جریان آنلاین (/): مهدی زارع استاد تمام پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله اظهار کرد دشتهای هومند آبسرد و لواسانات و حوضه لتیان به دلیل افت سطح آبهای زیرزمینی ناشی از پمپاژ گسترده آب در مجاورت تلاقی گسلهای بزرگی چون گسل مشاء و گسل شمال تهران با خطر تحریک گسلهای فعال مواجه هستند.
وی افزود افت ۴۰ تا ۶۰ متری سطح آب زیرزمینی با فرونشست زمین و تشدید خطر زمینلرزه همراه است. این پدیده در دشت هومند آبسرد به طور مستقیم موجب افزایش تنش مؤثر در نهشتههای آبرفتی میشود. تنش وارد بر اسکلت خاک افزایش یافته و در نتیجه تراکم تحکیمی فرونشست خطی و نامتقارن زمین رخ میدهد.
به گزارش ایسنا؛ این کارشناس با اشاره به توسعه بی رویه ویلاسازی و حفر چاههای غیرمجاز در مناطق دماوند و رودهن و پردیس خاطرنشان کرد این اقدامات پدیدههای زلزلهشناختی و ژئودینامیکی منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. منطقه البرز شرقی و مرکزی به ویژه پهنه دماوند مشاء از نظر زمینساختی بسیار فعال است و تخلیه شدید سفرههای آب زیرزمینی در دشتهای هومند آبسرد و مناطق پیرامونی رودهن میتواند از دو طریق بر فعالیت گسلها اثرگذار باشد.
زارع نخستین عامل را تغییر بارگذاری هیدرواستاتیک و حذف تنش ناشی از برداشت حجم عظیمی از آبهای زیرزمینی دانست. برداشت میلیاردها مترمکعب آب از زیر زمین موجب کاهش وزن وارد بر پوسته زمین میشود و این باربرداری تعادل تنش عمودی روی گسلهای منطقه از جمله گسلهای مشاء و شمال تهران و پردیس و گسل کاجان را برهم میزند. تغییر در تنش عمودی میتواند تنش برشی وارد بر صفحه گسل را به آستانه گسیختگی نزدیک کرده و احتمال فعال شدن گسلهای مستعد را افزایش دهد.
وی دومین عامل را تغییر در فشار منفذی ذکر کرد و ادامه داد نوسانات شدید و ناگهانی سطح آبهای زیرزمینی و تخلیه فضاهای خالی موجود در لایههای زمین بر فشار منفذی رسوبات و سنگ بستر اثر میگذارد. کاهش یا تغییرات ناگهانی این فشار میتواند ضریب اصطکاک مؤثر گسلها را تغییر داده و با تسهیل قفل شدگی یا رهاسازی ناگهانی تنش گسلهای آماده حرکت را تحریک کند.
زارع با اشاره به وضعیت بحرانی آبخوانهای منطقه خاطرنشان کرد دشت هومند آبسرد دماوند و بخشهایی از رودهن سال هاست با تراز منفی شدید آبخوانها مواجه هستند. در نتیجه حفر چاههای مجاز و غیرمجاز و برداشت مداوم آب از لایههای ماسهای و رسی آب میان بافتی از این لایهها خارج شده است. با تخلیه آب میان بافتی لایههای رسی تحت تأثیر وزن طبقات فوقانی دچار تراکم برگشت ناپذیر میشوند که نتیجه آن فرونشست ممتد زمین و تخریب تدریجی ظرفیت ذخیره سازی آبخوانها است.
این محقق حوزه مخاطرات با اشاره به پیامدهای فرونشست زمین بر زیرساختهای حیاتی شرق تهران تأکید کرد فرونشست زمین خطوط انتقال گاز و لولههای آب و دکلهای برق فشار قوی و از همه مهم تر پی سازهها و مجتمعهای مسکونی بزرگ به ویژه در مناطق دارای ساخت و ساز متراکم مانند پردیس را تحت تأثیر قرار میدهد و موجب ایجاد تنشهای کششی و برشی و در نهایت بروز ترکهای ساختاری عمیق در این سازهها میشود.
وی با بیان اینکه ویلاسازیهای بی رویه و توسعه شهری در این مناطق موجب شده ساختار خاک در محدودههای فرونشست کرده دستخوش تغییر شود اضافه کرد خاکهایی که در اثر فرونشست دچار ترک خوردگی و گسیختگی شده اند هنگام وقوع زمینلرزه رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند و میتوانند با تشدید امواج لرزهای شتاب زمینلرزه را افزایش دهند.
رئیس مرکز پیشبینی زلزله پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله ادامه داد بخش عمدهای از ویلاسازیهای گسترده و توسعه شهری در رودهن و دماوند در حریم یا روی پهنههای برشی گسلها انجام شده است. این در حالی است که گسل مشاء توانایی ایجاد زمینلرزههایی با بزرگای بیش از ۶.۵ تا ۷ را دارد.
وی خاطرنشان کرد از سوی دیگر بارگذاری ناشی از سازههای سنگین بر روی زونهای خردشده گسلی پایداری دامنهها را کاهش میدهد. این در حالی است که توپوگرافی کوهستانی دماوند و رودهن نیز به طور طبیعی مستعد زمینلغزش است و مجموعهای از عوامل انسانی این خطر را تشدید کرده اند. حفر چاههای متعدد و نفوذ فاضلاب ویلاها به لایههای زیرین زمین و همچنین دستکاری دامنهها برای احداث جاده و ساخت و ساز موجب تضعیف پایداری شیبها شده است. در صورت فعال شدن گسل مشاء این دامنههای ناپایدار میتوانند دچار زمینلغزشهای گسترده شوند و میزان خسارات را به شکل قابل توجهی افزایش دهند.
زارع در پاسخ به پرسشی درباره ارتباط کاهش ذخایر برف و خشکسالی هیدرولوژیک با خطرات زمینشناختی گفت افت شدید ذخایر برفی در ارتفاعات البرز و تداوم خشکسالی هیدرولوژیک زنجیرهای از واکنشهای زمینشناختی را در منطقه آغاز کرده است. در دشتهای حاشیهای ارتفاعات تهران از جمله دشت تهران شهریار و دشت ورامین و دشت هومند آبسرد برداشت گسترده آبهای زیرزمینی با نرخی فراتر از تغذیه طبیعی سفرهها که به دلیل کاهش ذوب برف به شدت افت کرده است موجب تغییر در میدان تنش پوسته زمین میشود.
رئیس مرکز پیشبینی زلزله با اشاره به ارتباط میان افت منابع آب زیرزمینی و فرونشست زمین و خطرات لرزهای در تهران گفت کاهش ضخامت لایههای آبدار رسوبی موجب تحکیم و تراکم برگشت ناپذیر لایههای رسی میشود که پیامد مستقیم آن فرونشست زمین است. ارتباط اصلی این پدیده با زلزله در ماهیت ناهمگن فرونشست نهفته است. دشتهای تهران عمدتاً از رسوبات سست آبرفتی تشکیل شده اند. در حالی که ارتفاعات شمالی از سنگهای سخت تشکیل شده اند. فرونشست شدید در بخشهای آبرفتی و پایداری نسبی در نواحی کوهستانی موجب ایجاد میدان تنش برشی قابل توجهی در پهنه انتقالی میان کوه و دشت میشود.
زارع بیان کرد در مناطقی که بیشترین نرخ تغییرات فرونشست مشاهده میشود گسلهای پنهان و آشکار پای کوهی از جمله گسل نیاوران و گسل شمال تهران و گسل پردیس قرار دارند. انطباق مرزهای فرونشست با این زونهای گسلی سبب میشود دگرشکلیهای ناهمگن به طور مداوم تنشهای کششی و برشی بر صفحات گسل وارد کنند. این فرآیند میتواند زمان بازگشت زمینلرزههای طبیعی را کوتاه تر کرده و شرایط را برای آزاد شدن سریع تر تنشهای انباشته شده در گسلهای فعال فراهم کند.
این محقق با اشاره به تأثیر تغییرات اقلیمی بر تشدید این مخاطرات گفت خشک شدگی هیدرولوژیک ناشی از تغییر اقلیم و کاهش ذخایر برفی البرز روند تخلیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی در دشتهای استان تهران را تسریع کرده است. این پدیده صرفاً یک بحران زیست محیطی یا آبی نیست بلکه از منظر زمینساختی نیز اهمیت ویژهای دارد. چرا که با تغییر بارگذاری عمودی پوسته زمین و ایجاد گشتاورهای برشی ناهمگن در مرز کوه و دشت به عنوان یک عامل ژئودینامیکی مؤثر عمل میکند. وی تأکید کرد تداوم افت آبهای زیرزمینی و تشدید فرونشست میتواند چرخه تنش در گسلهای فعال و پرخطر تهران را تحت تأثیر قرار دهد و شرایط تحریک این گسلها را فراهم کند و آستانه گسیختگی آنها را کاهش دهد.
پایگاه خبری جریان/ جریان آنلاین (/)