جریان آنلاین (/) | حمایتهای مردمی رکن بسیار مهم و تأثیرگذار طی بازه زمانی جنگ رمضان و پیش از آن در جنگ 12 روزه بوده است. در این راستا برخی مطالبات مردمی در حین حمایت از دولت ایجاد شده است. نحوه شکلگیری تعاملات بین مردم و حاکمیت، رویکردی است که درباره آن با غلامعلی رجایی، فعال سیاسی به گفت وگو پرداختهایم.
خیابان، به نقل از بسیاری از مسئولان در حوزههای مختلف ازجمله ارکانی است که باعث شده تا پایداری کشور در رویکرد جنگ با دشمن، تقویت شود. ارزیابی شما از تعاملات ضروری حاکمیت و مردم دراین راستا چیست؟
قطعاً رابطه میان دولت و جامعه یک رابطه یکطرفه نیست، بلکه این یک تعامل متقابل است که بر پایه اعتماد و کارآمدی شکل میگیرد. در دورههای حساس بهخصوص در شرایطی که کشور با تهدیدهای بیرونی مواجه است، این پیوند اهمیت دوچندان پیدا میکند. طبیعی است که هر حکومتی در برابر تهدیدها از خود دفاع میکند، اما میزان همراهی مردم وابسته به آن است که احساس کنند دولت نیز مطالبات و دغدغههای آنها را به رسمیت میشناسد و برای حل آنها اقدام مؤثر انجام میدهد. واقعیت این است که مردم در سالهای اخیر سطح قابل توجهی از صبوری و همراهی نشان داده است. این میزان از تابآوری اجتماعی سرمایهای ارزشمند محسوب میشود که نباید به سادگی از کنار آن گذشت. با این وجود، برخی تصمیمها، بهویژه در حوزه اقتصادی و ارتباطات، فشار مضاعفی بر زندگی روزمره مردم وارد کرده است. مسائلی مانند محدودیتهای گسترده اینترنتی نهتنها از نظراطلاع رسانی و ارتباطی جامعه لطمه زده، بلکه اثرات مستقیم اقتصادی نیز بر جای گذاشته است. این مسائل در بسیاری از موارد به زندگی، کسب وکار و حتی فعالیتهای علمی و آموزشی گره خورده است. بهعلاوه بسیاری از مشاغل خرد و نوپا که بر بستر فضای مجازی شکل گرفته بودند، آسیب دیدهاند و بازگشت آنها به شرایط پیشین کار سادهای نخواهد بود. تجربه نشان داده است که وقتی چرخه اقتصادی یک کسبوکار کوچک متوقف میشود، احیای دوباره آن به مراتب دشوارتر از حفظ ثبات اولیه است.
تجمعات شبانه یکی از ستونهای اصلی در راستای حمایت از دولت همزمان با جنگ است، اما برخی از اظهارنظرهای تند از سوی برخی از افراد علیه بعضی مسئولان یا چهرههای سیاسی را چگونه ارزیابی می کنید؟
بدیهی است، در شرایطی که کشور نیازمند همگرایی و انسجام است، طرح شعارهای تند و بعضاً افراطی جای تأمل جدی دارد. وقتی در فضایی عمومی سخنانی مطرح میشود که به حذف یا مجازات شدید اشخاص اشاره دارد، این پرسش پیش میآید که هدف از بیان چنین مواضعی چیست و چه پیامدی میتواند داشته باشد. نقد و مطالبهگری حق مردم است، اما عبور از مرزهای قانونی و اخلاقی میتواند به تشدید شکافها منجر شود. برخی از شعارهایی که در این تجمعات شنیده شده، نه تنها کمکی به حل مسائل نمیکند بلکه میتواند به امنیت و آرامش عمومی آسیب بزند. این نوع ادبیات، فضای گفتوگو را تنگتر میکند و امکان تصمیمگیری عقلانی را کاهش میدهد. به نظر میرسد برخی از این جریانها از منطق عقلانی فاصله گرفتهاند.
به اعتقاد شما واکنش به این اظهارنظرها تند که به گفته شما باعث از بین رفتن اتحاد در آحاد مردم میشود، باید چه باشد؟
نقش نهادهای مسئول نیز اهمیت دارد. مدیریت تجمعات و مراقبت از اینکه فضای عمومی به سمت افراط کشیده نشود، وظیفهای جدی است. اگر گروهی تلاش کند با طرح دیدگاههای حداکثری و حذفگرایانه، فضای سیاسی را دوقطبی کند، باید نسبت به پیامدهای آن هوشیار بود. جامعهای که در آن صدای اعتدال تضعیف شود، در معرض آسیبهای بلندمدت قرار میگیرد. بعضی از این مواضع، با استنادهای ناقص به سخنان شخصیتهای برجسته گذشته صورت می گیرد، در حالیکه بررسی کامل مواضع تاریخی نشان میدهد تصمیمگیریها همواره بر اساس مصلحت و شرایط زمان صورت گرفته و نمیتوان یک مسئله را جدا از بستر آن به عنوان حکم مطلق تلقی کرد، چراکه تفسیر گزینشی از سخنان پیشین، میتواند زمینه سوءبرداشت را فراهم کند و فضای عمومی را ملتهب سازد. حفظ همبستگی ملی، اصلیترین گزاره ای است که باید در شرایط کنونی لحاظ شود. طرح شعارهایی که جامعه را به سمت تقابل داخلی سوق دهد، عملاً به تضعیف انسجام منجر میشود، حتی اگر نیت برخی افراد خیرخواهانه باشد، شیوه بیان و نوع مطالبهگری اهمیت دارد، چراکه جامعه نیازمند عقلانیت، گفتوگوی سازنده و راهحلهای عملی است، نه تشدید فضای احساسی.
پیامدهای حرکت در مسیر تندرویی از سوی برخی از افراد در جامعه در شرایط کنونی چه خواهد بود؟
قطعاً اگر افراطگرایی در هر سوی طیف سیاسی تقویت شود، پیامد آن کاهش مشارکت اجتماعی و بیاعتمادی خواهد بود. مردم زمانی در صحنه میمانند که احساس کنند صدایشان شنیده میشود و مسیر اصلاح از طریق گفتوگو و سازوکارهای قانونی باز است. اگر فضای عمومی به سمت تندروی پیش برود، بدنه اجتماعی که دغدغه ثبات و پیشرفت کشور را دارد، ممکن است دچار دلسردی شود. به این ترتیب باید توجه داشت که سرمایه اجتماعی کشور حاصل سالها تجربه، همراهی و مشارکت مردم است. این سرمایه به آسانی شکل نگرفته و حفظ آن نیازمند تصمیمهای سنجیده و پاسخگویی شفاف است. دولت اگر بتواند مطالبات ملموس جامعه، به خصوص در حوزه معیشت و ارتباطات، را با سرعت و دقت بیشتری پاسخ دهد، زمینه برای تقویت اعتماد عمومی فراهمتر خواهد شد. از این رو، مطمئناً مدیریت هوشمندانه فضای عمومی و جلوگیری از افراط، میتواند به حفظ آرامش و انسجام ملی کمک کند
آیا به نظر شما مخالفت با تندروها برخلاف مسیر آزادی بیان و... نیست؟
کشور در مقطعی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به تعادل میان امنیت، آزادیهای مشروع و کارآمدی اجرایی نیاز دارد. هر تصمیمی که این سه مؤلفه را همزمان در نظر بگیرد، میتواند مسیر آینده را هموارتر کند؛ در غیر این صورت، هزینههای اجتماعی آن ممکن است بلندمدت و سنگین باشد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)