلکه از موضع اقتدار پای میز مذاکره آمد و آمریکا را مجبور کرد برای خروج از بنبستهای خود بهدنبال تفاهم با ایران باشد.
محور سوم پیام ایشان این بود که جبهه مقاومت را خط قرمز و غیرقابل نفوذ توصیف کردند، ایشان با پیوند زدن حقوق ملت به حقوق جبهه مقاومت، صراحتا اعلام کردند که هیچ تفاهمی به قیمت تضعیف عمق استراتژیک ایران منعقد نخواهد شد و این پیام به متحدان منطقهای این اطمینان را داده است که دیپلماسی ما به معنای دست کشیدن از آرمانهای منطقهای نمیتواند باشد.
محور چهارم پیام ایشان موضوع انتقال مسئولیت و یک نظارت هوشمندانه بود، ایشان با تأکید بر قبول مسئولیت توسط رئیس جمهوری مانع این شدند که رئیسجمهور در موضوع مذاکرات و تفاهمنامه یک چک سفید امضا داشته باشد، وقتی دولت را در پیشگاه ملت مسئول مذاکرات معرفی کردند و گزینه منتظر تحقق شروط خواهیم بود نشاندهنده یک نظارت دقیق و مشروط بر موضوع تفاهمنامه و مذاکرات است.
پیام رهبر انقلاب نشان داد که در فضای رهبری آیت الله سید مجتبی خامنهای سیاست خارجی کشور برپایه اقتدار ناظر پیش میرود، به طوری که مسیر را برای ابتکار عمل دولت باز گشتند اما قطبنمای حرکت مردم و مسئولان براساس عزت ملی و عدم تبعیت از دشمن و حمایت از جبهه مقاومت قرار دارد و به طور کل باید گفت بر اساس اشراف راهبردی رهبر انقلاب به دشمن کاملا بیاعتماد هستند اما برای تکریم اراده اجرایی کشور و اتمام حجت با مسئولیتپذیری دولت با مذاکرات موافقت کردند و این مسئولیت را برعهده دولت گذاشتند.
آیا پیام رهبر انقلاب درخصوص مذاکرات و تفاهمنامه را یک بیانیه باید بدانیم یا با چیزی فراتر از یک بیانیه مواجه هستیم؟
این پیام صرفا یک بیانیه نبود بلکه یک نقشه و یک سند استراتژیک بود، وقتی که رهبر انقلاب فرمودند «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» این یعنی یک قرائت پیش دستانه که رهبری از همین حالا اعلام کردهاند اگر این تفاهمنامه به جام زهر تبدیل بشود یا شکست بخورد مسئول آن رهبری نیست، ایشان اجازه دادند اما تفاهمنامه را تأیید نکردند، تفاوت بین این دو در حقیقت تفاوت بین رخصت تردد و تأیید مقصد است.
در واقع مسئولان و تیم مذاکره کننده تصور کردهاند با یک تفاهمنامه روی کاغذ آمریکا را رام کنند و تعهد را با یک نوشتار روی کاغذ و وعده اشتباه گرفتند و رهبری با پیام خود تمام مسئولیت این موضوع را برعهده مسئولان قرار دادند، یعنی فرمودند من اجازه دادم و شما قول دادید و اگر به نتیجه نرسیدید باید پاسخگوی ملت ایران باشید.
در قسمت دیگری از پیام خود فرمودند که از باب تعهدی که رئیس جمهور به من داده است، درواقع رئیس جمهور را گروگان کلام خود رئیس جمهور کردند، یعنی من اجازه دادم چون شما اصرار کردی و اکنون متعهد هستی و هر اتفاقی که رخ بدهد مستقیما برعهده رئیس جمهور است نه نظام.
عبارت از سر دلسوزی و با حسن نظر که به کار بردند نیز به نظر من یک کنایه بود، یعنی اینکه تیم مذاکره کننده ما ساده لوحی کردند علیرغم اینکه نیت پاک و درستی دارند اما متأسفانه عقلانیت این بازی را ندارند و تفکر قوی ندارند که یک غول سیاسی و فریبکاری نظیر آمریکا را به درستی بشناسند و با آن مواجه بشوند.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از پیام خود نیز فرموده بودند من و ملت منتظر هستیم، خیلی جالب بود این فرمایش ایشان چرا که عملا یک شمارش معکوس برای تیم مذاکره کننده فعال کردند و ایشان خودشان و ملت را یک طرف و رئیس جمهور و تیم مذاکره کننده را در یک طرف دیگر قرار دادند و این یعنی رئیس جمهور در یک وضعیت خاص قرار دارد، یا باید معجزه کند و تعهداتی که داده عملیاتی بشود یا اعتبار سیاسی او از بین خواهد رفت.
به نظر شما ریشه دیدگاه و تفکر مسئولین نسبت به مذاکرات و تعهدی که در خصوص به نتیجه رسیدن مذاکرات قبول کردند در چیست و آمریکا تا چه حد به تعهدات خود در این مذاکرات پایبند خواهد بود؟
اگر بخواهیم واقعگرایانه به موضوع نگاه کنیم، در حقیقت مسؤولان تعهد را با وعده اشتباه گرفتند و با خوشبینی پا در این میدان گذاشتند، به همین دلیل آنها دچار یک اشتباه دیپلماتیک گرفتار شدند، باید از رئیس جمهور پرسید اگر امروز نتیجه ملموسی شاهد نیستیم پس اینهمه هزینه برای مذاکرات چه بود؟ دیپلماسی و اثربخشی آن را باید به نتیجه آن شناخت، نتیجه مذاکرات باید یک استراتژی و راهبرد باشد، اگر خروجی مذاکرات فقط یک تعداد نشست، عکس و خبر باشد یعنی ما دچار توهم دیپلماسی شدهایم، دولت باید خیلی شفاف و دقیق پاسخگوی مردم باشد و مشخص کند که چه چیزی داده و چه چیزی گرفته است. در خصوص مجلس نیز این ایراد وارد است که نباید تماشاگر باشد بلکه باید نظارت دقیق بر مسائل داشته و موضوعات را به خوبی درنظر بگیرند اما اکنون مجلس تعطیل بوده و کارکرد خاصی در این مسأله ندارد.
مسئله دیگر این است که در تفاهمنامه و مذاکرات هیچ ضمانت واقعی از دشمن گرفته نشده است و نقد را با وعدههای نسیه معامله کردهاند، تفاهمنامه ای که هیچ خروجی برای زندگی مردم نداشته باشد فقط یک پوسته زیبا دارد و بیثمر است و نقدهای مردم و نخبگان به این تفاهمنامه کاملا وارد است.
در فضای سیاسی اینکه بگوییم آمریکا به تعهدات خود پایبند است بسیار خندهدار به نظر میرسد، آمریکا هرگز به تعهدات خود پایبند نبوده و نخواهد بود، برای آمریکا فقط منافعش اهمیت دارد و تنها با ترس میتوان آمریکا را به چیزی پایبند کرد، زمانی که تفاهمنامه با آمریکا امضا شده دقیقا شروع یک وقتکشی است که آمریکا بتواند زمان بخرد و برای ضربههای بعدی به کشور ما آماده بشود، تمام ما مردم متوجه شدهاند که آمریکا مشغول وقتکشی است اما مشخص نیست چرا دستگاه دیپلماسی ما این موضوع را متوجه نشده یا اینکه شاید نمیخواهد متوجه بشود، ما با دشمنی طرف هستیم که تخصص آن فریب استراتژیک است، آنها تفاهمنامه امضا میکنند تا ما را به توهم آرامش بکشانند و ما را متقاعد کنند که دست از حضور در میادین برداریم.
هرکسی خیال کند با یک لبخند و با یک امضا آمریکا تغییر ماهیت خواهد داد یا بسیار ساده لوح یا خائن است. آمریکا تا زمانی که مرتبا قدرت ما را احساس نکند به هیچ تعهدی پایبند نخواهد بود و تفاهمنامه برای ما یک کاغذ بیارزش است مگر اینکه در پشت آن یک قدرت بازدارنده داشته باشیم. در واقع آمریکا به هیچ وجه به صورت کامل به تعهدات خود عمل نخواهد کرد، آمریکا یک موجودیتی است که با بدعهدی زنده است و به بدعهدی شهرت دارد، هرتفاهمای هم که با این شیطان امضا بشود در واقع یک خرید زمان برای آن محسوب میشود و موضوعی است که همه به آن واقف است.
اما رهبر انقلاب اشاره کردند که آمریکا با استیصال به پای مذاکره و این تفاهمنامه آمده است، واقعا هم همینطور است، آنها در جنگ منطقهای دیدند که بازدارندگی ما به چه صورت است و تنگه هرمز یک آب راه ساده نیست، دقیقا یک بشکه باروت است که هر زمان ممکن است منفجر بشود و آسیبهای جدی به دشمنان ما وارد کند.
آیا مذاکرات و این تفاهمنامه با همه زیانهایی که ممکن است برای ما به دنبال داشته باشد میتواند دستاوردهایی نیز برای ما رقم بزند؟
ما میدانیم هر بدعهدی که دشمن داشته باشد اگر چه به ضرر ما خواهد بود اما از سویی به ما مشروعیت خواهد بخشید، برای اینکه اگر دشمن خروج یک طرفه از مذاکرات و تفاهمنامه داشته باشد و مسؤولان ما آگاهانه با این موضوع مواجه بشوند در واقع میتوانیم یک تله گذاری برای دشمن در این مذاکرات و تفاهمنامه داشته باشیم تا برای همیشه ثابت کنیم که ما مسیری جز مقاومت برای عزت ایران در پیش نداریم و مذاکره با این دشمن بدعهد بی فایده است.
در میانه این مذاکرات عامل اصلی قدرت و تأمین امنیت کشور چیست؟
نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشیم این است که امنیت کشور را تفاهمنامه تأمین نکرده است بلکه خون شهدا و بصیرت مردم امنیت کشور را تأمین کرده است و مشتهای گره کرده مردم و عزم راسخ نیروهای مسلح ما پشت لانچرهای موشک است که حافظ امنیت ما بوده و ما امنیت را مدیون خون رهبر و امام شهید خود هستیم، ما این امنیت را با خون امام شهیدمان، با خون کودکان مظلوم میناب، با خون جوانان و فرماندهان نیروهای مسلح، با حافظان امنیت ما که در تنگه هرمز در مقابل دشمن ایستادهاند، نیروهای مسلح ما در سپاه و ارتش و هوانیروز شجاع ارتش که با حداقلیترین امکانات شاهد هستیم که افتخارات بسیاری را رقم زدند و تک تک زنان و مردان شهید خود به دست آوردهایم و مسؤولان باید بدانند که امضای تفاهمنامه برای آنها مسؤولیت بسیار سنگینی به دنبال دارد.
امنیت ما در دستان کسانی است که با موشکهای دقیق خود حساسترین نقاط استراتژیک دشمن را نشانه میگیرند و هرمذاکره کنندهای که قدرت نظامی ما را بهعنوان یک مانع ببیند شکست خورده است، قدرت ما در پادگانها و تنگه هرمز است نه در اتاقهای در بسته و دیپلماسی، متأسفانه خیلی شاهد هستیم که بعضی به این مسائل باور ندارند.
به نظر شما سرانجام و پایان مذاکرات و این تفاهمنامه چگونه خواهد بود؟
دو سناریو برای این ماجرا متصور هستیم، یا آمریکا به دلیل استیصالی که دچار آن شده تحریمها را خواهد برداشت و ما از فشارهای ناشی از تحریمها و برخی مشکلات موجود عبور خواهیم کرد که این یا اتفاق نخواهد افتاد یا درصد وقوع آن بسیار پایین است که در صورت وقوع یک پیروزی تاکتیکی محسوب میشود، یا اینکه طبق روش و خوی همیشگی آمریکا شاهد عهدشکنی دشمن خواهیم بود ولی در هر صورت ما پیروز هستیم، چون ثابت خواهد شد با شیطان نمیتوان مذاکره و معامله کرد و ما با مشروعیت کامل حق خواهیم داشت گامهای بلندتری در حوزههای نظامی، هستهای و امنیتی خود برخواهیم داشت.
باید کشور را طوری بسازیم که اگر فردای مذاکرات شاهد بدعهدی طرف مقابل بودیم و مذاکرات لغو شد اقتصاد و معیشت ما آسیب نبیند، نباید ما مجبور به التماس برای رفع مشکلات کشور از طریق دیپلماسی باشیم، زمانی که اقتصاد کشور، تولید کشور و صنعت ما قوی باشد دیگر مذاکره ما از موضع ضعف و برای رفع نیازهای ضروری اقتصادی نخواهد بود.
همه مردم با قاطعیت پای این آرمانها ایستادهاند، ولی ملت باید قاضی نهایی این مذاکرات باشد و هرقدمی را باید با عینک پاسداشت خون شهدا مورد سنجش قرار داد، اگر دیدیم امتیاز نقد در برابر وعده نسیه داده میشود فریاد مطالبهگری ما در برابر این موضوع باید بلند بشود، پشتیبانی از نیروهای مسلح به عنوان ستون فقرات امنیت این کشور باید در دستور کار همه ما قرار داشته باشد، چرا که تا زمانی که بازوان نظامی کشور قدرتمند باشند دولت در مذاکرات دارای پشتوانه خواهد بود در غیر این صورت دولت در مذاکرات بلافاصله شکست خواهد خورد.
این تفاهمنامه در خلأ رخ نداده است بلکه روی شانههای نسلی امضا شد که با خون خودشان و عزیزانمان مرزها و خطوط قرمز کشور را ترسیم کردند و هنوز سایه رهبر شهیدمان بر سر این ملت است و هر قدمی که برخلاف مصالح کشور برداشته بشود یک خیانت تاریخی به خون این شهیدان محسوب خواهد شد.
ما ناامید نخواهیم شد و مذاکره خواهیم کرد اما نه با چشمان بسته و تعامل میکنیم ولی نه با دستان خالی، ما میخواهیم کشور را طوری بسازیم که هیچ طرف خارجی نتواند با یک امضا سرنوشت مردم ما را گروگان بگیرد، باید با بصیرت بدانیم ولایت سکاندار کشتی ما است و ما دارای اقتدار هستیم و امیدوار هستیم که مسؤولان نیز این اقتدار ما را همچنان حفظ کنند و هرچه که پیش بیاید این مردم ما و نیروهای مسلح ما هستند که فاتح نهایی این میدان خواهند بود.
پایگاه خبری جریان/جریان آنلاین (/)