جریان آنلاین (/) | هنوز مدت زیادی از امضای تفاهمنامه فی مابین ایران و آمریکا بعد از جنگ چهل روزه نگذشته است که حملات پراکنده دو کشور به یکدیگر باعث برهم خوردن این تفاهمنامه و شکست ادامه مذاکرات شد. این در حالی است که همگان بر این باور بودند که با پایان مراسم تشییع رهبر شهید بار دیگر شاهد ادامه مذاکرات در اسلامآباد خواهند بود. مسدودشدن تنگه هرمز و بازگشت محاصره دریایی آمریکا از پیامدهای این تنشهاست که اینبار خط ساحلی جنوب وشهرهای این منطقه از ایران را بیش از همه درگیر جنگ و حملات کرده است و ایران نیز در پاسخ اینبار حتی پایگاههای آمریکا در عمان و بیشتر از گذشته در اردن و بقیه کشورهای منطقه را مورد حملات پیاپی قرار داده است. کارشناسان معتقدند اظهارنظرات مقامهای مختلف در جناحها و حوزههای مختلف معمای این تفاهمنامه و مذاکرات بیش از پیش پیچیده کرده است و اختلافنظرهای داخلی در این باره، شاید بیشتر از پارامترهای خارجی گره بر شرایط فعلی کشور انداخته است .
در این باره با محمود جامساز، تحلیلگر اقتصادی گفتوگو کردهایم که میخوانید:
تشدید حملات ایران و آمریکا به یکدیگر با واکنشها و گمانهزنیهای بسیاری روبهرو شده است. ارزیابی شما در این باره چیست؟
در حمله اخیر جمهوری اسلامی به سه شناور در بخش جنوبی تنگه هرمز همزمان با اجلاس سران ناتو در آنکارا دو سناریو متصور است که البته شواهد قطعی و مستقلی برای قطعیت هیچیک از این دو در دست نیست. نخست اینکه این اقدام ناشی از دوگانگی در ساختار قدرت بوده، زیرا در تشییع پیکر آیتالله خامنهای، جناح استشهادیِ ایدئولوژیک با برافراشتن بنرها و پرچمها، جناح بقاطلبِ مذاکرهکنندگان را مورد توهین، ناسزا و تهدید قرار دادند و خواهان ترور ترامپ و تخریب تفاهمنامه شدند. دوم احتمالاً در نهان بهعنوان یک راهبرد هماهنگ برای افزایش اهرم فشار و امتیازگیری تلقی میشود، زیرا آنها اطمینان یافتهاند که ترامپ خواهان گسترش جنگ نیست. اما بههرحال، شکلگیری این حمله، فارغ از منشأ آن، بلافاصله با اقدام متقابل آمریکا در حمله به بیش از دهها هدف نظامی و استراتژیک در جنوب و دو پل راهآهن مهمِ راهبردیِ آقتکهخان و دگونجی در آققلا در استان گلستان که ایران را از طریق آسیای مرکزی به چین وصل میکند، منجر شد و در مجموع خسارات زیادی به کشور وارد ساخت. متعاقباً ترامپ تفاهمنامه را پایانیافته اعلام کرد و ادامه هر نوع توافقی با جمهوری اسلامی را منتفی دانست. گرچه قطعیت این اظهارات بسیار تند، با توجه به پیشینه روانشناختی و روانشناسی رفتاری و سیاست ابهام ترامپ، محل تردید است، اما به گزارش انبیسی، جمهوری اسلامی در پیامهای دیپلماتیک، حملات هفدهم تیرماه به شناورها را به عناصر خودسر یا خارج از کنترل نسبت داده و آن را به یک اشتباه ناخواسته یا خطای سیستمی تقلیل داده است. همزمان، به گزارش العربیه، ترامپ خواهان تعهد علنی و صدور بیانیه رسمی از سوی جمهوری اسلامی درباره امنیت کشتیرانی و باز بودن تنگه هرمز شده و این موضوع را شرط مهم ادامه روند دیپلماتیک میداند که قطعاً مورد پذیرش جمهوری اسلامی قرار نخواهد گرفت، زیرا قدرت ژئوپلیتیک سپاه با از دستدادن کنترل و مدیریت تنگه تضعیف خواهد شد. حتی قالیباف، مذاکرهکننده ارشد نیز اظهار داشته که به هیچوجه اهرم تنگه هرمز را از دست نخواهد داد.
به اعتقاد شما آیا چشم اندازی برای ادامه مذاکرات وجود دارد؟
پیام اخیر رهبری نیز مبنی بر خونخواهی آیتالله خامنهای، به باور من باب هرگونه گفتوگو را مسدود کرده و صدور چنین بیانیهای را نامحتمل ساخته است که بهمثابه پایان توافقنامه و احتمال شروع کارزاری جدید است. اما تنگه هرمز گرچه ممکن است در بلندمدت به سبب یافتن راههای جایگزین توسط کشورهای ذینفع از اهمیت ژئوپلیتیک کنونی برخوردار نباشد اما بهعنوان یک متغیر راهبردی از آنچنان اهمیت جهانی برخوردار است که در صورت ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشتیرانی، احتمال ائتلاف نظامی بین این کشورها و هماهنگی امنیتی بیشتر میان آنان و آمریکا را افزایش میدهد.
واکنش کشورهای دیگر نسبت به شرایط ایجاد شده در منطقه و مسدودشدن تنگه هرمز بهخصوص همزمان با اجلاس ناتور در ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
در شرایط خاص با ملاحظات سیاسی و حقوقی ممکن است احتمالاً پای ناتو نیز به منطقه در راستای بازگشایی تنگه کشیده شود. با اینحال باوجود شواهد موجود، گرچه اعتبار تفاهمنامه بهشدت آسیب دیده و سطح بیاعتمادی افزایش یافته است، اما هنوز پایان زودهنگام تفاهمنامه قطعیت نیافته و احتمالاً ادامه آن مستلزم سازوکار جدید و تضمینها و راستیآزمایی مرحلهبهمرحله اقدامات دو طرف بهویژه بازرسیهای سایتهای هستهای تخریبشده ایران از سوی سازمان انرژی اتمی و احتمالاً کارشناسان آمریکایی خواهد بود. لذا نمیتوان قاطعانه نسبت به پایان یافتن مذاکره و مرگ دیپلماسی نظر داد. اگر چنین بود میانجیگران از تلاش برای از سرگیری مذاکرات بازمیایستادند؛ این در حالی است که بر شدت تلاشهای آنان افزوده شده است. ضمن اینکه بر اساس علم و تجربه، در موقعیت آتشبسهای شکننده، لحن تند و تقابلی الزاماً به معنای پایان یافتن دیپلماسی نیست و حتی در مواقع بحرانی پس از یک توقف کوتاه از سر گرفته شده است. لذا در شرایط کنونی بهنظر میرسد ادامه دورهای از تنش و زد و خوردهای مقطعی، همراه با تلاش برای بازگرداندن مذاکرات را تجربه میکنیم که هر اتفاقی میتواند به گسترش کارزار یا احیای دیپلماسی منجر شود؛ گرچه احیای دیپلماسی ممکن است به پایان جنگ و ستیز و توافق منجر نشود اما در عرف روابط بینالملل تنش کنترلشده همراه با مذاکره غیرمعمول نیست و ممکن است سالها در سایه تنش ادامه یابد. با این حال، اگر هیچیک از طرفین حاضر نباشد در موضوعات اصلی امتیاز بدهد، مذاکرات ممکن است صرفاً به ابزاری برای خرید وقت و مدیریت بحران تبدیل شوند، نه حل آن.
تنگه هرمز کارتی است که به باور بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی قدرت و مدیریت ویژهای به ایران برای کنترل وضعیت کنونی داده است. آیا ترامپ اجازه بازیکردن با این کارت را برای ایران خواهد داد؟
در این شرایط این دیپلماسی را از موارد مشابه تاریخی خود متمایز میسازد، افق زمانی تصمیمگیری ترامپ و ویژگیهای شخصیتی او نظیر خودشیفتگی، تمایل به نمایش قدرت، علاقه به پیروزی آشکار در مذاکرات، و حساسیت به افکار عمومی در مورد موفقیت یا شکست است؛ که از انگیزه وی در پذیرش مذاکرات فرسایشی میکاهد و لذا قطعاً تلاش خواهد کرد یا از طریق مذاکره یا تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی و ناتوانسازی حکومت در مدیریت بحران داخلی یا در نهایت با اقدام نظامی مسئله جمهوری اسلامی را در زمان خود حلوفصل کند و آن را نیمهتمام به خلف خود تحویل ندهد. هدف جمهوری اسلامی با استفاده از اهرم تنگه هرمز، حمله به کشورهای منطقه و بالا بردن سطح تنش، حفظ وضع موجود و فشار بر آمریکا در امتیازگیری است تا با منطق از این ستون به آن ستون فرج است این شیوه را تا پایان ریاستجمهوری ترامپ ادامه دهد اما این وضعیت تا جایی برای ترامپ قابل تحمل است که اطمینان یابد دیپلماسی برای دستیابی به اهدافش در محدوده افق تصمیمگیری وی کارساز نیست یا توافق محدود، دستاورد سیاسی محسوب نمیشود. با این حال با افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی و نظامی، سعی در فرسایش قدرت نظامی جمهوری اسلامی خواهد کرد تا حمله نهایی را با همراهی اسرائیل آغاز کند. حال این پرسش مطرح است که آیا این سناریو ترامپ را به اهداف خود میرساند؟ در تحلیل سیاسی، بهویژه در بحرانهای پیچیده، معمولاً بهتر است میان سناریوی قطعی و سناریوی محتمل تفاوت قائل شویم.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)