جریان آنلاین (/) | در حالی که برخی از مسئولان و صاحبنظران بر ادامه جنگ و قطع مذاکره تأکید دارند، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس روز اخیراً بر این امر تأکید کرد که انجام مذاکره به معنای خیانت نیست و سرانجام باید هر جنگی پایانی داشته باشد. این در حالی است که بسیاری بر این عقیده دارند که چنانچه ایران باتوجه به موقعیت کنونی و دستِ برتری که در جنگ و منطقه دارد با یک دیپلماسی مطلوب جنگ را پایان دهد، میتواند بهتدریج از مزیتهای اقتصادی آن نیز بهرهمند شود. به اعتقاد این افراد درصورتیکه از شرایط مناسب کنونی بهصورت مناسب استفاده نکند، بهتدریج با رویآوردن دیگر کشورها به راههای جایگزین در تنگه هرمز، قدرت چانهزنی در عرصه سیاسی و اقتصادی را از دست خواهد داد و قطعاً در این راستا کاملاً واضح است که پایان هرچه سریعتر جنگ باتوجه به منافع ملی کشور برای ایران یک گزینه بُرد خواهد بود. در این باره با مهدی پازوکی، تحلیلگر اقتصادی گفتوگو کردهایم که میخوانید:
به اعتقاد شما آیا سختترشدن شرایط اقتصادی بهدنبال تشدید تحریمها، میتواند اقتصاد ایران را وارد مرحلهای سختتر خواهد کرد؟ چشمانداز اقتصادی کشور را در صورت تداوم این وضعیت چگونه ارزیابی میکنید؟
اعتقاد عمیق کارشناسی دارم که اگر این جنگ حتی یک دقیقه زودتر تمام شود به نفع ملت ایران است. وضعیت «نه جنگ، نه صلح» اصلاً به نفع کشور نیست. نیروهای دفاعی زمانی میتوانند بهخوبی عمل کنند که مردم از امنیت اقتصادی برخوردار باشند، نه اینکه در تأمین نیازهای اولیه و غذا با مشکل مواجه شوند. اقتصاد و مسائل مالی، قوام حکومتهاست و اگر حکومتها به این مسئله توجه نکنند و تحتتأثیر تندروها قرار بگیرند، تبعات سنگینی ایجاد خواهد شد. قطعاً اگر فشار اقتصادی ادامه پیدا کند و تورم به سمت ابرتورم حرکت کند، هرچند هنوز به آن مرحله نرسیدهایم، جامعه دیگر تحمل نخواهد داشت و اقتصاد میتواند به سمت فروپاشی حرکت کند. فروپاشی اقتصادی زمانی رخ میدهد که پول ملی کارکرد خود را در مبادلات داخلی از دست بدهد و مردم برای ارزشگذاری و مبادله به ارزهای خارجی روی بیاورند بنابراین خط قرمز سیاستگذاری باید منافع ملی و منافع ملت ایران باشد.
شما به ضرورت پایان جنگ و کاهش تنش اشاره کردید، باتوجه به اینکه جو کاملاً بیاعتمادی بین طرفین حاکم است، این مسئله چگونه امکانپذیر است؟
دولت باید با سیاستگذاری بخردانه، سیاست خارجی را در خدمت توسعه اقتصادی قرار دهد؛ یعنی با جهان تعامل کنیم، منافع ملی را دنبال کنیم و بهدنبال جنگافروزی نباشیم. تا جایی که من بهعنوان کارشناس اقتصادی اطلاع دارم اسرائیل بهشدت تلاش میکند ایران را بهعنوان عامل ناامنی و بیثباتی در جهان معرفی کند. تندروهای داخلی نیز عملاً همان مسیر را دنبال میکنند. در نتیجه اسرائیل و دشمنان ملت ایران از فشار مضاعف بر مردم سود میبرند. دولت باید سیاستهای بخردانه اتخاذ کند و اجازه ندهد منافع گروههای تندرو بر منافع عمومی کشور غلبه کند.
یکی از موضوعات مهم در این زمینه توافق و تفاهم میان ایران و آمریکا است. منتقدان هرگونه مذاکره با آمریکا را امتیازدهی میدانند؛ شما این نگاه را تا چه اندازه درست میدانید؟
من تفاهمنامهای را که مقامات ایران و آمریکا امضا کردند دو بار خواندم. بار اول فکر کردم اشتباه خواندهام چون به اعتقاد من تمام آن به نفع ملت ایران است. حتی اگر من وزیر خارجه بورکینافاسو یا هر کشور کوچک آفریقایی بودم و قرار بود چنین تفاهمنامهای با جمهوری اسلامی ایران امضا کنم، قطعاً آن را امضا نمیکردم؛ چون عمدتاً به نفع جمهوری اسلامی ایران است؛ بنابراین نمیدانم چرا گروههای تندرو تلاش کردند بر طبل جنگ بکوبند. سیاستگذاری باید متوجه این باشد که زندگی مردم در اولویت قرار دارد. اگر زندگی مردم آسیب ببیند، هیچ سیاستی نمیتواند این خسارت را جبران کند.
در کنار تحریمها، کاهش درآمدهای دولت نیز مسئله مهمی است. وقتی صادرات نفت کاهش پیدا کرده و صنایع نیز از تبعات جنگ آسیب دیدهاند، دولت از چه منابعی باید هزینههای خود را تأمین کند؟
اکنون صادرات نفت ما کاهش پیدا کرده و به گفته رئیسکل بانک مرکزی، نزدیک به صفر شده است. از سوی دیگر وقتی کارخانهها در جنگ آسیب دیدهاند، درآمدی ندارند که دولت بتواند از آنها مالیات دریافت کند؛ بنابراین هم درآمدهای مالیاتی کاهش پیدا کرده و هم درآمدهای نفتی اما در طرف مقابل مخارج دولت نهتنها ثابت نمانده، بلکه افزایش نیز پیدا کرده است. دولت باید برای خانوادههایی که در جنگ آسیب دیدهاند سرپناه تهیه کند و خسارات آنها را جبران کند؛ بنابراین در شرایط کاهش درآمدها، تنها راه این است که سیاستهای بخردانه اتخاذ شود و اقتصاد بهگونهای مدیریت شود که بتوان از منابع موجود بهترین استفاده را کرد.
یکی از موضوعات بحثبرانگیز در چنین شرایطی، اصلاح قیمت بنزین است. آیا باتوجه به کسری بودجه و هزینه بالای تأمین سوخت، افزایش قیمت بنزین اجتنابناپذیر نیست؟
من با افزایش یکشبه و مثلاً پنجبرابری قیمت بنزین کاملاً مخالفم اما باید بهصورت تدریجی عمل کرد. برای نمونه بنزین ۱۵۰۰ تومانی میتواند به ۲۵۰۰ تومان و بنزین ۳۰۰۰ تومانی به ۵۰۰۰ تومان برسد. در این صورت نه فشار سنگینی به توده مردم وارد میشود و نه اتفاق خاصی رخ میدهد. در مورد گازوئیل نیز اکنون لیتری ۳۰۰ تومان عرضه میشود درحالیکه برای دولت هر لیتر بیش از ۲۳ هزار تومان تمام میشود. این نشان میدهد سیاستگذاری فعلی صحیح نیست و عدهای از این وضعیت سود میبرند. نمیشود در یک کشور قیمت آب چند برابر شود، اما قیمت بنزین ثابت بماند.
مدافعان تثبیت قیمت بنزین معمولاً میگویند افزایش قیمت، فشار مستقیمی بر مردم وارد میکند. آیا این استدلال قابل قبول نیست؟
برخی تصور میکنند همه مردم خودرو دارند، درحالیکه اکنون ۵۰درصد مردم ایرانخودرو ندارند. دولتی که یارانه بنزین میدهد در واقع این یارانه را به خودروداران میدهد و این سیاست به زیان فقراست. مشکل اینجاست که خودروداران تریبون دارند و میتوانند فشار اجتماعی ایجاد کنند. در نتیجه دولت نباید تحتتأثیر این فشارها قرار بگیرد. دولت باید از اقدامات پوپولیستی دست بردارد، به حرف پوپولیستها گوش ندهد و منطقی تصمیم بگیرد.
در شرایطی که کشور با تحریم، محدودیت ارزی و کسری سوخت مواجه است، ادامه سیاست فعلی چه پیامدی خواهد داشت؟
اکنون تولید داخلی بنزین حدود ۱۱۵ میلیون لیتر در روز است، اما مصرف به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده؛ یعنی روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر کسری داریم. این کسری باید با دلار تأمین شود. اگر واردات انجام نشود، باید سهمیه کاهش پیدا کند یا قیمت اصلاح شود. نمیشود هم بنزین وارد نکرد و هم قیمت آن را دستنخورده نگه داشت؛ زیرا بنزین وارداتی برای کشور هزینه سنگینی دارد. بنابراین سیاستگذاری اقتصادی باید اصلاح شود و خط قرمز منافع ملی باشد.
آیا میتوان بدون تغییر در سیاست خارجی و بدون کاهش سطح تنش با غرب، انتظار داشت اقتصاد ایران از فشار تحریمها عبور کند؟
بهنظر من نباید از تعامل در سیاست خارجی بترسیم. صریحاً میگویم اگر امروز اقتصاد ایران بتواند با ایالات متحده آمریکا روابط اقتصادی برقرار کند این مسئله به نفع ملت ایران و به ضرر اسرائیل است. اسرائیلیها دقیقاً بههمین دلیل علاقهمندند ایران هرچه بیشتر منزوی شود. اقتصاد بسته بیشتر به نفع رانتخواران است. تشدید تحریمها نیز میتواند محدودیتهای بیشتری برای اقتصاد ایران ایجاد کند؛ حتی تا جایی که در حوزه حملونقل هوایی و پروازهای خارجی محدودیت ایجاد شود؛ بنابراین تمام هموغم دولت و وزارت خارجه باید این باشد که اقتصاد ایران را از وضعیت بسته خارج کنند. تعامل با جهان، دنبالکردن منافع ملی و پرهیز از جنگافروزی به نفع ملت ایران است. سیاست انزوا به نفع مردم نیست و سیاست خارجی باید در خدمت توسعه اقتصادی کشور قرار گیرد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)