جریان آنلاین (/) | در پیش گرفتن سیاست محاصره دریایی، افزایش تحریمها، سفر به چین و تلاش برای بایکوت کردن هرچه بیشتر ایران درعرصه بین المللی، رویکردی که است که آمریکا پس از اعلام آتش بس در قبال ایران درپیش گرفته است. رویکردی که به گمان بسیاری از کارشناسان نشان از ناخشنودی آمریکا از ادامه جنگ دارد و درصدد است تا با منزوی کردن و اِعمال فشار حداکثری و وارد کردن ضربه نهایی به آنچه که مدنظر خود است، دست یابد. اما بعضی از کارشناسان داخلی و بین المللی بر این باور هستند که در این میان تابآوری پارامتری است که در عرصه اقتصادی و سیاسی میتواند برنده این میدان را مشخص کند. مسئلهای که به گفته بسیاری از صاحبنظران، ایران را باز هم میدان دار این عرصه و قطعاً رسیدن به اهداف نهایی در این جنگ خواهد کرد. در این باره با جعفر پورکبگانی، نماینده مجلس شورای اسلامی گفتوگو کردهایم که در ذیل ملاحظه میکنید.
تابآوری درعرصه اقتصادی، سیاسی و ... به گمان بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی، رویکردی است که میتواند برنده نهایی در این جنگ را مشخص کند و در حقیقت قدرت چانهزنی را در مذاکرات پیش رو، بیشتر کند. چرا تاب آوری در جنگ اخیر اهمیت یافته است؟
دلیل اصلی این است که جهان امروز با بحرانهای پیچیده و چندوجهی روبهروست، در حقیقت دیگر فقط نظامی یا سیاسی نیستند. وقتی تنش یا جنگی رخ میدهد، همزمان اقتصاد، جامعه، فرهنگ، بازار کار، زیرساختها و حتی روحیه عمومی جامعه تحتتأثیر قرار میگیرد. به همین دلیل، تاب آوری به معنای توانایی یک کشور برای ادامه فعالیت و حفظ ثبات در همه این حوزههاست. اگر کشوری بتواند در شرایط فشار، ساختارهای اقتصادی و اجتماعی خود را حفظ کند، در واقع از تابآوری بالایی برخوردار است.
یعنی تاب آوری فقط به مسائل نظامی - امنیتی مربوط نمیشود؟
دقیقاً همینطور است، چون در گذشته شاید تصور میشد تابآوری فقط به قدرت نظامی مربوط است، اما امروز این نگاه تغییر کرده است. ممکن است کشوری از نظر نظامی قدرتمند باشد اما اگر اقتصاد آن دچار آشفتگی شود یا مردم نسبت به آینده ناامید شوند، آن کشور در بلندمدت دچار فرسایش خواهد شد. تابآوری مجموعهای از مؤلفههاست؛ از ثبات اقتصادی و اعتماد اجتماعی گرفته تا توان مدیریتی و قدرت تصمیمگیری در شرایط بحرانی است که میتواند پیروز نهایی جنگ را تعیین کند.
برخی معتقدند نگاه جامعه به خصوص مردم، در جنگ اخیر به مفهوم «تاب آوری» تغییر کرده است. این موضوع را چطور ارزیابی میکنید؟
بله، تغییر محسوسی در نگاه افکار عمومی ایجاد شده است. در گذشته معمولاً جامعه تمایل داشت بحرانها هرچه سریعتر پایان پیدا کند و شرایط به وضعیت عادی بازگردد، اما امروز بخشی از جامعه نگاه متفاوتی دارد. گروهی تصور میکنند اگر روندی آغاز شده، باید تا رسیدن به نتیجه مشخص ادامه پیدا کند. این نگاه ناشی از تجربههای گذشته است؛ تجربههایی که باعث شده بخشی از افکار عمومی نسبت به نتایج نیمهتمام ماندن تحولات نگران باشد.
این تغییر نگرش چه پیامی دارد؟
این موضوع نشان میدهد که جامعه نسبت به گذشته تحلیلگرتر شده است، یعنی مردم فقط به پایان فوری بحران فکر نمیکنند، بلکه به پیامدهای بعدی آن نیز توجه دارند. البته این به معنای استقبال از بحران یا جنگ نیست. هیچ جامعهای خواهان تنش دائمی نیست، اما بخشی از افکار عمومی معتقد است برخی بحرانها اگر بدون نتیجه مشخص متوقف شوند، ممکن است در آینده با هزینههای بیشتری بازگردند. این تغییر نگرش، مدیریت افکار عمومی را نیز پیچیدهتر کرده است.
در این میان، اقتصاد چه نقشی در افزایش یا کاهش تابآوری دارد؟
اقتصاد یکی از اصلیترین پایههای تابآوری است. اگر اقتصاد یک کشور ثبات نسبی داشته باشد، جامعه نیز آرامش بیشتری خواهد داشت. از سوی دیگر، چنانچه بحرانهای اقتصادی تشدید شود، آثار آن به سرعت در حوزه اجتماعی و حتی امنیتی ظاهر میشود. فشارهای معیشتی، کاهش قدرت خرید، افزایش بیکاری و نااطمینانی نسبت به آینده میتواند تابآوری اجتماعی را تضعیف کند. به همین دلیل، کشورها در شرایط بحران تلاش میکنند جریان اقتصادی خود را حفظ کنند.
به نظر میرسد که یکی از محورهای مهم در این مسئله ، نقش انرژی و صادرات نفت است. چراکه آمریکا هم سعی در اِعمال فشار بیقشتر در این بخش دارد. چرا این بخش تا این اندازه اهمیت دارد؟
چون بخش مهمی از درآمد کشور به صادرات نفت وابسته است و در شرایط جنگی به خصوص بعد از تحریم شدید، اولین مسئله این است که آیا کشور میتواند صادرات خود را ادامه دهد یا خیر، قطعاً اگر صادرات نفت دچار اختلال جدی شود، منابع درآمدی دولت کاهش پیدا میکند و این موضوع میتواند بر بودجه، خدمات عمومی و حتی بازار ارز تأثیر بگذارد، از این رو، حفظ زیرساختهای انرژی در واقع بخشی از حفظ تابآوری اقتصادی کشور است. البته در سالهای اخیر تلاش شده ظرفیتهای صادراتی متنوعتر شود. برخی پایانههای نفتی دارای چندین اسکله عملیاتی هستند و امکان بارگیری همزمان نفتکشهای مختلف را دارند، بعلاوه بعضی از زیرساختها به گونهای طراحی شده که حتی در شرایط دشوار نیز امکان ادامه صادرات وجود داشته باشد. این تنوع در زیرساختها باعث افزایش انعطافپذیری میشود.
در این راستا درباره کاهش ظرفیت صادرات یا حتی ذخیره نفت با توجه به محاصره اقتصادی آمریکا هم صحبتهایی مطرح شده است. این مسئله چه اهمیتی دارد؟
اهمیت آن در استمرار صادرات است. وقتی یک پایانه امکان پذیرش نفتکشهای بزرگ را داشته باشد، یعنی توان صادرات در حجم بالا حفظ شده است. برخی اسکلهها قابلیت پشتیبانی از نفتکشهایی با ظرفیت بسیار بالا را دارند و این مسئله از نظر اقتصادی بسیار مهم است و در شرایط بحران، هرچه توان لجستیکی و عملیاتی کشور بیشتر باشد، امکان حفظ جریان صادرات نیز بیشتر خواهد بود. اما آنچه که پیش از این هم ثابت شده است، اینکه ایران در زمان جنگ ایران و عراق هم ثابت کرد که دارای ظرفیتهای فراوانی برای دور زدن صادرات و همچنین ذخیره کردن نفت و ... دارد. در برخی شرایط ممکن است بخشی از مسیرهای صادراتی یا امکانات حملونقل محدود شود، اما اگر مدیریت بحران قوی باشد، میتوان از راههای جایگزین استفاده کرد و مانع توقف کامل فعالیتها شد.
آیا تابآوری بدون همراهی اجتماعی ممکن است؟
قطعاً خیر، به هیچوجه. مهمترین عنصر تابآوری، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است. اگر جامعه احساس کند تصمیمات با شفافیت گرفته میشود و ساختارها توان مدیریت شرایط را دارند، میزان همراهی مردم افزایش پیدا میکند. اما اگر اعتماد عمومی تضعیف شود، حتی قویترین زیرساختهای اقتصادی نیز کارایی کامل نخواهند داشت. به همین دلیل، در همه دنیا حفظ انسجام اجتماعی در شرایط بحران اهمیت بسیار بالایی دارد. کشورها زمانی میتوانند از بحرانها عبور کنند که همزمان چند مسئله را مدیریت کنند؛ ثبات اقتصادی، حفظ امید اجتماعی، استمرار فعالیت زیرساختها و تصمیمگیری سریع و دقیق. تابآوری یک پروژه کوتاهمدت نیست، بلکه نتیجه سالها سرمایهگذاری در حوزههای مختلف است. هرچه زیرساختها قویتر، اقتصاد متنوعتر و اعتماد اجتماعی بیشتر باشد، امکان عبور از بحرانها نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)